چگونه در مورد فیلم ها بیندیشیم، فصل چهارم، بخش چهارم
شیوه کارگردان
کارگردان ها نیز دغدغه های سبک شناسانه ی از پیش تعیین شده خود را دارند. "برایان دی پالما" در فیلم هایی نظیر خواهران (1973) و کری ( 1976) از تدبیر سینمایی پرده تقسیم شده بهره برده است او در فیلم های موخراش نظیر در "لباس مرگ" (1980) "صورت زخمی" (1983) و "ماموریت غیرممکن" (1996) این تدبیر را کنار گذاشته و تدبیر مرتبط دیگری همچون بهره برداری از تصاویر چندگانه تلویزیونی و نظائر آن را برای انسجام و یکپارچگی کار خود مورد استفاده قرار می دهد تا شاکله های سنتی پرده نمایش را در هم بریزد.
"یاسی جی رو اوزو" کارگردان ژاپنی شیوه نوپردازانه خاص خود را در فیلم هایی نظیر داستان توکیو (1953) به کار گرفت. او دراین فیلم ها ازحرکت های مقتصدانه دوربین بهره برد و فضای صحنه را برای برش میان موقعیت های دوربین چنان تنظیم کرد که بتواند به صورتی بی همتایی فضای سی صد و شصت درجه ای را در معرض دید تماشاگر فیلم قرار دهد. همان طور که می دانیم اکثر فیلمسازان جهان با رعایت قاعده عدم شکستن خط فرضی، نمابندی و تدوین از پیش تعیین شده و تماشاگرفهمی را در دستور کار خود قرار می دهند.