چگونه در مورد فیلم ها بیندیشیم : قسمت پنجم : داستان و طرح و توطئه
آگاهی ما از اهمیت مجموعه تصمیماتی که نویسنده و کارگردان در مورد طرح و توطئه می گیرند را آگاهی از فرق میان داستان و طرح و توطئه افزایش می دهد. واژه "داستان" به مجموعه ی رویدادهایی اطلاق می شود که که باید روایت شوند؛ در نقطه مقابل "طرح و توطئه" به ترتیب رویدادهای مذکور یا چینش شان در کنار یکدیگر؛ اطلاق می شود. داستان وقایع یک فیلم همواره بنا بر نظم زمانی به پیش می روند درحالی که رویدادهای وابسته به طرح و توطئه براساس نظمی که فیلمسازان برای ارائه اثر انتخاب می کنند؛ اتفاق می افتند. سکانس مهیج افتتاحیه ی فیلم پارک ژوراسیک که پیشتر به آن پرداختیم به طور نمونه نشان می دهد که چگونه فیلمساز واقعه ای را جدا از نظم داستانی اثر؛ بنا به اولویت ها و تصمیمات وابسته به طرح و توطئه؛ ارائه می کند.

داستان فیلم "دنیای کامل" (1993) بر محور دو شخصیت بزهکار فراری دور می زند که پسرکی را گروگان می گیرند و گروهی از ماموران پلیس ماموریت می یابند که به تعقیب آنها بپردازند. اگر داستان فیلم را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم بزودی بر ما آشکار می شود که نحوه کشته شدن یکی از بزهکاران توسط بزهکار دیگر و آستانه شلیک قرار گرفتن خود او توسط پسربچه؛ جز آندسته اطلاعاتی است که به هرحال باید در اختیار تماشاگر قرار گیرد. فیلم با صحنه ای گذرا ولی با تصاویری بسیار تاثیرگذار آغاز می شود بدین ترتیب که "کوین کاستنر"؛ ستاره فیلم در چمنزاری دراز کشیده است. تو گویی او در یک روز بسیار زیبا حمام آفتاب گرفته است. در این هنگام تعدادی اسکناس یک دلاری را باد پروانه های هلی کوپتر در اطراف شخصیت به حرکت در می آورد. اگر این اتفاق خاص غیر مترقبه؛ توسط هلی کوپتر؛ پیش نیامده بود ما احتمالا نماهای نخستین فیلم کاملا مرتبط و متناسب با عنوان فیلم می انگاشتیم. پس از این پیش درآمد بسیار موجز ؛ فیلم بریده می شود به سکانس فرار بزهکاران. ما تقریبا در اواخر فیلم است که می فهمیم، "کوین کاستنر" در آغاز فیلم در واقع در آرمان شهر مشحون از اسکناس خود؛ هنگامی که هلی کوپتر در فضای بالای سر او برای فرود آمدن و نشستن به دور خود می چرخد مرده یا در حال احتضار است.
نظم روایی وقایع؛ در فیلم دنیای کامل؛ به ابداع شیوه پر اهمیتی برای داستانگویی منجر شده است؛ در این روش؛ داستان؛ خود بعنوان طرح وتوطئه؛ به منصه ظهور می رسد. فیلمسازان دیگری؛ اگر دنیای کامل را می ساختند شاید ترجیح می دادند داستان را براساس همان روال و نظم زمانی اصلی اش و فرار از زندان؛ آغاز کنند. آنان اگر هم می خواستند نگاهی هر چند موجز؛ به عاقبت کار بیندازند احتمالا ترجیح می دانند که این نگاه کاملا شفاف و گویا بوده و آمیخته به ایهام و ابهام نباشد. بی گمان؛ ایهام شاعرانه ی نماهای افتتاحیه فیلم دنیای کامل؛ نوعی طرح و توطئه ی داستانی غیر معمول را فراهم می آورد؛ زیرا تماشاگر حیران می ماند که چه دیده است و اهمیت آن در وقایع بعدی؛ چه خواهد بود. در این ارتباط؛ پیش درآمد پارک ژوراسیک؛ متعارف تر می نماید؛ زیرا به روشنی این فکر را در ذهن تماشاگر نهادینه می کند که تهدیدی در کار است که انسان ها به سادگی نمی توانند آن را مهار یا رفع کنند.