تحلیل خطی در برابر تحلیل ساختاری

 

رویکرد ابتدایی تئوری مولف ؛مطابق الگوی توصیف شده در فوق ؛  برا ساس تحلیل طولی یا خطی کا رکارگردان تحقق می یابد   . مادر  تحلیل طولی  جابجایی ها ؛ پیشرفت ها و تغییراتی را که   در دنیای فیلم ها و شیوه ساخت  شان اتفاق افتاده است را دنبال می کنیم و بخصوص  وزن  بیشتری برای  شخصیت های اصلی  فیلم نسبت  به شخصیت های کم اهمیت تری که اصطلاحا تیپ هستند قائل می شویم  . بعنوان مثال ؛ محققان حرفه هنری  هیچکاک ؛  توجه زیادی به فیلم سال 1941او با نام آقا و خانم اسمیت نمی کنند . نگاه و یا رویکرد دوم تئوری مولف ؛ کار هنرمند فیلمساز از منظر ظهور منحصر به فرد او در عالم سینما و از آغاز کار او تا پایان را مطمح نظر قرار می دهد بی آن که حتی یک اثر را در این میان برخلاف رویکرد طولی اول نادیده بگیرد . بعبارت ساده تر همه فیلم ها ی کارگردان  در این برخورد بعنوان  قسمتی از یک کل مورد ملاحظه قرار می گیرند و بدین ترتیب هر فیلم بعنوان عضوی منسجم از پیکره کل تاریخ کار کارگردان  فهمیده می شود . هاوکز معمولاسازنده  فیلم های حادثه ای با قهرمانان مرد بود ؛ آثار ی  مانند ریو براوو (1958) یا فیلم  کمدی  من مرد در جنگ عروس بودم (1949) . فیلم های حادثه ای هاوکز ارزش های مرد سالارانه را به صورت دراماتیکی مورد تایید و چالش قرا ر می دادند ؛ ودر  فیلم های کمدی  او  ؛ زن ها با کارها ی مداخله گرانه و اجق وجق شان این دنیای مردانه را وارونه جلوه می دادند  . بدرستی می توان ادعا کرد چنانچه نقد  ساختاری صحیحی از این دو گروه از فیلم صورت پذیرد معنی واقعی مردانگی از نگاه   هاوکز  ظهور می یابد . به نظر می رسد  فیلم ها ی حادثه ای هاوکز در بطن  خود انگاره خاصی از جوانمردی و مردانگی تایید می کنند انگاره ای که ابعاد پیچیده ترآن در مقایسه  با آثار کمدی آشکارمی گردد   . انگاره مردانگی هاوکز در فیلم متفاوت  ها زنان بور را ترجیج می دهند (1953) نه تنها مورد غفلت قرار نمی گیرد بلکه مقوله جنسیت و نیروهای وابسته به آن و از آن جمله عنصر مردانگی بگونه ای اساسی مورد تجزیه وتحلیل قرار می گیرد  . فیلم گنگستری صورت زخمی (1932که د رفصل 1 مورد بحث قرار گرفت )  نیز  که د رآغاز  فیلمی حادثه ای و مردانه می نماید  ( مانند وسترن ) به دلیل نمایش کردن عنصر بزدلی و  قصور مردانه در برخی از صحنه تا حد یک فیلم طنز آورانه بر تماشاگر خود اثر می گذارد  . تئوری مولف و انگاره ها ی تحلیلی وابسته به آن کاشف پیچیدگی های کار هنرمند فیلمساز در اعماق وجوه ساختاری آثار  ا و هستند .

    نمونه ی دیگر را ا زکار جان فورد مثال می زنیم زیرا او هم بیشتردر آثار خود با قهرمانان مرد سرو کار داشته است . فورد در سال 1956 فیلم وسترن در جستجوی خواهر را  با بازی جان وین ساخت  .فورد سال بعد  بال ها عقاب را بر اساس زندگی واقعی یک قهرمان جنگ که قطع نخاع شده ؛ ساخت. اگر چه دراین فیلم هم  جان وین بعنوا ن شخصیت محوری و اصلی بازی  کرد اما اکثر محققین آثار فورد این فیلم نمره خوبی نداده اند . اما  از منظر ساختاری ؛ رابطه بسیار پیچیده ای میان این فیلم و فیلم در جستجوی خواهر وجود دارد . در جان وین در فیلم وسترن درجستجوی خواهر؛ نقش شخصیت بی خانمانی را دارد وبگونه ای نمادینی ناگزیر از این سو و آن سو زدن د ردل صحراست  .وین  در فیلم بال ها ی عقاب نقش  مر دی را ایفا می کند که به جنگ رفته ودر حالی که قطع نخاع شده است به خانه بازمی گردد   . بلحاظ ساختاری عارضه ی قطع نخاع ؛ با ایستایی ملازمه دارد و طبعا دربرابر تلاش و تحرک و این سو آن سو زدن قرار می گیرد اما جالب این جاست که شخصیت ها هردو جایی در خانه ندارند  . بدین ترتیب یک رابطه ساختاری میان این دو فیلم موجود می باشد که د رسطح خود را نشان نمی دهد و کار ی به الگوهای پیش برنده طولی درحرفه فورد ندارد.