طرح اصلاح ساختاری بخش فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی
طرح پیشنهادی ذیل را در خصوص ایجاد تحول در شالوده های سازمانی بخش فرهنگی تقدیم می کنم. انشالله بزرگوارانه از خطاها و لغزش های معلولِ شتاب و محدودیت هایم، در خواهید گذشت.
فرخ انصاری بصیر
تحول در ساختارهای اداریِ موسساتِ فرهنگی و یا موسساتی که در زمینه ی تولیدات فرهنگی فعالیت های توجیهی(سیاست گذارانه) و معین(کمکی) دارند، ضرورتاً باید از بخش ها، دوائر، حوزه ها و یا زیر مجموعه هایی از (هرم) سازمان آغاز گردد که یا مولد فرهنگ و مقوله های فرهنگی هستند و یا محصولات و تولیدات فرهنگی دیگران را مورد ارزیابی، نقد وتحلیل کارشناسی، اصلاح و باز آفرینی، قرار می دهند و در مواردی نیز موجب تولید یا آفریده شدن اثری هنری (فیلمنامه، یا فیلم) از طریق سفارش کار، یا سرمایه گذاری می شوند. از این منظر و با توجه به هدف های تعریف شده ی بنیاد سینمایی فارابی می توان بخش فرهنگی، بخش انتشارات، بخش بین الملل و دفتر جشنواره وسپس بخش تامین و توزیع و طبعا نهاد هایی مانند سینما فرهنگ را به عنوان بخش های مولدِ فرهنگ و یا عرضه کننده ی آن، مورد شناسایی وتحلیل سازمانی و مدیریتی قرار داد و پس از بسامان نمودن آنها به اجرای اصلاحات در بخش های دیگر اداری و خدماتی همت گمارد زیرا همان طور که گفته شد، تحول در ساختار بخش های اداری و خدماتی، نظیر تولید، واحد ویدئو وحمل و نقل و دیگر بخش ها، پس از اصلاحِ اداری در هسته ی سازمان یا به عبارت ساده تر بخش های مولد فرهنگ و علی الخصوص بخش فرهنگی معنا پیدا کرده و اصلاح پذیری را به عنوان رویکردی موجه و منطبق با منطق سازمانی پذیرا می شوند. هدف این طرح، بیشتر ناظر به اصلاح در ساختار بخش فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی بعنوان اولویت نخستی است که فرارروی متولیان طبقه بندی مشاغل وبهبود امور سازمانی و ارتقاء سطح کیفی مدیریتی قرار دارد. شایان یاد آوری است طرح ذیل برخاسته از تجربه هایی است که در حوزه های تئوریک و عملی صحت آن تا اندازه ای از پیش تبیین شده و یا به اثبات رسیده است.
مقدمه:
در بخش فرهنگی، منهای شوراهای جانبی ِ اقتباسی، کودک و نوجوان و معناگرا، دو شورای اساسی وجود دارد که عبارتند از شورای بررسی فیلمنامه های سینمایی و شورای تسهیلات. بدیهی است که افرایش کارایی تخصصی و کارشناسی در این دو شورا و علی الخصوص شورای بررسی فیلمنامه، هنگامی امکان پذیر می باشد که مقوله فیلمنامه و مقوله ی کارِ کارشناسی، روی فیلمنامه، بعنوان دانش و تخصصی روزآمد مورد توجه و بازبینی قرار بگیرد و در راستای آن، آموزش(تکمیلی) کارشناسان شاغل(طرح راهبری کوتاه مدت) و جذب نیروهای جدید برخوردار ازدانش روز آمد (طرح راهبردی بلند مدت) در دستور روز کار مدیران و متولیان سازمان باشد. برای تحقق این امر لازم است که در ارتباط با طرح راهبردی کوتاه مدت، کلاس های کارشناسی فیلمنامه برای کارشناسان و بخصوص آندسته از آنان که رشته تحصیلی و مدرک تخصصی شان با کارشان تناسب ندارد برگزار شود و مفاهیم عمده فن و هنر فیلمنامه نویسی مورد بازخوانی تئوریک و همه جانبه ای قرار گیرد. برگزاری این کلاس ها در عمل موجب خواهد شد تا بررسی های سلیقه ای که در قالب نقد های جانبدارانه و غیرجانبدارانه متوجه فیلمنامه می شود جای خود را به حوزه ای از گفتمان تخصصی و یا بررسی اسکولاستیک بدهد و در نتیجه فیلمنامه نویس احساس کند نه تنها اثر او و ارزش هایش، در فرایند کار کارشناسی مورد تهدید و نادیده انگاری قرار نگرفته، بلکه بگونه ای صحیح و عادلانه و با برخورداری از نوعی ژرف نگری تخصصی ارزش گزاری شده است. بنا بر این، پیشنهادها و نکاتی که در مورد فیلمنامه و در راستای کارِ کارشناسی، از سوی کارشناسان بخش فرهنگی و یا سخن گویِ خود بخش، به آنان ابلاغ شده ویا به صورت مشورت در اختیارشان قرار می گیرد، ارزش مداقه و بازنگری مجدد را داشته و طبعا می تواند راه را برای افزودن ِ لایه های جدیدی از معنا به اثر باز کند.
محتوای کلاس ها:
کلاس های آموزش فن کارشناسی فیلمنامه، آشنایی روز آمد و کار گاهی با هنر فیلمنامه نویسی را حتی برای آن دسته از کارشناسانی که د رعمل به نگارش فیلمنامه علاقه ندارند و طبعا دراین راستا دست به تجربه نزده اند، الزام آورمی کند. اهمیت این کلاس ها بدان سبب است که کارشناس دست کم با حوزه های عملیِ هنر وفنِ فیلمنامه نویسی آشنایی پیدامی کند تا در جریان انجام وظیفه ی خود از ماهیت زحمات و نیروهایی که برسر نگارش یک فیلمنامه توسط فیلمنامه نویس صرف شده آگاهی قابل قبولی داشته باشد (از دور دستی بر آتش داشته باشد) و به لحاظ توان عملی شرائطی فراهم نشود که در برابر اثر کم بیارود و درعمل (و برای آن که خود را ازتنگ و تا نیانداخته باشد) با اتخاذ مواضع سلیقه ای و در نتیجه ریاکارانه، از زیر بار مسئولیت کارشناسی د رمعنای واقعی کلمه، شانه خالی کند(یکی ازکارشناسان اسبق بنیاد شخصا به من گفت هر زمان کاری را نمی فهمیدیم رد می کردیم). علی ای حال، کارشناسان در این راستا باید با شیوه شناسی تحول یک فیلمنامه، ا زتم یا جان مایه به ایده یا انگاره، و از ایده و انگاره ساده تا به موضوع، و از موضوع به طر ح، و از طرح به طرح پرداختی، و از طرح پرداختی به پیش نویس اول، دوم، و سوم فیلمنامه، و عاقبت فیلمنامه اصلی آشنا شده و دست به تجربه بزنند. این کلاس ها باید در بیست جلسه سه ساعته کار گاهی و ترجیحا توسط استاد فیلمنامه نویسی آکادمیسین و در عین حال حرفه ای تدریس شود. شایان یاد آوری است، هر مرحله از تحولات فوق الذکر، به مراحل فرعی تری وابسته می باشند که بررسی و آموختن آنها مستلزم صرف وقت و پژوهش خاص بوده و طبعا به سادگی نمی توان از آنها گذشت. بعنوان مثال، در مبحث ایده پردازی کارشناسان با انواع ایده اعم از ایده های تحقیقی، گلچینی، چرخشی و نیز منابع اخذ ایده مانند ایده های نوشتاری، شنیداری، دیداری، ذهنی، عینی و غیره آشنا می شوند ومی آموزند که چگونه پس از اخذ یک ایده و یا ایده هایی چند، نسبت به گزینش اصلح ویا چرخش آنها تا مرحله گزینش یک ایده ی کاملا متناسب و سینمایی (انگاره گلچینی) پیش بروند. آنان همچنین در جریان آگاهی یافتن از شیوه شناسی تبدیل ایده به موضوع می آموزند که چگونه ایده را براساس عناصر دراماتیک معین و به کمک فرض های زمانی، مکانی و اوضاع و احوالی (تاریخی فرا زمانی وفرا مکانی یا بعبارتی علمی تخیلی) تجزیه وتحیل کنند تا بدین ترتیب به موضوعی دست یابند که قابلیت تبدیل به طرح فیلمنامه سینمایی را داراست.
سمینارهای تخصصی:
متولیان این برنامه آموزشی، می بایست در جریان و یا در کنار جلسه های بیست گانه مذکور، سمینارهایی را با حضور فیلمنامه نویسان حرفه ای برگزار کنند تا بدین ترتیب کارشناسان، آموخته های کلاس های کارگاه کارشناسی فیلمنامه را با طرح سوالات، و دریافت پاسخ های موجه، محک زده و اعتبارشان را تبیین کنند.
کار کارشناسی توأمان تئوریک و عملی:
هر یک از کارشناسان در جریان برگزاری این دوره، یک فیلمنامه معتبر از یک فیلمنامه نویس شناخته شده ی ایرانی و خارجی را مورد بررسی قرار می دهد و گزارش خود را به صورت مکتوب در اختیار استاد قرار می دهد. البته روش های دیگری نیز وجود دارد که بی شباهت به”مورد پژوهی” (کیس استادی) نیست و می تواند در صورت لزوم وبنا به صلاحدید استاد جایگزین تجزیه و تحلیل فیلمنامه گردد. در این روش کارآموز بحرانِ فرضیِ دراماتورژیکیDramaturgic هنر نگارش متون نمایشی را که برای یک فیلمنامه نویس فرضی یا غیر فرضی پیش آمده است، طبق دریافت های تئوریک وسلیقه ی خود در مقام نویسنده حل می کند.
پژوهش های جانبی:
در کنار برگزاری کلاس های فوق لازم است تا تحولات صنعت فیلمنامه نویسی در سطح جهان و بخصوص در صنعت کشورهایی که دارای صنعت سینمای بالنده ای می باشند بعنوان کار پژوهشی در دستور روز کارشناسان قرار بگیرد و در این راستا اینان حتی بتوانند بعنوان هنرجوی بورسیه به کشورهای فوق الذکر سفرکرده و نتیجه کار خود را در اختیار مدیریت آموزشی بنیاد (یا رئیس بخش فرهنگی) قرار دهند.
تبیین و طراحی روش برخورد با نویسندگان فیلمنامه:
شیوه شناسی برقراری گفتمانِ مشترک تخصصی با فیلمنامه نویسان، از مسائل بسیار مهمی است که باید در بخش فرهنگی مورد بررسی مجدد قرار بگیرد. به نظر نگارنده و با توجه به پژوهشی که شخصا در زمینه صنعت سینمای آمریکا انجام داده ام در این کشور فیلمنامه نویس کار خود را با تسلیم خود فیلمنامه به مراجع ذیصلاحِ استودیو یا دیگر مراکز دریافت کننده اثر (بخش فرهنگی در مورد بنیاد سینمایی فارابی) آغاز نمی کند. بلکه این طرح فیلمنامه است که باید با برخورداری از قالبی استاندارد و از پیش تعیین شده و اعلام شده، در اختیارِ مراجع کار شناسی قرار گیرد. در این راستا باید فوائد این رویکرد مورد قبول و تایید همگان قرار گرفته و به دفاتر سینمایی ابلاغ گردد. طرح فیلمنامه سینمایی معمولا در سه پاراگراف و یا مجلس تنظیم می گردد. در مجلس نخست طرح، فیلمنامه نویس ضمن معرفی بستر زمانی و مکانی داستان شخصیت های اصلی و چند شخصیت فرعی را معرفی کرده و نشان می دهد که این شخصیت ها به ورطه بحران و یا کشمکشی تعیین کننده که به مثابه نیروی مولد حرکت اثر، عمل می کند، کشیده می شوند. بعنوان مثال، در مورد داستان فیلم جن گیر، خواننده در پایان مجلس اول درمی یابد که داستان در شیکاگوو برحول محوردختری نوبالغ روی می دهد که شیطان و یا موجودی خبیث که ساحتی ماورایی دارد در وجود او حلول کرده است. مادر این دختر طبعا برای نجات جان دخترش دست به اقدامات گوناگون متعارف پزشکی می زند و پس از ناامیدی از این گونه مداوا ها عاقبت به توصیه اطرافیان متدین خود به مردی روحانی مراجعه می کند که درکار خروج ارواح خبیثه ازجان انسان تجاربی دارد. بدین ترتیب این مرد روحانی و دستیارش شبی به خانه این مادر و دختر می روند و مقابله خود را با دخترجن زده و در راستای نجات او آغاز می کنند. مجلس دوم طرح، بعنوان نیروی مولد داستان عمل می کند و در عمل نشان می دهد که چگونه نیروهای خیر و شر و یا متقابل داستان در برابر هم صف آرایی کرده و در این راستا دستآورد های خاص خود را پیدا می کنند. در مورد فیلم جن گیر این حالت زمانی به وجود می آید که شیطانِ حلول کرده در جان دختر بچه، عاقبت به طورمقطعی مهار می شود وکشیش حاذق کهنسال از دستیار خود می خواهد که برا ی استراحت اطاق را ترک کند. مجلس سوم داستان به منطقِ تحققِ نتیجه ی کشمش می پردازد و داستان را به پایان می برد. در مورد مجلس سوم طرح داستان فیلمنامه جن گیر می توان گفت که درآن شیطان پس از خروج کشیش جوان متوجه می شود که توانایی جسمی کشیش کهنسال کاهش یافته، بنابر این از نیروی فیزیکی خود بهره برده و قهرمان کهنسال روحانی را به قتل می رساند اما در این خلال کشیش جوان وارد اطاق شده و جنگ او با شیطان آغاز می شود کشیش جوان در می یابد که شیطان درصدد است در جریان این نزاع و رویارویی در وجود او رخنه وحلول کند بنابراین به دلیل وجدان پاک، ضمیر روحانی و عزم ضد شیطانی خود، پس از درک حضور وحلول شیطان در وجود خود و پیش از آن که او در وجود او حاکمیت کامل پیدا کند خود را از پنجره به بیرون پرتاب می کند و بدین ترتیب مبادرت به ” نفس کشی” و نه”خود کشی” می کند. باید دانست طرح سه مجلس شاخصه های دیگری نیز دارد که به اختصار به آن اشاره می شود. پرهیز از ادبیات تغزلی، پرهیز ازجلو بردن داستان به مدد تدابیرسینمایی و در همین راستا پرهیز از واژگان تخصصی سینمایی مانند دیزالو، فلاش بک، فلاش فوروارد، مونتاژ موازی و غیره، عدم طرح گفتگوهای داستان منهای یک یا دو عبارت بسیار معنادار و تاثیرگذار در فهم داستان، استفاده از زمان حال ساده و زمان حال استمراری و روایت سوم شخص مفرد. شایان یادآوری است که معمولا طرح واقعی فیلمنامه های خوب و حرفه بگونه ای تنظیم می شود که مجلس دوم به دلیل اهمیتی که در راستای پیش برد داستان دارد حجمی به مراتب بیشتر از مجلس اول و سوم را به خود اختصاص می دهد، ملاحظات حرفه ای دیگری نیز طبعا وجود دارند که به دلیل وجه تخصصی و حساسی شان در این جا نمی توان بدانها پرداخت.
کار کارشناسی فردی و کارشناسی گروهی:
بررسی یک طرح فیلمنامه سینمایی یا یک فیلمنامه، اگر بر اساس سنجه های از پیش تعیین شده و نیز در جریان روخوانی و تجزیه وتحلیل همزمان اثر صورت بگیرد ضریب اشتباه در کارکارشناسی را به حداقل رسانیده و مالا به تصمیم یا تصمیماتی قوام یافته و مشوق درجهت تحول آن، می انجامد، ضمن آن که اتخاذ رویکردِ گروهی به معنای نفی رویکردِ کارِکارشناسی به صورت فردی نیست و در عمل هریک می تواند به موازات دیگری پیش برود.
اتخاذ تصمیمات وابسته به جذب نیروهای کارشناسی جدید از طریق اهدای بورس و یا استخدام کار آموزان از میان دانشجویان ممتاز رشته ادبیات نمایشی:
دانشجویان ممتاز رشته ادبیات نمایشی می توانند کارآموزان فعلی و کارشناسان با تجربه صنعت بررسی کارشناسی فیلمنامه های سینمایی در آینده باشند بنابراین برای تحول در ساختارهای پرسنلی بخش فرهنگی تعامل با موسسات آموزش و دانشکده های رشته های سینمایی و بخصوص ادبیات نمایشی الزام آور می باشد.
آرشیو فیلمنامه و روش های نو:
امروزه وجود پیشرفت های نرم افزاری در حوزه بسیاری به کمک نویسندگان فیلمنامه وموسساتی که در این راستا کار کارشناسی می کنند آمده است و در این راستا این صنعت را دستخوش پیشرفت های چشم گیر، مثبت و کاراتری کرده است. بنابراین در این راستا باید هم پا با تحولات وابسته به جذب و تربیت نیروهای متخصص برای تحول در امور آرشیوی بخش فرهنگی نیز تدابیر جدیدی را اتخاذ کرد و از آن جمله دریافت طرح ها را همساز و همآهنگ با روش های وابسته به آرشیو رایانه ای به پیش برد.
کلاس های زبان انگلیسی و فیلمنامه نویسی و نقد فیلم به زبان انگلیسی:
آشنایی کارشناسان بخش فرهنگی با زبا ن انگلیسی موجب تسهیل برنامه ها پژوهشی آنان می گردد و راه را برای مطالعه منابع دست اول و حتی تماشای بهتر فیلم ها باز می کند (اکثرفیلم های خارجی اگرهم به زبان انگلیسی نباشند دارای زیر نویس انگلیسی هستند). از طرف دیگر از آن جا گهواره رشد هنر سینما بعنوان یک صنعت، کشور های خارجی و بخصوص کشورهای غربی بوده اند و ما بخش زیادی از دانش سینما و اخبار و تحولات جهان سینما را از طریق نشریات وتماشای فیلم های خارجی تحصیل می کنیم، لازم است که اکثر کارشناسان بخش فرهنگی با زبان انگلیسی آشنا باشند. بنابراین در این راستا برگزاری یک دوره کلاس های تحلیل و نمایش فیلم (و براساس کتابی مرجع مانند کتاب هنر تماشای فیلم و یا کتاب های دیگر) به زبان انگلیسی می تواند موجب ارتقاء کار علمی و پژوهشی کارشناسان گردد و آنان را به فرآگیری این زبان شائق نماید.
در پایان شایان یادآوری می دانم که طرح های دیگری برای تحول در شالوده های سازمانی بخش فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی وجود دارد که اجرای آن مستلزم تخصیص بودجه و صرف وقت در جهت برنامه ریزی درازمدت می باشد که طبعا در شرائط فعلی و موانع موجود بهتراست از آن سخنی به میان نیاید مگر آن که در طریق عمل مدیرت جدید ضرورت پرداختن به طرح های زیر بناییِ نوین تری را در دستور روز کار خود قرار دهد.
هذا من فضل ربی / فرخ انصاری بصیر / دهم دیماه ۱۳۸۶
















