سوره اعراف

 

سوره اعراف به دلیل انعکاس اخبار روز رستاخیز و پرداختن به جزییات و راز های روز داوری یکی از تکاندهنده ترین سوره های قرآن به شمار می آید . متاسفانه اکثر این خبر ها و چشمه های معنوی سوره اعراف مابه ازاء تصویری در جهان سینمابه طور اعمم و در سینمای کشور ها مسلمان و من جمله ایران ندارند وا زاین نظر کار نگارنده درارتباط با این سوره تا اندازه ای مشکل می شود زیرا ناگزیر خواهم بود تاویل های سینمایی خودخواسته ای را در جهت معرفی قابلیت های این چشمه ها بعنوان منابع اخذ ایده ها و انگاره های سینمایی معرفی کنم.آیه ها ی 8و9 و 10 این سوره تقریبا در اواخر قرآن و در سوره القارعه بگونه ای تکرار شده اند با این وجود کار خود را با انعکاس این دو آیه از سوره مبارکه ی اعراف آغاز می کنیم .() و در آن روز , سنجش (اعمال) درست است , پس هرکس میزان های (عمل ) او گران باشد , آنان خود رستگارانند .() و هرکس میزان های (عمل ) او سبک باشد , پس آنانند که به خودزیان زده اند , چرا که به آیات ما ستم کرده اند.روز گذشته که که چهاردهمین فرودین و اولین روز کار ی من در بنیاد فارابی بود با ذوق و شوق فراوانی سوره انعام را تماکردم و فصل سوره اعراف را باز کردم و دو آیه فوق را نوشتم و به سر کار خود رفتم با این امیدواری که رئیسم را ببینم و نظر اور ا در مورد فصل سوره مبارکه فاتحه و سوره مبارکه بقره را که پیش از نوروز و برای اخذ نگاه کارشناسی به ایشان داده بودم را بپرسم و بدین ترتیب بتوانم با امیدواری و روحیه بهتری به کار نگارش این کتاب ادامه بدهم بنابراین با امید واری بسیار زیادی به سر کار خود رفتم و خوشبختانه فهمیدم که ایشان متن را با خود آورده اند اما چندی نگذشت که به من گفتند که تنها دوازده صفحه از آن را مطالعه کرده اند و کار من را نپسندیده اند و کتاب مرا به لحاظ بار فرهنگی و هد ف ناظر بر نگارش آن بسیا ر ضعیف و فاقد ارزش (درمیان هزاران هزار کتابی که در ایران درمورد معناگرایی از منظر قرآن نوشته شده است ) تشخیص داده اند .در جریان بحث چنان برافروخته و خشمگین شده بودم که حد نداشت , احساس می کردم موضوع وحشتناک ترین و سبعانه ترین و ظالمانه ترین برخورد هاو انتقادات قرار گرفته ام و یاد حمایت های این مرد از موجوداتی افتادم که صرفا به دلیل قدرت و پشتوانه های غیرقانونی شان می توانستند و می توانند خر مراد را در این مملکت سوار شوند. و امروز صبح در حالی که طبعا انگیزه ی زیادی برای ادامه کار نداشتم مفهوم دو آیه فوق که خبراز تحقق عدالت در قیامت براساس برتری کار های خوب نسبت به بد آدمی می کند , به نیروی زائدالوصفی برای ادامه کارم داد دو واژه دیگر قرآنی درحال حاضر سخت ذهن ام را به خود مشغول کرده است , مناع اللخیر و ظهیر المجرمین .

مدتی پیش در پارک قیطریه با روان شناسی آشنا شدم و آن روان شناس در مورد مفهوم گریس یا همان تفضل از منظر روان شناسی دیدگاه ها و تحقیقات  بسیار زیبایی داشت که مر ا بسیار تحت تاثیر قرار داد . ایشان بعدها این تحقیقات را در اختیار من قرار داد و من حالا که به آیه های 10تا 27سوره اعراف رسیده ام فکر می کنم جا دارد که خلاصه ی آن تحقیقا ت را در این جا منعکس سازم این بدین لحاظ است که داستان آدم و حوا در این سوره مجددا و از منظری دیگر تکرار شده است و فیلم و یا فیلم های دیگری غیر از هبوط و کتاب آفرینش وجود ندارد که نگارنده در این فصل از کتاب به آن ها بپردازم اما طرح مبحث روان شناختی تفضل می تواند جز آندسته از فیوضات و چشمه ها ی قرآنی باشد که خوانندگان را در طرح انگاره های نو و موضوعات بدیع سینمایی یاری کند به خود آیه ها توجه کنیدکه می فرماید :() و در حقیقت , شما را خلق کردیم , سپس به صورتگری شما پرداختیم , آنگاه به فرشتگان گفتیم :برای آدم سجده کنید. پس (همه ) سجده کردند ,جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود.() فرمود : چون تو را به سجده امرکردم چه چیز تو را بازداشت از این که سجده کنی ؟ گفت : من از اوبهترم .مرا از آتشی آفریدی و او را از گل آفریدی .() فرمود : از آن (مقام ) فروشو , تو را نرسد که در آن (جایگاه ) تکبر نمایی .پس بیرون شو که تو ا زخوار شدگانی.() گفت :مرا  تا روزی که (مردم ) بر انگیخته خواهند شد مهلت ده .فرمود:تو از مهلت یافتگانی.() گفت : پس به سبب آن که مرا به بیراهه افکندی , من هم برای (فریفتن ) آنان حتما بر سر راه راست تو خواهم نشست .() آنگاه از پیش رو و از پشت سرشان و ا زطرف راست و ا زطرف چپ شان بر آنها می تازم , و بیشترشان را شکر گزار نخواهی یافت .() فرمود :نکوهیده و رانده , از آن (مقام) بیرون شو , که قطعا هر از آنان از تو پیروی کند ,جهنم را از همه ی شما پر خواهم کرد . () وای آدم , تو با جفت خویش در آن باغ سکونت گیر , و ا زهر جا که خواهید بخورید , و(لی ) به این درخت نزدیک نشویدکه از ستمکاران خواهید شد.() پس شیطان , آن دو را وسوسه کرد تا آن چه را از عورت های شان برای شان پوشیده مانده بود, برای آنان نمایان گرداند , و گفت : پرودگاراتان شما را از این درخت منع نکرد , جز (برای ) آن که (مبادا) دوفرشته گردید یا از (زمره ) جاودانان شوید.() و برای آن دو سوگند یاد کرد که :من قطعا از خیر خواهان شما هستم .() پس آن دو را با فریب به سقوط کشانید, پس چون آن دو از (میوه ) آن درخت (ممنوع ) چشیدند , برهنگی های شان بر آنان آشکار شد , و به چسبانیدن برگ (های درختان ) بهشت بر خود آغاز کردند, و پرودگارشان بر آن دو بانگ بر زد :مگر شما را از این درخت منع نکردم و به شما نگفتم که د رحقیقت شیطان برای شما دشمنی آشکار است .() گفتند :پرودگارا ,ما بر خویشتن ستم کردیم , واگر برما نبخشایی و به ما رحم نکنی مسلما از زیانکاران خواهیم بود .() فرمود : فرو د آیید , که بعضی از شما دشمنی بعضی (دیگر) ید و برای شما در زمین تا هنگامی (معین ) قرار گاه و برخورداری است .فرمود: در آن زندگی می کنید و در آن می میرید و از آن برانگیخته خواهید شد .

آیه 37 رویکرد متافیزیکی گفتگوی فرشتگان را در لحظات احتظار منعکس می کند , می فرماید : پس کیست ستمکار تر از آن کس که بر خدا دورغ می بندد یا آیات او را تکذیب می کند؟اینان کسانی هستند که نصیب شان از آن چه مقرر شده به ایشان خواهد رسید , تا آنگاه که فرشتگان ما به سراغ شان بیایند که جان شان بستانند , می گویند: آن چه غیر خدا می خواندید کجاست ؟ می گویند : از (چشم) ما ناپدید شدند و علیه خود گواهی می دهند که آنان کافر بودند.مصادیق شرک در دوران های مختلف تاریخ با توجه به رویکرد های اجتماعی سیاسی و فرهنگی و بویژه مذهبی حاکم , گوناگون و تا انداز ه ای قابل طبقه بندی می باشند.در آستانه هزار ه سوم نگارنده پس از انتشار کتاب آیه های شیطانی سلمان رشدی  و واکنش متضادی را میان طرفداران دموکراسی و مسلمانان بر انگیخت , تصمیم گرفتم با نگارش فیلمنامه ای بانام سکانس های اهورایی ویا سوره های رحمان البته تحت نام شهود به مراکز فرهنگی کشور  عرض کردم نظرخودم را در مورد محتوای این کتاب نشان بدهم .بهر حال خیلی زود هنگامی که مقدمات نگارش طرح را آماده می کردم به این تحلیل دست یافتم که جاهلیت مدرن می تواند درونمایه چنین فیلمنامه ای باشد و در این راستا آیه 62سوره نحل بسیار راه گشای کارم گردید و در مورد آن طرح هنگام بررسی سوره مبارکه نحل بیشتر سخن به میان خواهیم آورد.به هرحال همان گونه که پیشتر نوشتم مظاهر شرک در هر دوره فرق می کند و شرک مدرنی که در حال حاضر با آن روبروهستیم بی شباهت به شرک دوران جاهلیت نیست . در آن زمان این بت ها بودندکه موجبات تحرکات بازرگانی را در مکه با جلب بازرگانان فراهم می آوردندو حالا این تکنولوژی و بویژه تکنولوژی وابسته جهان اینترنت و شبکه ها ی ماهواره ای است که موجب همگرایی آدم ها می شوند اما این امکانات تبلیغی و محرک و تسهیل کننده نباید هرگز مانع پرستش خدا و روی آوری بندگان به سوی بت های شود که   تکنولوژی ویا هر عوارض آن می تراشند  در غیر این صورت این شیطان  است که برآن گروه از پرستدنگان "بت ها" ولایت پیدامی کند .در ارتباط با ولایت تکنولوژی بر انسان ها و یا بهتر است بگوییم خدایی تکنولورژی بر آدمیان بسیار فیلم های علمی تخیلی دیده ایم که بسیاری از آنها معناگرا نبوده اند امادر میان فیلم های خوب معناگرایی که چنین درونمایه ای داشته اند هنوز هم که هنوز است اودیسه ی فضایی حرف اول را می زند و فیلم های دیگری نظیر پی چک اثر جان وو و دیگر فیلم هایی از این دست از پی آن می آیند .

   به یک سلسله آیه هایی در سوره اعراف می رسیم که خبر از روانه های وابسته به روز قیامت می دهند و بدین  لحاظ بسیار معناگرا هستند , همان طور که گفته شد سینمایی جهان تنها چند اثر قابل توجه را در دل خود پروانیده که مستقیما به مفاهیم روز جزا مرتبط می شوند , بدیهی است انعکاس  چشمه ها ی معناگرایانه سوره ی اعراف بدلیل وابستگی شدیدی که با عنوان خود آیه دارند می توانند برای انگاره پردازان سینمای معناگرای ایران اعم از نویسنده نمایشنامه نویس کارگردان تهیه کننده و موسیقی دان و طرا ح و بازیگر از منظر های گوناگون راهگشا و از منظر خلاقیت های هنری بسیار سود مند , تحقق این امر به د و لحاظ حسی و عقلی عملی می شود . وقایع و رویکردها ی روز جزا از یک سو در آفرییشی روی می دهند که پس از آفرینش فعلی تحقق می یابد و بنابراین درک قوانین آفرینشی دیگر گون از آفرینش کنونی برای ما بسیار سخت و مشکل می نماید زیرا اگر قرار بود آن آفرینش هم عینا با همان قوانینی اداره می شدندکه این جهان می شود , دیگر به لحاظ عقلی نیازی به تکرار آن نمی بود چرا که همین آفرنیش نیزهم به لحاظ گستردگی نامتناهی و یا شبه نامتناهی (به تعبیر انیشتن در این رابطه خوانندگان محترم می توانند به بخش آلبرت انیشتین کتاب و سریال تلویزیونی عروج انسان به قلم و روایت برونوفسکی مراجعه کنند که به نظر نگارنده از معناگرایانه ترین سریال های تلویزیونی است که تاکنون در مورد آفرینش انسان و راهی که طی کرده است ساخته شده است سال های پیش هنگامی که نگارنده بعنوان مدرس در مجتمع دانشگاهی هنر تدریس می کردم این سریال بعنوان مابه ازا ی تصویر ی بسیاری از مباحث تئوریکی قرار می دادم که درکتاب مستند اریک بارنو که نگارنده د ردانشکده صدا و سیما بدوا ترجمه کرده بودم قرار می گرفت ) و هم به لحاظ برخورداری از ابعاد زمانی و فرا زمانی بسیار پر رمز و راز و برخوردار از پیچیدگی های و ظرفیت های فوق تصور می باشد .بنابراین این دسته از چشمه های معنوی  قرآن طبعا خبر های بسیار خارق العاده ای هستند که در حال حاضر درک منطقی  آنها برای ما زمینیان مشکل و حتی غیر ممکن می باشد واز همین رو در کتاب آسمانی قران در آیه هایی ذکر شده است که این خبر های وجه های تمثیلی بهشت و دوزخی هستندکه در آن آفرینشی دیگر گونه روی می دهند و به همین لحاظ برا ی درک ما زمینیان به صورتی پررمز و راز و کاملا معناگرا , به سینه مبارک  حضرت رسول اکرم ص نازل شده اند. به این گروه از  آیه ها توجه کنید که می فرماید:()  در میان امت هایی از جن و انس که پیش از شما بوده اند , داخل شوید .هر بار که امتی در آتش درآید همکیشان خود را لعنت کند , تا وقتی که همگی درآن به هم پیوندند , (آنگاه ) پیروان شان درباره پیشوایان شان می گویند : پرودگارا اینان ما را گمراه کردند , پس دو برابر عذاب آتش به آنان بده .(خدا ) می فرماید : برای هر کدام (عذاب دو چندان است ولی شما نمی دانید.()و پیشوایان شان به پیروان شان می گویند:شما را بر ما امتیازی نیست .پس به سزای آن چه به دست می آورید عذاب را بچشید.() در حقیقت کسانی که آیات ما را دروغ شمردند واز (پذیرفتن ) آنها تکبر ورزیدند , درهای آسمان را برایشان نمی گشایند و در بهشت درنمی آیند مگر آن که شتر در سوراخ سوزن داخل شود . و بدین سان بزهکاران را کیفر می دهیم. () برای آنان از جهنم بستری و از بالای یشان پوششهاست , و این گونه بیدادگران را سزا می دهیم .() و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند- هیچ کسی را جز به قدر توان اش تکلیف نمی کنیم – آنان همدم بهشتند (که ) د رآن جاودانند. () و هرگونه کینه ای را از سینه های شان می زداییم . از زیر (قصرهای  ) شان نهر ها جاری است , و می گویند : ستایش خدایی را که ما را بدین (راه ) هدایت نمود, و اگر خدا ما را راهبری نمی کرد ما خو د هدایت نمی یافتیم .در حقیقت , فرستادگان پرودگار ما حق را آوردند .و به آنان ندا داده می شود که این همان بهشتی است که آن را به (پاداش ) آن چه انجام می دادید میراث یافته اید.() و بهشتیان , دوزخیان را آواز دهند که : ما آن چه راپرودگارمان به ما وعده داده بود درست یافتیم , آیا شما (نیز) آن چه را پرودگارتان وعده کرده بود راست یافتید؟می گویند: آری . پس آواز دهنده ای میان آنان آواز می دهد که: لعنت خدا بر ستمکاران باد.() همانان که (مردم را) از راه خدا باز می دارند و آن را کج می خواهند و آنها آخرت را منکرند.() و میان آن دو( گروه ) حایلی است و براعراف مردانی هستند که هریک (از آن دودسته ) را از سیمایشان می شناسند و بهشتیان را – که هنوز وارد نشده و(لی ) (بدان) امید دارند – آواز می دهندکه :سلام بر شما.()  و چون چشمانشان به سوی دورخیان گردانیده شود می گویند : پرودگارا ما را در زمره ی گروه ستمکاران قرامده.() و اهل اعراف , مردانی راکه آنان را از سیمایشان می شناسند , ندا می دهند (و) می گویند : جمعیت شما و آن (همه ) گردنکشی که می کردید, به حال شما سودی نداشت.() آیا اینان همان کسان نبودند که سوگند یاد می کردند که خدا آنان رارحمتی نخواهد رسانید؟ (اینک ) به بهشت در آیید . نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین می شوید.() دوزخیان , بهشتیان را آواز می دهند که : از آن آب یا از آن چه خدا روزی شما کرده بر ما فروریزید . می گویند : خدا آنها را بر کافران حرام کرده است .() همانان که دین خدا را سرگرمی و بازی پنداشتند و زندگی دنیا مغرورشان کرد .پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود رااز یاد بردند , و آیات مارا انکار کردند,ما(هم) امروز آنان را از یاد می بریم .همان گونه که ملاحظه می شود آیه های فوق ضمن مطرح کردن اخبار خاص روز حشر و شرائط بهشتیان و دوزخیان , مولفه های لحنی و کیفی خاصی را دارا می باشد که کاملا نشان می دهد منشا این وقایع با جهان غیب مرتبط می باشد , به نظر نگارنده یکی از مهم ترین این مولفه ها نسبی بودن زمان می باشد آیه ها کاملا نشان می دهندکه وقایع مذکور د رزمین و آسمان دیگری روی می دهند اگر این آیه هارا با داستان حضرت یوسف فی المثل در قرآن مقایسه کنیم متوجه می شویم که زمان در روزحشر زمانی کاملا متفاوت با زمان زمینی ماست و شرائط محیطی نیز با آن چه که ما در کره زمین به صورت بالقوه و معقول بخواهیم تصور کنیم کاملا متفاوت است . این ویژگی های طبعا می تواند زمینه های بسیار جالبی برای خلق فیلم های معناگرای معتبراز منظر کتاب آسمانی قرآن ایجاد کند . بهشت و دوزخ فیلم چه رویاهایی که می آیند و نیز کنستانتین تا اندازه ای تحت تاثیر منطق ها ی اخباری و انجیلی مسیحیت و چه بسا کتاب آسمانی قرآن ( آب فراوان در بهشت و طبقات جهنم و جن و انسی که آن را پر کرده اند ) از پس نمایش موفق صحنه های مربوط برآمده ا ند .

  آیه 54 بسیار معناگرا ست و در ذهن خواننده تصاویر عظیمی از چگونگی آغاز آفرینش را تداعی می کند , و خواه ناخواه ما را به یاد فیلم های خوب مستند ی می سازد که در مورد آفرییش و ساختار کائنات و ستارگان ساخته شده اند اما علا وه برآن لحن آیه و معنویت حاکم برآن انسان را به تفکر و نیز حس پرستش پرودگارش متمایل می سازد.() در حقیقت , پرودگار شما آن خدایی است که آسمان ها و زمین را در شش روز ( روز در قرآن در مفهوم دوره نیزمی دهد ) آفرید آنگاه بر عرش( جهانداری) استیلا یافت . روز را به شب و – که شتابان آن را می طلبد – می پوشاند و , و (نیز) خورشید را به ماه و ستارگان را که به فرمان او رام شده اند(پدید آورد)  . آگاه باش که (عالم ) خلق و امر از آن اوست .فرخنده خدایی است پرودگار جهانیان.مولفه ها (چشمه های معنوی)  وابسته به چگونگی بوجود آمدن شب و روز و نیز رام شدن ستارگان مولفه های علمی و(و درجها ن تصویر سازی و سینما ) معناگرایانه ی ای هستند که پس از مولفه جهان آفرینی و جهانداری خداوند سخت خواننده را تحت تاثیر قرار می دهند .خوانندگان محترم در فیلم های مستند عملی وابسته به دانش ستاره شناسی بارها دیده اند که تشکیل منظومه ها و بویژه امکان گردش مهار شده ی آنها به دور خورشیدهای شان به قوانین بسیار زیادی در عالم ریاضیات و فیزیک وابسته است قوانینی که بدون آنها هر سیاره ای از کمند جاذبه خورشیدی که به دور آن می چرخد خارج شده و در نتیجه و همچون اسبی وحشی و افسار گسیخته در آسمان بی کران رها شده و در آستانه تصادم (با دیگر سیارات ) و نابودی قرار می گیرد.

در آیه ی 57 نوعی وجه استعاری برای منطق وجودی و شیوه برپرپایی روز رستاخیز مطرح می شود که بسیار زیبا و شاعرانه ودر عین حال قانع کننده می نماید و می توان از این منطق برای نگارش و ساخت فیلم های معناگرایه وابسته به روز رستاخیز اعم از این که این رویداد در خیال شخصیت ( مانند فیلم چهار سوار سرنوشت ) یا به صورت  رویایی صادقه و  د ر قالب فیلمی پویا نمایی یا مستند یا داستانی روی دهد استفاده کرد می فرماید :() و اوست که بادها را پیشاپیش (باران ) رحمتش مژده رسان می فرستد , تا آنگاه که ابرهای گرانبار را بردارند, آن را به سوی سرزمینی مرده برانیم , و از آن , باران فرود آوریم , و از هرگونه میوه ای (ازخاک ) برآوریم . بدین سان مردگان را (نیز از قبر ها ) خارج می سازیم , باشد که شما متذکر شوید.

سرنوشت نوح پیامبر را در فیلم کتاب آفرینش دیده ایم و یک فیلم سینمایی هم که در آن جان وویت نقش حضر ت نوح را ایفا می کند در دهه گذشته ساخته شده است که نگارنده بخش هایی از آن را به گونه ای اتفاقی در یکی از شبکه های ماهواره ای تماشاکرده ام و مترصد هستم نسخه ای از آن و نسخه ای از کتاب آفرینش جان هیوستون را به دست آوردم و دراین کتاب به طور مفصل درمورد این دوفیلم سخن به میان آورم .شایان یادآوردی می دانم که فیلم و یا فیلم های مستند ی هم در مورد زندگی حضرت نوح وسرنوشت کشتی او ساخته شده است که به نظر نگارنده بیشتر با هدف سوداگری صرف ساخته شده اند در این فیلم ها تلاش شده است که از کنجکاوی تماشاگران سواستفاده شده و چنین تلقین شود که در کوه آرارات گروهی کاشف بقایای کشتی نوح را یافته اند. به آیه های 59تا 64که  مربوط به زندگی نوح پیامبر در این سوره می شوند  توجه کنید که می فرماید:()همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم .پس گفت : ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما معبودی جز او نیست , من ازعذاب روزی سترگ بر شما بیمناکم .() سران قومش گفتند :واقعا ما تورا در گمراهی آشکاری می بینیم .() گفت: ای قوم من هیچ گونه گمراهی در من نیست , بلکه من فرستاده ای از جانب پرودگار جهانیان هستم .() پیام های پرودگارم را به شما می رسانم و اندرزتان می دهم و چیز هایی از خدا می دانم که (شما ) نمی دانید.() آیا تعجب کردیدکه مردی از خودتان , پندی از جانب پرودگارتان برای شما آمده تا شما را بیم دهد و تا شما پرهیزکاری کنید و باشد که مورد رحمت قرار گیرید؟() پس او را تکذیب کردند , و ما او و کسانی را که با او در کشتی بودند را نجات دادیم و کسانی را که آیات مار ا دروغ پنداشتند غرق کردیم , زیرا آنان گروهی کور(دل) بودند .()

داستان های معناگرای دو قوم عاد وثمود تا کنون مورد هیچ گونه اقبتاس سینمایی (تا آن جا که نگارنده آگاهی دارم ) قرار نگرفته است , خدا کند این تعلل آن قدر ادامه پیدانکند که ما عاقبت مجبور شویم در واکنش نسبت به نسخه فرنگی آنها واکنشی از خود نشان بدهیم .به آیه های شماره 65تا 79 توجه کنید که می فرماید:و به سوی قوم عاد , برادرشان هود را (فرستادیم ) گفت :ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما معبودی جز او نیست , پس آیا پرهیزکاری نمی کنید؟() سران قوم اش که کافر بودند گفتند : در حقیقت ما تورا در (نوعی ) سفاهت می بینیم و جدا تو از دروغ گویان می پنداریم .() گفت ای قوم من , درمن سفاهتی نیست , ولی من فرستاده ای از جانب پرودگارجهانیانم .() پیام های پرودگارم را به شما می رسانم و برای شما خیرخواهی امینم .() آیا تعجب کردید که مردی از خودتان , پندی از جانب پرودگارتان برای شما آورده تا شما را هشدار دهد ؟ و به خاطر آورید زمانی را که (خداوند) شما را پس از قوم نوح , جانشینان (آنان) قرار داد و در خلقت بر قوت شما افزود.پس نعمت های پرودگارتان را به یاد آورید باشد که رستگار شوید. () گفتند : آیا به سوی ما آمده ای که تنها خدا را بپرستیم و  آن چه را که پدرانمان می پرستیدند رها کنیم ؟ اگر راست می گویی آن چه را که به ما وعده می دهی بیاور.() گفت : راستی که عذاب و خشمی (سخت )ا زپرودگارتان بر شما مقرر گردیده است . آیا در باره نامهایی که خود و پدرانتان (برای بت ها) نامگذاری کرده اید , و خدا بر (حقانیت ) آنها برهانی فرو نفرستاده با من مجادله می کنید ؟ پس منتظر باشید که من(هم)  با  شما از منتظرانم.() پس او کسانی را که با او بودند به رحمتی از خود رهانیدیم و کسانی را که آیات ما را دروغ شمردند و مومن نبودندریشه کن کردیم .() و به سوی قوم (ثمود) صالح برادرشان را (فرستادیم ) گفت : ای قوم من خدا را بپرستید برای شما معبودی جز او نیست در حقیقت برای شما از جانب پرودگارتان دلیلی آشکار آمده است . این ماده شتر خدا برای شماست که پدیده ای شگرف است . پس آن را بگذارید تا در زمین خدا بخورد و گزندی به او نرسانید تا (مبادا ) شما را عذابی دردناک فروگیرد.() و به یاد آورید هنگامی را که شما را پس از (قوم ) عاد جانشینان (آنان ) گردانید, و در زمین به شما جای (مناسب ) داد. در دشتهای آن (برای خود) کاخهایی اختیارمی کردید , و ا زکوهها خانه هایی (زمستانی) می تراشیدید .پس نعمتهای خدا را به یاد آورید و در زمین سر به فساد بر مدارید.() سران قوم او که استکبار می ورزیدند , به مستضعفانی که ایمان آورده بودند , گفتند :آیا می دانید که صالح ازطرف پرودگارش فرستاده شده است ؟ گفتند : بی تردید ما به آنچه وی بدان رسالت یافته است مومنیم.() کسانی که استکبار می ورزیدند گفتند: ما به آن چه شما بدان ایمان آورده اید کافریم .() پس آن ماده شتر را پی کردند واز فرمان پرودگار خود سرپیچیدند و گفتند : ای صالح اگر از پیامبرانی آن چه را که به ما وعده می دهی برای ما بیاور.() آنگاه زمین لرزه آنان را فرو گرفت ودر  خانه های شان از پا در آمدند.() پس صالح از آنان روی برتافت و گفت: ای قوم من به راستی من پیام پرودگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولی شما خیرخواهان (و نصیحتگران ) را دوست نمی دارید.

ماجرای قوم لوط  در فیلم سودم و گومورا نمایشی شده است و فکر می کنم ساتریکون فدریکو فلینی و تا اندازه زیادی جولیتای ارواح ا ز همین فیلمساز تا اندازه ای تحت تاثیر وقایع تاریخی وابسته به قوم لوط البته به روایت انجیل ساخته شده باشد. بررسی دقیق این دو سه فیلم بازبینی دقیق آنها را اقضا می کند که انشالله اگر فرصت تماشای آن را یافتم به این فصل خواهم افزود . اما همان طور که گفتم این رسالت برای سینمای جهان اسلام باقی می ماندکه در جهت نمایشی کردن داستان های آموزنده ی قرآن تحرک بیشتری نشان دهد تا بدین ترتیب نظر نسل های نو و نسل های آتی نسبت به میراث های فرهنگ دینی جلب شود . مطلب قابل ذکر دیگر موضوع مسئله بلای غیبی در برابر امداد غیبی است وا ین که نمایش این بلایا می تواند مضامین فوق العاده ای برای طرح دیدگاهای معناگرایانه در سینما ایجاد کند و بار بیرونی و مصیبت بار آن طبعا با دستاورد های ژانر مصیبت Disaster خواه نا خواه به افزایش بار دراماتیک و پر آکسیون اثر منجر خواهد شد .نگارنده دریغ ام می آید که در این راستا به فیلم خوب آوار از سینمای ملی کشور مان ایران به کارگردانی سیروس الوند اشاره نکنم جالب این جاست که این فیلم دارای بار معناگرایانه و بخصوص استعلایی خواص خود بود.

داستان لوط پیامبر در سینمای غرب در فیلم سودوم و گومورا و تا اندازه ای و بگمانم د رفیلم ساتریکون فدریکو فلینی کارگردان شهیر سینمای ایتالیا نمایشی  مبنای دراماتورژیک و اقتباسی قرار گرفته است د رفیلم جولیتای ارواح از همین فیلمساز هم شاهد صحنه هایی هستیم که بیش و کم این خبر انجیلی و قرآنی را دلالت و تداعی می کنند .علی ایحال نگارنده مترصد هستم که فیلم های مذکور را به هر نحو ممکن بدست بیاورم و بار دیگر آنها را تماشاکنم و د ررابطه با بار معناگرایانه و استعلایی آنها به طور دقیق تر و همه جانبه تری در این بخش از کتاب سخن به میان آورم و اگر این فرصت دست نداد دست کم به منابع نوشتاری دست یازیده  و از آنها برا ی تکمیل محتوای موضوع لوط بعنوان یک ماجرای تعیین کننده تاریخی تا آن جا که مربوط به بحران جنسیت و انحرافات وابسته به  آن می شود بیشتر بپردازم .البته د ردنیا فیلم های بعضا سیاسی و اجتماعی ای و حتی معناگرایی ساخته شده اند که در آنها انحراف جنسی نه بعنوان یک رویکرد ضد دینی و اخلاقی بلکه صرفا به عنوان یک گرایش فردی دیده شده است و حتی قهرمانانی در حالی که دوجنسی و یا کاملا همجنس گرا بوده اند در مقام قهرمان ظاهر شده اند , فیلم بوسه ی زن عنکبوتی بعنوان مثال قهرمان دوجنسی اش در پایان به دست نیروهای ضد شورش و اطلاعاتی نظامی استبدادی و تحت تاثیر تحولی که همسولی مبارزش در او ایجاد کرده پس از انجام ماموریتی بسیار خطرناک کشته می شود . درفیلم های داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی و مرحوم علی حاتمی نیز ما این گونه شخصیت ها را معمولا با رویکردی طنز آمیز و حتی فلسفی دیده ایم در فیلم شطرنج باد نیز این رویکرد های انحرافی(با نوعی بار فمینیستی و نیز ) با هدف های سیاسی و فلسفی فیلمساز و نیز پیام های وابسته به آنها نمایشی شده است . بهر حال معناگرایی در وجه دینی اش ارزشگزاری بر روی هر گونه انحراف جنسی را بر نمی تابد اما  برای آندسته از فیلمسازانی که به آن ازمنظر فلسفی اجتماعی سیاسی و اجتماعی اعم از طنزآمیز و غیر طنز آمیز پرداخته اند هم در سینمای ایران و  هم  سینمای جهان باز بود ه است .به آیه های شماره 80تا 81می پردازیم که می فرماید :() و لوط را (فرستادیم ) هنگامی که به قوم خود گفت :آیا آن کار زشت (ی) را مرتکب می شوید , که هیچ کس از جهانیان در آن بر شما پیشی نگرفته است ؟() شما از روی شهوت , به جای زنان با مردان می آمیزید , آری , شما گروهی تجاوزکارید.() ولی پاسخ قومش جز این نبود که گفتند : آنان را از شهرتان بیرون کنید , زیرا آنان کسانی اند که به پاکی تظاهر می کنند.() پس او خانواده اش را – غیر از زن اش که از زمره باقی ماندگان (درخاکستر مواد گوگردی )بو د – نجات دادیم .() و برسر آنان بارشی (ازموادگوگردی ) بارانیدیم .پس ببین فرجام گنهکاران چسان بود.نکته جالب در پایان این که آیه ی آخرین نشان می دهدکه زن لوط با گرایشات جنسی شایع  که علی الظاهر مخالف نیاز های ارگانیک وجود خود او عمل می کرده اند را به گونه ای می پسندیده و بر آن گناهان زشت کارانه  صحه می گذاشته , از این منظر می توان فهمید که مخالفت قرآن و شارع مقدس با انحرافاتی از این گونه نه صرفا بایک شکل خاص از آن بوده بلکه همه اشکال گوناگون آن را (که حتی در آن زمان وجود نداشته و یا شایع نبوده اند)در بر می گیرد.

به آیه های شماره 85تا 93می رسیم که در آن بازهم موضوع بلای غیبی مطرح می شود , می فرماید:() و به سوی مردم مدین برادرشان شعیب را (فرستادیم ) گفت : ای قوم من خدا را بپرستید که برای شما هیچ معبودی جز او نیست .در حقیقت , شما را از جانب پرودگارتان برهانی روشن آمده است . پس پیمانه و ترازو را تمام نهید و اموال مردم را کم مدهید , و در زمین , پس از اصلاح آن فساد مکنید. این (رهنمودها  ) اگر مومنید برای شما بهتر است .() و بر سر هر راهی منشینید که (مردم را ) بترسانید و کسی را که ایمان به خدا آورده ا زراه خدا بازدارید و راه او را کج بخواهید , و به یاد آورید هنگامی را که اندک بودید , پس شما را بسیار گردانید, و بنگرید که فرجام فسادگران چگونه بود.() و اگر گروهی از شما به آن چه که من بدان فرستاده شده ام ایمان آورده و گروه دیگر ایمان نیاورده اند, صبر کنید تا خدامیان ما داوری کند (که ) او بهترین داوران است .() سران قوم اش که تکبر می ورزیدند گفتند : ای شعیب یا تو کسانی را که با تو ایمان آورده اند, از شهر خودمان بیرون خواهیم کرد یا به کیش ما برگردید. گفت : آیا هر چند کراهت داشته باشیم ؟() اگر بعد از آن که خدا ما را از آن نجات بخشیده (باز) به کیش شما برگردیم , در حقیقت به خدا دروغ بسته ایم , و ما را سزاوار نیست که به آن برگردیم , مگر آن که خدا , پرودگار ما بخواهد . (که ) پروردگار ما از نظر دانش برهرچیزی احاطه دارد . بر خدا توکل کرده ایم . با پرودگارا , میان ما و قوم ما به حق داوری کن که تو بهترین داورانی .() و سران قومش که کافر بودند گفتند : اگراز  شعیب پیروی کنید در این صورت از زیانکارانید . () پس زمین لرزه آنان را فرو گرفت , و د رخانه هایشان از پادر آمدند.() کسانی که شعیب را تکذیب کرده بودند , خود, همان زیان کاران بودند.() پس (شعیب ) از ایشان روی بر تافت و گفت : ای قوم من به راستی که پیام های پرودگارم را به شما رسانیدم و پندتان دادم دیگر چگونه بر گروهی کافر دریغ بخورم؟()

به داستان حضرت موسی علیه السلام باز می گردیم , که آیه ها ی شماره 103 تا 171این سوره را( منهای دو آیه ی 157و 158 که نوعی فاصله گذاری محسوب می شود و به خواننده یاد آور ی می کند که همه ی این داستان ها از این منظر گفته می شود که خواننده به درستی و یا بهتر است بگوییم درک درستی از اهمیت رسالت حضرت ختمی مرتبت محمد بن عبدالله صل الله علی محمد و آل محمد برسد  ) جالب است که داستان زندگی و مبارزات و هجرت حضرت شعیب با داستان مبارزات وچگونگی مبعوث شدن حضرت موسی علیه السلام درهم تندیدگی پیدامی کند و به همین لحاظ قرآن بلافاصله پس از داستان حضرت شعیب داستان موسی را پی می گیرد می فرماید :() آنگاه بعد از آنان موسی را با آیات خود به سوی فرعون و سران قوم اش فرستادیم . ولی آنها به آن (آیات ) کفر ورزیدند.پس ببین فرجام مفسدان چگونه بود.() و موسی گفت : ای فرعون بی تردید من پیامبری از سوی پرودگار جهانیانم .شایسته است که بر خدا جز (سخن ) حق نگویم .من در حقیقت دلیل روشن از سوی پرودگارتان برای شما آورده ام , پس فرزندان اسرائیل ر ا همراه من بفرست .() فرعون گفت : اگر معجزه ای آورده ای پس اگر راست می گویی آن را ارائه بده .() پس (موسی ) عصای اش را افکند و بناگاه اژدهایی آشکار شد . () و دست خود را (از گریبان ) بیرون کشید و ناگهان برای تماشاگران سفید ( ودرخشنده بود.() سران قوم فرعون گفتند : بی شک این (مرد) ساحری داناست .() می خواهید شما را از سرزمینتان بیرون کند .پس چه دستور می دهید؟() گفتند: او و برادرش را بازداشت کن و گردآورندگانی را به شهر ها بفرست .() تا هر ساحر دانایی را نزد تو آورند .() و ساحران نزد فرعون آمدند(و) گفتند : (آیا) اگر ما پیروز شویم برای ما پاداشی خواهدبود؟() گفت : آری و مسلما شما از مقربان (دربار من) خواهید بود.() گفتند: ای موسی آیا تو می افکنی و یا این که ما می افکنیم ؟ () شما بیفکنید . وچون افکندنددیدگان مردم را افسون کردند و آنان را به ترس انداختند و سحری بزرگ در میان آوردند.() و به موسی وحی کردیم که عصایت را بینداز , پس (انداخت و اژدها شد و) ناگهان آن چه را به دورغ ساخته بودندفرو بلعید.()پس حقیقت آشکار گردید و کارهایی که می کردند باطل شد .() وساحران به سجده در افتادند.() گفتند به خدا ی جهانیان ایمان آوردیم .() خدای هارون و موسی () فرعون گفت : آیا پیش از آن که به شما رخصت دهم به او ایمان آوردید؟ قطعا این نیرنگی است که در شهر به راه انداخته اید تا مردم اش ار از آن بیرون کنید .پس به زودی خواهید دانست .() دستها و پاهای تان را یکی از چپ و یکی از راست خواهم برید و سپس همه شما را به دار خواهم آویخت.()گفتندما به سوی پرودگارمان باز خواهیم گشت.() و تو جز برای این مارا به کیفر نمی رسانی که ما معجزات  پرودگارمان – وقتی برای ما آمد – ایمان آوردیم . پرودگارا بر ما شکیبایی فرو ریز و مار ا مسلمان بمیران.()  وسران قوم فرعون گفتند : آیا موسی و قوم اش را رها می کنی تا د راین سرزمین فساد کنند و (موسی ) تو و خدایانت را رها کند؟(فرعون ) گفت: بزودی پسرانتان را می کشیم و زنان شان را زنده نگه می داریم وما مسلطیم .() موسی به قوم خود گفت : از خدا یاری جویید و پایداری ورزید که زمین از آن خداست , آن را به هرکس از بندگان اش که بخواهد می دهد , و فرجام (نیک) برای پرهیز کاران است .() {قوم موسی}گفتند : پیش از آن که تو نزد ما بیایی و (حتی ) بعد از آن که به سوی ما آمدی مورد آزار قرار گرفتیم .گفت: امید است که پرودگارتان دشمن شما را هلاک کندو شما را روی زمین جانشین (آنان ) سازد , آنگاه بنگرد تا چگونه عمل می کنید.() و در حقیقت , ما فرعونیان را به خشکسالی و کمبود محصولات دچار کردیم باشد که عبرت گیرند.

     شایان آوری می دانم که در فیلم ده فرمان از منظر قرآن  وقایع وابسته به چند آیه اخیر به این صورت نمایشی شده که  , تقاضای مرگ  نخست زادگان مصر و از جمله پسر خود فرعون  وسپس شیوع نوعی عفونت همه جا گیر که موجب شیوع بیماری های می شود با دعای موسی و با فروبردن نوک عصای او در رودیا برکه ای آغاز می شود و این البته در واکنش به حق پوشی های فرعون پس از شکست  ساحران در مقابله  با معجره اژدها شدن عصای  موسی در برابر فرعون است .به ادامه آیه ها بازمی گردیم که می فرماید:()پس هنگامی که نیکی (ونعمت ) به آنان روی می آورد می گفتند : این برای (شایستگی ) خودماست و چون گزندی به آنان می رسید به موسی و همراهانش می گفتند شگون بد می زدند.آگاه باشید که (سرچشمه ) بدشگونی آنان تنها نزد خداست (که آنان را به بدی اعمالشان کیفر می دهد ) لیکن بیشترشان نمی دانستند.() و گفتند : هر گونه پدیده شگرفی که به وسیله آن مارا افسون کنی برای ما بیاوری , ما به تو ایمان آورنده نیستیم .() پس بر آنان طوفان و ملخ و کنه ریز و غوکها و خون را به صورت نشانه هایی آشکار فرستادیم و باز سرکشی کردند و گروهی بدکار بودند.

هما ن گونه که ملاحظه می شود خداوند در آیه اخیر شیوع بیماری ها را نوعی نشانه آشکار معرفی می کند تا عدم خشنودی خود را از برخی از  زشتکاری ها و حق پوشی ها ی انسان آن روزگار و نیز انسان معاصر  , اعلام کرده باشد , با این وجود شیوع بیماری ایدز که به طور مشخص با زشتکاری های جنسی و عوارضی چون اعتیاد,  رابطه  مستقیم دارد, هنوز هم که هنوز است از سوی بسیار ی ا زحق پوشان نشانه ای استوار از خواست خداوند در جهت پرهیز از برخی از بند باری های علی الظاهر دمکراتیک و اومانیستی تلقی نشده است .به آیه بعد باز می گردیم که می  فرماید:() و هنگامی که عذاب بر آنان فرود آمد , گفتند : ای موسی , پرودگارت را به عهدی که نزد تو دارد برای ما بخوان , اگر این عذاب را از ما برطرف کنی حتما به تو ایمان خواهیم آورد و بنی اسرائیل را قطعا با تو روانه خواهیم کرد.() و چون عذاب را – تا سررسیدی که آنان بدان رسیدند – از آنها برداشتیم بازهم پیمان شکنی کردند.() سرانجام از آنان انتقام گرفتیم و د ردریا غرق شان ساختیم چرا که آیات ما تکذیب کردندو از آنها غافل بودند.() و به آن گروهی که پیوسته تضعیف شدند(بخشهای ) باختر و خاوری سرزمین (فلسطین ) را –که در آن برکت قرار داده بودیم – به میراث عطا کردیم . و به پاس آن که صبر کردند , وعده ی نیکوی پرودگارت به فرزندان اسرائیل تحقق یافت , و آن چه را که فرعون و قومش ساخته و افراشته بودند ویران کردیم .و فرزندان اسرائیل را از دریا گذرانیدیم .تا به قومی رسیدند که به پرستش بت های خود همت می گماشتند .گفتند : ای  موسی , همان گونه که برای آنها خدایانی هست , برای ما (نیز ) خدایی قرار ده.گفت : راستی شما گروهی هستید که نادانی می کنید.() د رحقیقت , آن چه ایشان در آنند نابود (وزایل ) و آن چه انجام می دهند باطل است .() گفت : آیا غیر از خدا معبودی برای شما بجویم , با این که او شما را بر جهانیان برتری داده است ؟() و(یاد کن ) هنگامی را که شما را از فرعونیان نجات دادیم که شما را سخت شکنجه می کردند : پسرانتان را می کشتند و زنانتان را زنده باقی می گذاشتند و در این , برای شما آزمایشی بزرگ از جانب پرودگارتان بود.() و با موسی , سی شب وعده کردیم و آن را با ده شب دیگر تمام کردیم .تا آن که وقت معین پرودگارش د رچهل شب به سر آمد .و موسی (هنگام رفتن به کوه طور) به برادرش هارون گفت : درمیان قوم من جانشینم باش , و (کار آنان را ) اصلاح کن , و راه فساد گران را پیروی مکن.() وچون موسی به میعاد ما آمد و پرودگارش با او سخن گفت , عرض کرد:پرودگارا خود را به من بنمای تا برتو بنگرم .فرمود :هرگز مرا نخواهی دید لیکن به کوه بنگر , پس اگر به جای خودقرار گرفت به زودی مرا خواهی دید.پس چون پرودگارش به کوه جلوه نمود آن را ریز ریز ساخت و موسی بیهوش برزمین افتاد و چون به خود آمد گفت : منزهی تو ! به درگاهت توبه کردم و من نخستین مومنانم.()فرمود : ای موسی تو را با رسالت ها و با سخن گفتنم (باتو) بر مردم (روزگار) بر گزیدم , پس آن چه را به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش.() و در الواح (تورات ) برای او در هر مورد ی پندی  , و برای هر چیزی تفصیلی نگاشتیم , پس (فرمودیم ) آن را به جد و جهد بگیر و قوم خود را وادارکن که بهترین آن را فراگیرند و به  زودی سرای نافرمانان را به شما می نمایانم.

   همان گونه که ملاحظه می شود در فیلم ده فرمان واقعه گفتگوی موسی با خداوند به شکل دیگری و علی الظاهر براساس گزارش تورات تصویر شده است بدین ترتیب که موسی به درخت یا بوته ای درخشان  Burning Bushمی رسد و آن گاه گفتگو ی میان خداوند و او صورت می پذیرد و موسی به پیامبری مبعوث می شود و البته بعد موسی در بخش دیگری از کوه طور تشکیل الواح توسط نیروهای ماوایی را مشاهد ه می کند و سپس الواح رادریافت کرده و نزد بنی اسرائیل باز می گردد.

    () به زودی کسانی را که که در زمین , بناحق تکبر می ورزند , از آیاتم رویگردان سازم (به طوری ) که اگر هر نشانه ای را (از قدرت من ) بنگرند , بدان ایمان نیاورند, و اگر راه صواب را ببینند آن را برنگزینند, و اگر راه گمراهی را ببینند آن را راه خود قرار دهند . این بدان سبب است که آنان آیات ما را دروغ انگاشتند و غفلت کردند.()و کسانی که آیات ما را و دیدارآخرت را دروغ پنداشتند , اعمال شان تباه شده است .آیا جز در برابر آن چه می کردند کیفرمی بینند؟() و قوم موسی پس از( عزیمت ) او , از زیور های خود مجسمه گوساله ای برا ی خود ساختند که صدای گاو داشت .آیا ندیدند که آن (گوساله) با ایشان سخن نمی گوید و راهی بدانها نمی نماید ؟ آن را (به پرستش) گرفتند و ستمکار بودند.

در فیلم ده فرمان عین مفهوم آیه فوق نمایشی شده است اما از صدای گاو داشتن آن مجسمه خبری نیست .

() و چون انگشت ندامت گزیدند و دانستند که واقعا گمراه شده اند گفتند : اگر پرودگارما به ما رحم نکند و ما را نبخشاید قطعا از زیانکاران خواهیم بود.()و چون موسی , خشمناک و اندوهگین به سوی قوم خود بازگشت , گفت: پس از من چه بد جانشینی برای من بودید!آیا بر فرمان پرودگارتان پیشی گرفتید ؟ و الواح را افکند و (موی ) سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود کشید. (هارون ) گفت : ای فرزند مادرم , این قوم , مرا ناتوان یافتند و چیزی نمانده بود که مرابکشند , پس مرا دشمن شاد مکن و مرا در شما ر گروه ستمکاران قرار مده .() موسی گفت : پرودگارا من و برادرم را بیامرز و مرا در (پناه ) رحمت خود در آور, و تو مهربان ترین مهربانانی .() آری , کسانی که گوساله را (به پرستش ) گرفتند به زودی خشمی از پرودگارشان و ذلتی در زندگی دنیا به ایشان خواهد رسید و ما این گونه دروغ پردازان را کیفر می دهیم .() و(لی ) کسانی که مرتکب گناهان شدند , آنگاه توبه کردند و ایمان آوردند ,قطعا پرودگار تو پس از آن آمرزنده مهربان خواهدبود.() وچون خشم موسی فرونشست , الواح را برگرفت , و در رونویس آن , برای کسانی که از پرودگارشان بیمناک بودند , هدایت و رحمتی بود.() و موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید و چون زلزله آنان را فرو گرفت گفت : پرودگارا اگر می خواستی آنان را و مرا پیش از این هلاک می ساختی . آیا ما را به( سزای ) آن چه کم خردان ما کرده اند هلاک می کنی ؟ این جز آزمایش تونیست , هرکه را بخواهی به وسیله آن گمراه و هر که را بخواهی هدایت می کنی , تو سرور مایی , پس مارا بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین آمرزندگانی.() و برای ما در این دنیا نیکی مقرر فرما و در آخرت (نیز) , زیرا که ما به سوی تو بازگشته ایم .فرمود: عذاب خود را به هرکس بخواهم می رسانم و رحمتم همه چیز را فراگرفته است , و به زودی آن را به کسانی که پرهیزکاری می کنند و زکات می دهند و آنان که به آیات ما ایمان می آورند, مقرر می دارم .159() و از میان قوم موسی جماعتی هستند که به حق داوری راهنمایی می کنند و به حق داوری می نمایند.و آنان را به دوازه عشیره که هر یک امتی بودند تقیسم کردیم , و به موسی – وقتی قومش از او آب خواستند – وحی کردیم که با عصایت به آن تخته سنگ بزن . پس از آن دوازده چشمه جوشید .هر گروهی آبشخور خود را بشناخت , و ابر را بر فراز آنان سایبان کردیم , و گزانگبین و بلدرچین برای شان فرو فرستادیم .از چیزهای پاکیزه ای که روزیتان کرده ایم بخورید .و برما ستم نکردند,لیکن بر خودشان ستم کردند.() (ویاد کن ) هنگامی را که بدیشان گفته شد : در این شهر سکونت گزینید , و از آن – هرجاکه خواستید – بخورید و بگویید : (خداوندا) گناهان ما را فروریز .و سجده کنان از دروازه (شهر) در آیید, تاگناهان شما را برشما ببخشایم (و ) به زودی بر (اجر) نیکوکاران بیفزاییم .() پس کسانی از آنان که ستم کردند , سخنی را که به ایشان گفته شده بودبه سخن دیگری تبدیل کردند . پس به سزای آن که ستم می ورزیدند , عذابی از آسمان بر آنان فروفرستادیم.و از اهالی آن شهری که کنار دریا بود , از ایشان جویا شو : آنگاه که به (حکم ) روز شنبه آنان , ماهی های شان روی آب می آمدند , و روز های دیگر هفته به سوی آنان نمی آمدند. این گونه ما آنان را به سبب آن که نافرمانی  می کردند, می آزمودیم .() و آن گاه که گروهی از ایشان گفتند : برای چه قومی را که خدا هلاک کننده ایشان است یا آنان را به عذابی سخت کیفر خواهدداد  پند می دهید؟ گفتند : تا معذرتی پیش پرودگارتان باشد و شاید که آنان پرهیزکاری کنند.() پس هنگامی که آن چه را که بدان تذکر داده شده بودند , از یاد بردند , کسانی که از( کار ) بد باز می داشتند نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند , به سزای آن که نافرمانی می کردند , به عذابی شدید گرفتار کردیم.()و چون از آن چه از آن نهی شده بودند سرپیچی کردند , به آنان گفتیم : بوزینگانی باشید رانده شده .() و (یاد کن ) هنگامی را که پرودگارت اعلام داشت که تا روز قیامت بر آنان (یهودیان  ) کسانی را خواهد گماشت که بدیشان عذاب سخت بچشانند .آری , پرودگارتو زود کیفر است و همو آمرزنده بسیار مهربان .() و آنان را در زمین به صورت گروههایی پراکنده ساختیم : برخی از آنان درستکارند و برخی از آنان جز اینند.و آنها را به خوشی ها و ناخوشیها آزمودیم , باشد که ایشان باز گردند.171() ویاد کن هنگامی که کوه( طور) را برفرازشان سایبان آسا بر افراشتیم و چنان پنداشتند که (کوه) بر سرشان فرو خواهد افتاد.(و گفتیم ) آن چه را که به شما داده ایم به جد و جهد بگیرید و آن چه رادر آن است به یاد داشته باشید .شاید که پرهیزکار شوید.

آیه های سه گانه ی 172تا 173 بنا به قول بسیاری از مفسران به آیا ت تفطیر ( فطرت) معروف  می باشند و با همین نام شناخته شده می شوند , خداوند در این آیه ها وجود نوعی رویکرد خدا جویانه و ضد شرک را در نهاد انسان با زبانی بسیار زیبا و کاملا معناگرایانه معرفی می کند و نشان می دهد که این گرایش با نوع انسان و داستان حرکت تکوینی و تکاملی او نه صرفا به جهت عقلی بلکه می توان گفت ذاتی یا بهتر است بگوییم فطری همراه بوده و خواهد بود . وجود هزارا ن هزار گرایش دینی و خدا جویانه که در میان عقب مانده ترین اقوام نوعی انسان تا متمدن ترین جوامع که در قالب باور ها و آیین های مختلف بروز کرده است از این گرایش فطری خبر می دهد . بنابراین سینما جهان و بویژه سینمای معناگرایای جهان اعم از مستند و داستانی به لحاظ وجه ذاتی و پر رمز و راز این گرایش و نیز نمود ها ی بیرونی آن که در قالب اشکال گوناگون عبادت و مراسم های فردی و گروهی نیایش متجلی می شود بار ها و بارها به طور غیر مستقیم و غیر مستقیم به این فطرت خداجویانه اعم از این که در قالب شرک و یا توحید نمود یافته باشد , پرداخته است .اما بی تردید به نظر نگارنده د رطول تاریخ سینما هیچ فیلمسازی مانند استانلی کوبریک موفق نشده است چگونگی نهادینه شدن این گرایش فطری را در نوع انسان نمایشی کند بهتراست در این مرحله ابتدا آیه های سه گانه فطرت را در این بخش منعکس کرده و سپس بحث را ادامه دهیم .() و هنگامی که پرودگارت از پشت فرزندان آدم , ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پرودگارشما نیستم ؟ گفتند چرا گواهی می دادیم .تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این (امر ) غافل بودیم .() یا بگویید پدران ما پیش از ما مشرک بوده اند و ما فرزندانی پس از ایشان بوده ایم . آیا ما را به خاطر آن چه باطل اندیشان انجام داده اند هلاک می کنی ؟() و این گونه آیات (خود) را به تفصیل بیان می کنیم , و باشد که آنان (به سوی حق )بازگردند. این سه آیه هما ن طور که پیشتر گفته شد می تواند چراغ راه آندسته از فیلمنامه نویسان و کارگردانانی قرار بگیرد که  می خواهند به داستان عروج انسان از منظر گرایش فطری او به پرودگارش فارغ از بال از زمان ومکانی خاص بپردازند. این درشرائطی است که ادبیات غنی وکهن فارسی به صورت های گوناگون نسبت به عمق معنوی آیات سه گانه فوق واکنش نشان داده است و لی سینمای ایران گویی د رطرح بسیار ی از این حقایق همچنان د ردوران صامت سیر می کند می کند :

ما گوشه نشینان خرابات الستیم  تا جام می ای هست در این گوشه نشستیم

 جمله مورد از  د راین جا لازم می دانم بخشی از مقاله نشانه شناسی سینمای معناگرا را که بدوا د رمجموعه نامه های معنوی از انتشارات بنیاد سینمای فارابی به چاپ رسید ه است را که مربوط به فیلم اودیسه فضایی اثر استنلی کوبریک می شود در عینا منعکس نمایم .

 اودیسه فضایی اثر برجسته کارگردان شهیر و از دست رفته سینما استانلی کوبریک فرزند خلف دیگری است که د ر دامن گرایش به سوی معناگرایی بالیده و مقام خود را بعنوان شاهکاری در ژانر علمی تخیلی تثبیت کرده است . همچون , فیلم جن گیر می خواهیم ببینیم معنا گرایی فیلم اودیسه مخلوق چه نگره ها , پیش فرض ها, و انتخاب ها و گزینه های نشانه شناسی می باشد . د راین راستا و قبل از این که وارد بحث اصلی شویم باید تکلیف برخی از از شخصیت هایی را که نوعا یا به صورت موجودات بیگانه Aliensو یا  آدم آهنی ( روبوت ) , در سینمای خود مان با عنوان جن د ر فیلم های علمی تخیلی و حتی وحشت وارد می شوند,  روشن کنیم و مصداق معنا گرایانه آنان را با توجه با باورهای دینی و قرانی و نیز از برخی دیگر منظر ها, مورد بررسی و تجریه تحلیل کارشناسی و تئولوژیک قرار دهیم .برای این منظور ابتدا و به سیاقی که در مقاله قبلی و تا حدودی هم د رهمین مقاله باب شده است , ابتدا به سراغ کتاب آسمانی مان می رویم و تکلیف وجود خارجی این موجودات را در محدوده اخبار  منعکس در قران مجید مورد مطالعه قرار می دهیم. جن ها و یا به تعبیر و ترجمه استاد محمد مهدی فولاد وند , پنهان زیستان زمانی در خدمت حضرت سلیمان علیه السلام بوده اند و برای او غواصی و دیگر کار های از این دست می کرده اند و نیز می دانیم که آنان یک بار به زمین آمده اند و به کتاب آسمانی ما مسلمانان گوش کرده اند و به این امر اعتراف کرده اند که به پدیده ای عجیب – از نظر خود شان – گوش کرده اند آیا پنهان زیستان به خاطر نظام و یا سیستم هوشیار حاکم بر وجودشان خیلی زود متوجه معجزه بودن قران از منظر ریاضی و یا دیگر کیفیات ناشناخته آن شده اند و بعنوان مثال بلافاصله معجره عددی آیات نظرشان را جلب کرده است ؟و همچنین می خوانیم که اگر آنان بخواهند به (برخی ) از اسرار کائنات و آفرینش گوش بدهند و یا احیانا در باطن کائنات ایجاد اختلال کنند شهاب ثاقب ( ضد ویروس) آنان را ردیابی خواهد کرد و هدف قرار خواهد داد-تا آنها نتوانند د ر باطن کائنات ویا به زبان رایانه ای به سی .پی. یو ی کائنات آسیبی برسانند- .آیا با توجه به تعبیراتی از این دست بوده است که زمانی در غرب این نظریه مطرح شد که حشرات هما ن Aliens و بیگانه ها هستند که به زمین آمده اند و تمدن شان از ما انسان ها هم از بسیاری جهات پیشرفته است ؟ با توجه به چنین پیش فرض هایی تکلیف برخی نرم افزار ها و برخی از رویکرد هایی که در اثر تحرکات دنیای ناشناخته میکرو پروسسور ها  روی می دهد چیست ؟ بعبارت ساده تر آیا می توان برخی از فعل انفعلات و قابلیت های نا شناخته و پنهان رایانه ای را که یکی از مهمتری شاخصه های آن  تقابل با برخی از خواسته های بشر می باشدبه قلمر و تحرکات پنهان زیستان نسبت داد,  شاخصه ای که   در فیلم اودیسه فضایی  بروز می کند و به جنگ انسا ن و تکنولوژی دامن می زند  . از این ها که بگذریم تکلیف پنهان زیستانی چون ویروس ایدز و یا اچ .آی . وی چه می شود. ویروس هوشمندی که هوشمندترین یاخته های وجود انسان را از کار می اندازد و کوشش جهانی دانشمندان را برای مهار خود و شمار قربانیان اش سال هاست که عقیم گذاشته است ؟براستی در فیلم اودیسه فضایی این لایه معنا که رایانه پیشرفته موجود د ر کشتی فضایی تصمیم میگیرد در برنامه سفینه که قرار است به کشف راز و رمز ستون سنگی مکعب مستطیل شکل- که نگارنده را شدیدا به یاد حجرالا ا سود می اندازد-  بیانجامد , و راز کیهان را بر ملا سازد چگونه به تحلیل های فیلمساز و ذهن نویسنده خلاق اثر آرتور سی کلارک خطور کرده است . آیا او و به طریق اولی استانلی کوبریک,  برا ین باور بوده اند که مغز های الکترونیک و یا به زبان امروزی رایانه ها هم با آن که صورا – همچون کشتی و قوانین حرکت اش که د رکتاب آسمانی به خود خداوند نسبت داده شده اند- جز دستاودهای تکنولوژیک نوع انسان هستند اما در عمل منشاء تاثیرات شان و نیز اداره و مدیرت و دامنه ی عمل شان بدست غیر و موجوداتی بالاتر از خودشان و بالاتر از انسان و اساسا و به تعبیر کتاب آسمانی با خداوند است؟!پی بردن به دیگر شاخصه های نشانه شناسی فیلم اودیسه فضایی مقایسه ای تطبیقی میان اودیسه هومر و داستا ن و یا فیلمنامه آرتور سی کلارک را نیز اقتضا می کند , و طبعا چنین مقایسه ای بنوبه خود کشف نشانه های  معناگرایانه اثر را آسان و میسر می سازد. بعنوان مثال , در جریان عزیمت اولیس با کشتی قهرمان اسطوره ای هومر از محلی عبور می کنند که نیروهای مرموز می توانند د ر آن جا در هدف این عزیمت ایجاد اختلال کنند لذا اولیس دستور می دهد که جاشویان د رگوشهایشان موم فرو کرده و در ضمن خو د او را به دکل کشتی ببندند , نقطه مقابل این فصل در فیلم اودیسه فضایی هنگامی است که  ماهنوردان در ماه فرو د می آیند  و سنگ را می بینند و می خواهند آن را مانند اجداد میمون نمایشان ( پیش از متاسیون ) لمس کنند سوتی غریب شنیده می شودآنهم درست وقتی که یکی از ماهنوردان می خواهد سنگ را لمس کرده و استلام صورت بپذیرد و ما می فهمیم که برعکس داستان هومر آنان این بار غافل گیر شده اند و سنگ نیز بدست" غیر" به کره مشتری منتقل شده است.هما نگونه که می دانیم و پیش از این هم به آن اشاره شد احساس معناگرایی را که در فیلم اودیسه وجود دارد در هیچ فیلم دیگری در دنیا مشاهد ه نشده است و این دلالت بر شاهکار بودن و بی بدیل بودن فیلم و حتی خالق آن در میان هزاران هزار فیلم و کارگردانی می کند که در  تاریخ سینما ظهور کرده اند , البته این بدان معنا نیست که برخی از امتیازات ویژه فیلم اودیسه که کوبریک بشکل ناباورانه ای از آنها سود جسته است را نادیده بگیریم که از آن جمله است فصل پریلود پوم سمفونیک چنین گفت زرتشت مو سیقی تکان دهنده یوهان اشتراس برای سکانس انتخاب و آزمون و پرتاب استخوان در آسمان و نیز گزینه ی  تصویر سه بعدی و عریض سینه راما که سا ل هاست تماشاگران ایرانی و حتی خارجی از امتیاز تماشای آن محروم هستند.اکنون بحث نشانه شناسی فیلم اودیسه فضایی را همچون فیلم جن گیر مجددا پی می گیریم.

1-         طر ح و توطئه

موجود یا موجوداتی بر تر از انسان که با خصوصیات  و ساختار های ژنتیک و بیولوژیک موجودی بنام انسان میمون نما کاملا آشنا هستند و و تحرکات ژنتیک او را کاملا از دور(آسمان) و نزدیک(زمین و یا ماه) زیر نظر داشته اند و او را در آستانه جهش و یا متاسیون و تبدیل شدن به موجودی برتر یعنی انسان ابزار ساز می بینند با فرود آوردن یک ستون سنگی مکعب مستطیل شکل در برابر سرپناه و شکاف کوهی که مامن خانوار و یا قبیله ای از آنان می باشد , ابتدا  به وحشت شان انداخته  و سپس به ابتدایی ترین نوع نیایش وامی دارند. اگر نشانه وحشت و بروز نخستین حس پرستش , پس از درک ابر نیرویی "ماورایی"  را از منظر ادیان الهی بررسی کنیم آن گاه به منشاء نشانه شناسی دستگاه هنری کلارک و کوبریک بیشتر نزدیک شده ایم. برای روشن تر شدن موضوع ,می توان به ترس  حضرت موسی علیه السلام در هنگام کوه طور و نیز ترس حضرت ابراهیم علیه السلام در برابر مهمانان فرشته اش اشاره کرد و مثال بسیار روشن تر آن را در  نخستین آیات سوره مدثر از نظر گذراند.این که حضرت ختمی مرتبت حضرت محمد بن عبداله صل الله علیه و سلم پس از مواجهه با جبرییل و در ک حضور نیروی ماورایی خالق, وحشت زده شدند  و از نظر جسمی ناتوان ازغار حرا به خانه بازگشتند و به دلیل  تب و لرز   خود را در با لا پوششان    پیچید ند تا بدین ترتیب  قرار و آرامش شان را باز یابند . یا ایها المدثر قم فانذر و ربک فکبر و ثیابک فطهر و رجز فاهجر و ثیابک فطهر و لربک فاصبر . به روشنی می توان دید که میان در مورد وقایع مستند وابسته به زندگی پیامبران و بخصوص مبعوث شدن  حضرت رسول اکرم(ص), با آن چه که د رفصل نحستین فیلم اودیسه فضایی نمایشی شده است از منظر نشانه شناسی تاثیر غیب بر ماده و بخصوص بر نوع انسان تنها الهام و وحی جای عوض کرده اند که این خود یاد آور مطالبی است که در مقاله قبلی بدان اشاره شد و خواه نا خواه مارا به یاد آیه های 51و 52سور ه شورا می اندازد. و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من ورای حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم.  خداوند با هیچ بشری سخن نگفته و نمی گوید مگر از این  طریق که به او وحی کند  یا از پشت پرسخن بگوید ویا رسده با او ولی بفرستد که با اذن خداوند آن چه را که می خواهد به آ ن بشر وحی کند . خداوند بلند مرتبه و حکیم است.

اکنون باز به فیلم اودیسه باز می گردیم و نشانه شناسی طرح و توطئه داستان عروج انسان , پس از کشف نیروی پرستش و دستیابی به ابزار را دنبال می کنیم و می بینیم که تحول همان استخوان به ساخت یک کشتی فضایی معظم ونیز اختراع رایانه ای راهنما منجر  شده که قرار است در جریان عزیمت به سوی کره مشتری پرده از راز کیهان بردارد اما همین رایانه ساخت انسان بنا به دلائلی نا شناخته که د ر مورد آن توضییج دادیم اختلال در برنامه های سفر فضایی را آغاز می کند بگونه ای که سرنشین سفینه ناگزیر می شود آنرا پس از ناکامی د ر امر نجات همسفر فضایی خود و رها کردن اودر قعر کائنات,با مدد برتری ها غریزی و بسیار خلاق انسانی خود, تعمدا از کار بیاندازد تا بدین ترتیب بتواند هدایت سفینه را شخصا عهده دار شده و برنامه های سفر را دنبال کند اما پس از تحقق این اقدام و روشن شدن برخی از اطلاعات سری , سفر سویه های نوینی به خود می گیرد که دیگر چه بسا مختصات آن در دست فضانورد قهرمان داستان نیست و بدین ترتیب ایهام بزرگ و  ایهامی بزرگ و بسیار زیبا د رقصه رخ می نماید  ونیرو و یا نیروهایی ماوایی , سرنشین را نا کام و پس ا زسفری نوری و یا شبه نوری  پر مکاشفه ای به زمین باز می گرداند اما فضا نورد پس از بازگشت به سرعت پیر می شود و د رواپسین لحظات عمرش, باز ستون سنگی را می بیند و احساس می کند با ید به آن نزدیک شده و استلام کند اما در همین لحظه او مجددا تبدیل به جنین می شود و سیکل عروج انسا ن گویی در مرتبه ای دیگر و البته تکامل یافته تر تکرار می شود در این راستا نظر خواننده محترم را به آیه نوزدهم ا ز سوره انشقاق جلب می کنم که می فرماید:لترکبن طبقا عن طبق که قطعا از مرتبتی به مرتبتی بالا تر برخواهید نشست.

2-         کشمکش و شخصیت پردازی

همانگونه که پیش تر گفته شد کشمکش بزرگی که از منظر نمایشی د رفیلم اودیسه فضایی خود نمایی می کند  , همچون هر اثر دیگری که د رآن سفر, بعنوان نوعی درونمایه و یا موضوع نمایانده شده است , مشکلات ناشی از سفر است که بازوهای این مشکلات یا رنج ناشی از سفر در برخورد با نیروهای ناشناخته , مشکلات ناشی از وسیله نقلیه و راه ,و عاقبت کشکمش میان مسافران نمایانده می شود و همانطور که مشاهد ه می شود این هر سه در اودیسه فضایی خود نمایی می کند وفصل مشترک داستان کلارک و داستان هومر نیز تا اندازه ای همین  سه یا چهار عامل می باشد  . اما به نظر نگارنده جنگ انسان و تکنولوژی(کشمکش میان مسافران) در اودیسه نسبت به موارد دیگر نمود روشن تر و تعیین کننده تری  دارد و در این راستا نگارنده با دریغی بزرگ روبرو خواهم شد اگر در وحله نخست به آیه شریفه ی شماره 33 از سوره مبارکه الرحمن اشاره نکنم که می فرماید:یمعشرالجن و الانس ان استطعتم ان تنفذو ا من اقطارالسموات و الارض فانفذوالا تنفذون بسلطن ای گروه جن و انسیان اگرمی توانید از کرانه های آسمانها و زمین به بیرون رخنه کنید , پس رخنه کنیدولی جز با به دست آوردن تسلطی رخنه نمی کنید . باید د رین مرحله به طور شفاف اعتراف کنم که ابدا در صدد آن نیستم که بگویم و با جزمیت هم بگویم که سازندگان اودیسه, ساختار دراماتورژیک خود را مدیون کتاب های آسمانی و یویژه قران کریم و آیه هایی از این دست هستند , بلکه آن چه که روی آن می خواهم پافشاری کنم این است که اعتبار معانی فیلم های خوب معنا گرا را می توان از منظر تطابق با آموزه های کتاب ها ی آسمانی محک زد و دید کدام یک از انها, بقول منتقد محترم آقای  سید ناصر هاشم زاده , آدرس های درست معنوی می دهند و جعل معنا نمی کنند. کافیست در این راستا خالی بندی های فیلم هایی نظیر جنگ ستارگان جرج لوکاس را با دیدگاهها و استنتاج های معنا گرایانه اودیسه فضایی مقایسه کنیم تا به عمق آن چه که مدعا به صاحب این قلم می باشد پی ببریم.

علی ایحال برای پرداختن به نشانه شناسی حضور شخصیت ها در اودیسه فضایی و نیز رویکرد های دراماتورژیک و معناگرایانه آنها باید دست به انتخاب اصلح بزنیم و با صرف نظر کردن از برخی از آنها مانند چهار شخصیت منجمد , میمون جهش یافته ی پرتاب گر استخوان, اعلام کننده اپیدمی , دختر بچه ای که برای پدرش پیام تلویزیونی می فرستد(با احتساب هشت دقیقه تاخیر ی که فاصله میان مشتری و زمین است و سرعت امواج ارسالی ) , خانم مهماندار ( که  نوع قدم زدن و سرویس دادن اش برای تداعی حالت بی وزنی به فیلم افزوده شده ) , ماهنوردان ( که پیشتر د رمورد رویکرد گروهی و استعاری شان با توجه به اودیسه هومر توضییح دادیم) و....تنها به سه شخصیت سینمایی  فضا نورد فرمانده سفینه , ابر رایانه ای که خالق آن به او د رنخستین مراحل آموزشی و برنامه نویسی ,خواندن یک ترانه را آموخته و   او قادر است که حتی لبخوانی کند و شطرنج بازی کرده و خلاصه د رهر زمینه ای مگر بازی نهایی برای بقا برتری خود را اثبات کند و عاقبت ستون سنگی مکعب مستطیل شکل اشاره کنیم. بزرگترین شاخصه های وجود فضانورد فرمانده سفینه منهای برخی نمود های نسبتا کم اهمیت تر مثل دوندنگی و ورزشکاری آنهم د ر شرائط فیزیکی خاص داخل سفینه , د ر نیروی خلاقیت , مسئولیت پذیری , از خود گذشتگی و شهامت و نیز قاطعیتی نما یانده می شود که او د رهنگامه خلع ید از ابر رایانه از خو د نشان می دهد . اودر مقام یک انسان, تما شاگر  خود را خواه نا خواه به یاد خالق اش (خداوند)می اندازد فتبارک الله احسن الخالقین , بقول آقای زانوسی در فیلم معنا گرا هر گز نمی توان شاهد رویکرد ی غیر خرد مندانه از شخصیتی ( و یا کارگردانی ) فرزانه بود که د ر آن صورت معناگرایی محو و چیز دیگری جای آن را  می گیرد که نمونه های آن را در دک و دندان و سر تراشیده پنهان زیستی  سراغ داریم که سیصد سال صبر کرده  تا فقط تما شاگر را وادار کند تا به  ریش  جاعل خود بخندد. و اما در مور د ستون سنگی و نشانه شناسی معناگرایانه آن هر چه بگوییم کم گفته ایم , بهتر است برای رو کردن معیار  درستی این انتخاب هندسی و حجم شناسی , و از نظر نگارنده این شخصیت تجسد یافته در قالب  یک سنگ ,  تدابیر زمینه ساز و نماهایی  را بیاد بیاوریم  که کوبریک شب قبل از هبوط آن از چشمان  درشت خانوار انسان های میمون نما د رآن سرپناه بدوی رو به دشت در فیلم تمهید کرده ,  نگاه هایی روبه   به آسمان, گردی ماه نور افشان و ستارگان که د رقعر اسرار آمیز تاریکی می درخشند , باز هم می گویم ستون سنگی مکعب مستطیل شکل مرا به یاد حجرالاسود می اندازد سنگی آسمانی که گفته می شود ابراهیم خلیل الله زیر پای خود گذاشت و ساختمان مکعبی را بنا کرد تا خانه ای باشد نمادین ,برای نمایش بزرگتریی حقیقت هستی,تا  هنگامه ی کم رنگ شدن خورشید و تاریک شدن ستارگان,و هنگامه ی همه پرسی  از  قربانیان  مظلوم تاریخ.    باشد که تا وقوع  آن هنگامه بزرگ  , این مکعب  قبله گاه همه  تسلیم شدگان به حقیقت باشد و آنان   بدان  روی  نموده و  در گاه و زمانی موعود (حج) بر آن دست کشیده و آفریننده خود را فریادکنند.

اذا جاء نصرالله و الفتح و اریت الناس یدخلون فی دین الله افواجا فسبح بحمد  ربک و استغفرو ان کان توابا.

آیه های شماره 175و 176و 177 و 178 داستانی است بسیار کوتاه و نمادین از تعامل میان شیطان و انسان که می تواند مبنای بسیاری از فیلم های معنا گرا باشد و تاکنون بسیاری از فیلم ها و از آن جمله فیلم وکیل مدافع شیطان  از این درونمایه بهره برده اند  . به خود آیه ها توجه کنید که می فرماید: و خبر آن کس که آیات خود را به او داده بودیم برای آنان بخوان که از آن عاری گشت , آنگاه که شیطان , او را دنبال کرد و از گمراهان شد .() واگر می خواستیم , قد ر او رابه وسیله آن (آیات ) بالا می بردیم , اما او به زمین (= دنیا ) گرایید و ا زهوای نفس خود پیروی کرد . از این رو داستان اش چون داستان سگ است (که ) اگر بر آن حمله ور شوی زبان از کام بر آورد , و اگر آن را رها کنی (باز هم ) زبان از کام در آورد . پس , این مثل آن گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند .پس این داستان را (برای آنان ) حکایت کن , شاید که آنان بیندیشند.

آیه 179به دلیل طرح موضوع پنهان زیستان ( جن  ها ی حق پوش  ) و مجازات شان همراه با انسان(  ها ی حق پوش ) در جهنم بسیار معناگرا ست و همان طور که بدوا بدان اشاره کردیم مفهوم این آیه ی یکی از مولفه های بسیار تعیین کننده بصری و غیب نگارانه ی فیلم کنستانتین می باشد . می فرماید : () و درحقیقت بسیاری از جنیان و آدمیان را برای دوزخ آفریده ایم .(چرا که ) دل هایی دارند که با آن (حقایق ) را دریافت نمی کنند و چشمانی که با آنها نمی بینند , و گوش هایی که دارند که نمی شنوند .آنان همانند چها ر پایان بلکه گمراه ترند .(آری ) آنها همان غافل ماندگانند.

ماهیت و زمان وقوع قیامت موضوع آیه 187 می باشد می فرماید : از تو در باره قیامت می پرسند (که وقوع ) آن چه وقت است ؟ بگو : علم آن تنها نزد پرودگارمن است . جز او (هیچ کس  ) آن را به موقع خود آشکار نمی گرداند . (این حادثه ) بر آسمان ها و زمین و گران است , جز ناگهان به شما نمی رسد .باز از تو می پرسند گویا تو ا ز (زمان وقوع ) آن آگاهی . بگو :علم آن تنها نزد خداست , ولی بیشتر مردم نمی دانند.

آیه های 191تا تا 198 به طور مشخص با ر یکتا پرستانه دارند ودر کنار هم نوعی بیانیه ی را بوجود می آورند که هر گونه منطق غیر توحیدی و حتی آشتی جویانه میان اشکال خفیف و می توان گفت توجیه پذیر شخصیت پرستان و فرقه گرایان را در همی می کوبد.() آیا موجوداتی را که (با او) شریک می گردانند که چیزی را نمی آفرینند و خودشان مخلوقند ؟() و نمی توانند آنان را یاری کنند و خویشتن را یاری دهند.() و اگر آنها را به (راه ) هدایت فرا خوانید , ازشما پیروی نمی کنند .چه آنها را بخوانید یا خاموش بمانید, برای شما یکسان است .() در حقیقت , کسانی را که به جای خدا می خوانید , بندگانی امثال شما هستند .پس آنها را در گرفتاری های بخوانید , اگر راست می گویید باید شما را اجابت کنند.() آیا آنها پا هایی دارند که با آن راه بروند , یا دست هایی دارند که با آن کاری انجام دهند , یا چشمهایی دارند که با آن بنگرند, یا گوشهایی دارند که با آن بشنوند؟ بگو :شریکان خود را بخوانید , سپس درباره من حیله به کار برید و مرا مهلت مدهید.() بی تردید سرور من آن خدایی است که قرآن را فروفرستاد , و همو دوستدار شایستگان است .() و کسانی را که به جای او می خوانید , نمی توانند شما را یاری کنند و خویشتن را یاری دهند .() و اگر آنها رابه راه  (هدایت ) فرا خوانید ,نمی شنوند و آنها را می بینی که به سوی تو می نگرند در حالی که نمی بینند .کیست که از منظر نگارش متون نمایشی به آیه ها فوق بیندیشد و به انگاره ها وایده ها و حتی موضوع های بسیار جالبی که بار توحیدی دارند وطبعا وقایع آن می توانند در گذشته حال و حتی آینده بگذرند دست نیابد.اگر فرض کنیم که دانشمندی در آینده ای دور و یا نزدیک به اختراع جدیدی  دست یابد که ازمنظر تئوریک بتوان آن را تولید ابر رایانه یا حتی ربوتی  با حافظه نامحدود معرفی کرد , انتظار چه نوعی کشمکشی میان این ابر رایانه را با خالق اش می توان رقم زد , اگر دانشمند سازنده  ظرفیت های نامحدود این رایانه  مخلوق خود را به خدایی بگیرد و مانند برخی از هنرمندان شیفته ی مخلوق خود شود , در این کشمکش میان انسان و تکنولوژی چه کسی پیروز خواهد شد ؟

آیه 201 مبنای طراحی وپرداخت سکانس کابوس فیلم قربانی بود ه است , در این سکانس پروا قهرمان زن داستان زن شیطان صفت و خون آشامی را در خواب می بیند که قصد دارد با دندان های گرگی اش او را گاز زده و او را آلوده ی امیال کثیف خود کند پروا در خواب به ذکر می پردازد و پشت سرهم می گوید اعوذبالله من الشیطان الرجیم به آیه مورد بحث توجه کنید که می فرماید:در حقیقت کسانی که از خدا پروا دارند , چون وسوسه ای از جانب شیطان بدیشان رسد (خدا را ) به یاد آورند و بناگاه بینا شوند.در پایان سکانس فوق الذکر پروا در حالی که اثر گاز های زن خون آشام را روی صورت خود دارد چشم می گشاید و اثر گاز بلافاصله از روی صورت او محو می شود .