به نام خدا

 

مسئولیت اجتماعی هنرمند  : فیلمساز در مقام آژیر دهنده

 

درباره فیلم زن سمی ساخته فرخ انصاری بصیر

 

نویسنده ومنتقد : وحید اسلامی

 

 

تعدادِ فیلم های سینمایی ِ کشور مان که دارای  بارِ   اجتماعی ِ مسئولانه اند و هراز گاه    به پرده سینماها  راه می یابند ویا به  بعنوان فیلم بلند داستانی در تلویزیون به نمایش گذاشته  می شوند ؛ انگشت شما رند . هنگامی که مسئولیت اجتماعی فیلمساز به جهان سیاست ارتباط کمتری پیدامی کند ؛ کارتا اندازه ای آسان ترمی شود و  شمار فیلم هایی که به معضلاتی مانند اعتیاد ؛ بزهکاری بخصوص بزهکاری نوجوانان ؛ فساد و فحشاء ؛ و بیمارهای خاص نظیر ایدز مربوط می شوند وبه تماشاگران و مسئولان هشدارو  آژیر می دهند  نسبت به فیلم ها ی معترض سیاسی  اجتماعی - که پژاوک  حادترو گسترده تری دارند – به مراتب بیشتر  می باشد . کافی است د راین راستا به فیلم هایی نظیر گال ؛ خون بازی ، غوغا و یا  متولدایدز اشاره کنیم و ببینیم که تعدادشان از فیلم های همچون عروسی خوبان و آژانس شیشه ای  بیشتر می باشد . در ایران متاسفانه  سینمای زیر زمینی و کاملا مستقل بنا به دلائل متعدد  اجتماعی و فرهنگی مانند کشور های دیگر پا نگرفته است .از این نظر فیلم های مانند فقر وفحشا ء که مطلقا با برخورد اری ازمختصات زیر زمینی و علی الظاهر بدون هیچگونه مجوزی ساخته شده اند ا ز انگشتان دست هم کمتر می باشد ؛ این درحالی است که در شبکه قاچاق انواع و اقسام فیلم های خارجی بی هیچ سانسوری کاملا در دسترس مخاطبین  بوده و بخصوص ازمنظر آسیب شناسی اجتماعی و فرهنگی واجد تاثیرات منفی ؛  در  سطح ِ اجتماعی ِ گسترده تری  می شوند و قانون هم( تا به امروز ) برای کنترل این تهاجم همه جانبه عملا کارِ کار سازی را صورت نداده یا نتوانسته است انجام دهد  .

  فیلم زن سمی ساخته فرخ انصاری بصیر که پس از فیلم داستانی و بلند  عاشق کوچک و فیلم سینمایی آخرین لحظه ومستندسی پنج میلی متری و سه ساعته ی  سینمای ایران از تولد تا تولد دوباره  و سریال شیر وشمشیر( درمورد زندگی حضرت علی علیه السلام ) ؛ پنجمین اثر   بلند این فیلمساز می باشد بدون آن که با داعیه ی زیرزمینی بودن تولید شده باشد ؛ به دلیل ِ نوع ِ نگاه ؛ و جسارت خاص در طرح ِ مضمون خود ، عملا خصلت زیر زمینی به خود گرفته است  . باید دانست وقتی ما می گوییم جسارت؛ منظورمان جسارتی است که منشاء آن تحقیق ِ عمیقی است که در پشت اثر و بخصوص فیلمنامه و خاستگاه طرح داستان و الزام به نمایش آن است ؛ نه برخورد اری از نوعی آزادی که نوعا فیلم ها زیر زمینی از آن برخورد اند و فی المثل می توانند هرحرفی و یا صحنه ای را بدون هراس از سانسور یا تعقیب قانونی مطرح کرده یا نمایش دهند  . شاید برای روشن تر شدن موضوع   بتوان به  فیلم مستند نبرد شیلی اشاره کرد . نبرد شیلی  یک فیلم مستند زیر زمینی است  که مقاومت مردم شیلی برعلیه دیکتاتوری و آمپریالیزم را به نفع  رژیم آلنده ؛  در یک برهه حساس سیاسی  دنبال می کند. ما در پایان  قسمت اول این فیلم و یا درمیانه کل اثر ؛ صحنه مستند ترور یک خبرنگار آرژانتینی را می بینیم که توسط یک شخصیت وابسته به رژیم کودتا مورد اصابت گلوله قرار می گیرد ؛ قسمت دوم این مستند سه ساعته ؛ وقایع بعد ی بحران سیاسی رژیم آلنده  را تا انفجارکاخ ریاست جمهوری و اعلام مرگ آلنده  و پیروزی رژیم کودتا ؛ ثبت می کند . در فیلم مذکور تعهد اجتماعی و اِشراف ِ مستند ساز به حقایق سیاسی و ثبت آنها ( برای جهانیان و آیندگان ) ؛ بیش از نمایش صحنه های جاندار و مستند و شکاری خودنمایی می کند ( منهای صحنه ترور خبرنگار آرژانتینی ) وبنابراین این ویژگی تحقیقی و تعهد ِ مستند ساز ِ جان برکف  ؛ تماشاگر را  به این باور می رساند که در جریان نبرد شیلی ؛ امپریالیزم آمریکا و نیروهای نظامی هوادار ژنرال پینوشه تا چه اندازه متحد و درعین حال مرتجعانه در برابر خواست دموکراتیک مردم شیلی برای حمایت از رئیس جمهور سوسیالیست و قانونی کشور؛ ایستادگی کرده  ا ند  . در فیلم زن سمی نخستین چیزی که نظر تماشاگر را جلب می کند آگاهی فیلمساز از بحران ایدز در ایران والزام به نشان دادن آن بعنوان یک بحران اجتماعی واخلاقی  از یک سو و طرح راهبردی فیلمساز برای مهار این معضل اجتماعی است . برای اهمیت طرح راهبردی و پیشنهادی کارگردان زن سمی ؛  کافی است به  تاریخ سینمای مستند ایران نگاهی بیندازیم  وبه  یکی از آثا رشاخص آن  بنام کودک و استثمارنظری  اجمالی بیندازیم  .اصلانی درمستند مذکور با همه ژرف نگری ها ی تحقیقی اش  در ارتباط با معضل اسثتمار کودکان د رایران ؛ هرگز فرصت نمی یابد که طرحی را برای برون رفت از معضل استثمار کودکان  به تماشاگر و مسئولین ارائه کند وتنها تماشاگر را آگاه می سازد که  استثمار کودکان د رایران یک بحران انسانی/ تاریخی ؛ با پیشینه ی طولانی است که نظام پادشاهی و سرمایه داری گذشته در دامن زدن به آن منشاء تاثیر فراوان بوده است . اما فیلم به  این که نظام جمهوری اسلامی ایرا ن باید برای مهار این بحران و جلوگیری از گسترش آن چه تدبیرهایی را اتخاذ کند ؛ نمی پردازد و مستند بی واسطه و حقیقت جوی اصلانی ؛ دراین جای کار؛ سکوت پیشه می کند گو این که به زعم محمد رضا اصلانی او در صدد بود ه است در مستند دیگری که قصد ساخت آن را داشته ؛ رهیافت ها و راهبرد های بیرون رفت ازاین معضل را نشان دهد که البته فیلمشناسی او نشان از چنین فیلم و کار ی را ندارد  . فیلم زن سمی  به خوبی نشان می دهد که انصاری ازمیان عواملی که موجب انتقال ویروس ایدز می شوند بیش از هرچیز به امر آمیزش ویا روابط پرخطر  انگشت گذاشته ؛ این در حالی است که او از عوامل دیگر نظیر انتقال از راه سرنگ آلوده و حتی انتقال از مادر به جنین و نیز عدم آگاهی مبتلایان از ماهیت بیماری  وحتی فقر اقتصادی ؛ غافل نبوده است . فیلم اساسا قربانیان ایدز ؛ بخصوص آنان که ناخواسته و می توان گفت به صورت بی گناه بدان مبتلا می شوند را با زنده بگوران تاریخ مقایسه کرده و در این راستا به آیه و اذالموده سئلت به ای ذنب قتلت از سوره تکویر که پروا قهرمان داستان بسیار زیبا آن را می خواند استناد می کند ودر عنوان  بندی نخست فیلم هم روی مفهوم فارسی و منظوم این آیه تاکید می کند : بپرسند زان دختران در حضور/ از آنان که گشتند زنده به گور/ که آن بی پناه بی گنه دختران / بکشدید شان بر کدامین گناه ؟

 داستان در تهران و بامحوریت شخصیتی روایت می شود بنام سمنو که خود از قربانیان آلود ه به ویروس ایدز می باشد ؛ سمنو که پیشتر درکودکی  توسط نا پدری اش   مورد آزار قرار گرفته و د رازدواج اول خود پس از حاملگی در اثر آزارهای همسرنوجوان و عصبی اش ؛ نتوانسته فرزندش را زنده به دنیا بیاورد ؛ به جدائی و طلاق تن می دهد و آواره وتنها در خیابان ها ی تهران رها می شود و خواه ناخواه به ورطه فحشاء و روسپیگری کشیده می شود  . او در پارکی با مردی آشنا می شود که او را از این کار نهی کرده و زمینه دانش آموختگی اش را فراهم می آورد سمنو از فحشا دست می کشد و به کار ویراستار ی و ترجمه روی می آورد وبا مرد ظاهر الصلاح اما در خفا شهوترانی ازدواج می کند که پیشتر زنی را طلاق داده و حالا با زنی دیگری زندگی می کند که آن زن از همسر اول اش فرزند پسری دارد بنام فرزاد ؛ سمنو  در آستانه ترجمه و ویرایش رمان همه می میرند اثر سیمون دبوارمتوجه می شود که همسر ش درجریان سفری به  بانکوک به بیماری ایدز مبتلا شده و ویروس را به خود اونیز انتقال داده است . سمنو پس از مرگ شوهرش با انگیزه انتقام از سه نسلی که د رحق او خیانت کرد ه اند ( ناپدری ؛ شوهرجوان اول و شوهر میان سال دوم ) تصمیم می گیرد شبها به شکار مردان پرداخته و آنها را به خانه خود کشانده و به ویروس اچ آی وی مبتلا کند . در این جا ؛ پروا تکنسین لابراتوار لویی ؛ متوجه می شود که رئیس لابراتوار توسط سمنو آلوده شده است. رئیس لابراتوار خود کشی می کند و پروا به همسر متوفی قول می دهد که تلاش خود را برای آگاهی از مرگ رئیس لابراتوار آغازکند . بدین ترتیب پروا بنا به مسئولیت اجتماعی و دینی خود و بخصوص آشنایی ای  که با مفاهیم اخلاقی کلام الله مجید دارد در صدد برمی آید تا جلوی آدم کشی های ( علی الظاهر غیر تعمدی ) سمنو را بگیرد. پروا تحقیقات خود را آغاز می کند ودر این راستا با  هووهای سمنو ملاقات می کند و  با فرزاد آشنامی شود و از او درجهت تحقق  هدف های پیشگیرانه اش مددمی گیرد  فرزاد که به پروا علاقمندشده است به پروا اظهار عشق می کند اما پروا فرزاد را از خود رانده و با این کار؛ خواه نا خواه زمینه ی نزدیکی  فرزاد وسمنو را فراهم می آورد . دیری نمی گذرد که  فرزاد  از آلودگی خون سمنو به ویروس اچ آی وی آگاه می  شود طبعا با خود می اندیشد که چه بسا سمنو خود اورا نیز آلوده کرده باشد .فرزاد که در این مرحله از کار بیشتر پروا مسبب این تراژدی می داند   تصمیم می گیرد که ازاو انتقام بگیرد اما هنگامی که فرزاددرآستانه  ترور پروا قرار می گیرد و مترصد شلیک به اوست ؛ آوای قرائت قرآن پروا ؛  تحت تاثیرش قرا می دهد ووهمان دم   تصمیم خود را عوض کرده  ودر صدد قتل سمنو بر می آید و بدین ترتیب سمنو هنگام آمیزش با فرزاد و با تدبیر غریب او به قتل می رسد .

 از داستان فیلم که بگذریم ؛ انصاری با استفاده آگاهانه ازرنگ و نور وجه آژیر دهنده فیلم را افزایش می دهد و  از فیلم هایی نظیر شمعی در باد ساخته پوران درخشند ه که به غلط در فهرست فیلم های مربوط به معضلات اجتماعی ( وبه خصوص بیماری ایدز)  جازده شده ؛  به دلیل نشانه های فرامتنی پیشی می گیرد و سمنو را  قاتل سریالی معرفی می کند که با نیروی زنانگی خود قدرتی فرا تصور را در اعمال خشونت و مرگ به کار می برد . انصاری چهره ی سمنو را بعنوان یک قاتل سریالی  کاملا سیاه نمایی نمی کند واو را به  دلیل رنج ها و شکنجه ها یی که متحمل شده  درجریان نیل به نیات انتقامجویانه اش ؛ تا اندازه ای محق جلو ه می دهد. منهای آن چه که در گذشته به سر سمنو آمده ؛ برخی تجربه ها و مشاهدات معاصر سمنو ؛ تصویر خود سمنو را برای خودش موجه و حتی تا اندازه ای پاکدامنانه جلوه می دهد . درفیلم صحنه ای وجود دارد که سمنو در کنار یک تکنوکرات ریاکار؛ خود را موحد ی مقرب  به درگاه خداوند  احساس می کند وحتی به سجده می افتد ؛ تکنوکراتی که برای کام گیری از او و تسهیل امور وابسته به هنرپیشگی اش به خانه ی سمنو پای گذاشته است . به همین ترتیب فیلم  شخصیت  پروا را خوب ِ مطلق  نمی کند ؛ او  در برخی از صحنه ها  شخصیتی خنثی ؛ تا اندازه ای سرد و درعین حال رند جلوه می کند  بخصوص هنگامی که  درصدد برمی آید پس ازاستفاده ی ابزاری از فرزاد ؛ او را ازخود رانده و دست به سرکند. انصاری بصیر برا ی پراخت فیلم زن سمی از نوعی نشانه شناسی خاص بهره می برد که د رنوع خود بی نظیر است زبانی غریب که بیش از هرچیز به حرکت ها ی نمادین دوربین و تغییرات معنادار رنگ و بخصوص گفتگوهایی وابسته  است که منهای چند سکانس که وجه افراطی و تغزلی به خود گرفته است ؛ تماشاگر را به دنیای حسی خاصی دعوت می کند که تا اندازه ای یاد آورهنرفیلمسازی تارانتینو ست اما به تحقیق می توان گفت انصاری بصیر در راستای شالکه بخشی به اثر خود نه تنها مقلد و دنبال روی تارانتینو نبوده بلکه به گفته خودش تا پیش از ساخته شدن زن سمی تارانتینو را نمی شناخته و نخستین بارو دقیقا یک سال پس از تدوین زن سمی ؛ فیلمی از این فیلمساز صاحب سبک و سرشناس را دیده است . لازم می دانم به این نیز اشاره کنم که شیوه بیانی زن سمی به خصوص برای اندسته از تماشاگرانی که به سینمای اجتماعی و علی الخصوص سینمای تجربی و زیرزمینی گرایش دارند بسیار تاثیر گذار عمل می کند و آنان را کاملا مجذوب خود می کند .

 تحلیل انصاری از مقوله پیشرفت ایدز در ایران کاملا مبتنی بر  تحقیقات آماری و کارشناسی بوده است و به درستی می توان ادعاکردکه بدون این پژوهش گسترده نه تنها ساختن چنین فیلمی غیرممکن بود بلکه بسیار از موتیف های آزاد دیداری شنیداری موجود در فیلم که علی الخصوص در فصول زنده نمایی فیلم وهمراه با شعر و ترانه ای از خود فیلمساز همراه شده اند   خلق و پدیدار نمی شدند . بدین ترتیب ؛ فیلم زن سمی در رابطه با بیان تعهد اجتماعی مورد نظر خالق خود ؛ چند گام جلو تراز سینمای متعارف ایران حرکت کرده است و قواعد تازه و موتیف ها ی آزادِ جدیدی را آفریده و با کلیشه های متعارف بشدت به مقابله بر خاسته است  . به زعم این  فیلمساز ؛ مجرمانی چون  بیجه  و دیگر قاتلان سریالی ؛از منظر روان شناسی اجتماعی ؛ نه  جنایتکار صرف ؛ بلکه  نتیجه تبعی  و قربانی فقر فرهنگی و اقتصادی و دیگر ناهنجاری ها و محرومیت های طبقاتی و خانوادگی  هستند .

   تاریخ سینمای جهان تا کنون شاهد فیلم های جالب توجهی در مورد بیماری ایدز بود ه است که در میان آنان می توان به آثاری چون ساعت ها و جیا اشاره کرد . در این گونه اثار نیز آن چه بیش از هرچیز توجه تماشاگر را بر می انگیزد اِشراف  فیلمسازان به مقوله ایدز می باشد . سازنده ی این فیلم نیز ؛ در اثر خود بخصوص روی عامل ناآگاهی وفقر فرهنگی در شیوع ایدز انگشت می گذارد و بدین ترتیب سطح آگاهی تماشاگر خود را در مورد این بیماری افزایش می دهد . انصاری بی تردید در فیلم خود کوشیده است که تماشاگر را واقعا با تصاویرغریب خود بخصوص در سکانس انیمیش فیلم  از بیماری ایدز و خطرات آن بترساند ؛ این آژیر دهندگی در سرزمینی که به لحاظ آماری کمترین آگاهی در مورد این بیماری وجود دارد و تا چند ی پیش حتی مسئولان از گفتگوی در با ره آن پرهیز می کردند به فیلم زن سمی وجهی ستودنی می دهد  . انصاری به موازات این آژیردهندگی به طرح راهبردی خود می رسد که همانا توجه به آموزه ها ادیان آسمانی و بخصوص اسلام برای پرهیز از روابط پر خطر است  . فیلم در ساختار معماگونه خود ضمن ارائه چینشی از وقایع که نشان دهنده منحنی نزول دهشتناک زن سمی به ورطه جنایت از طریق آمیزش و انتقال ایدز است ؛ منحنی صعودی عروج شخصیتی را روایت می کند که به واسطه ایمان ؛ برای  خود را دربرابر این گونه بلاها و خطرات ایجاد مصونیت می کند . بنابراین مخاطب فیلم اگراز رویکردهای حتی افراطی پروا درپرهیز  تن دادن به روابط پرخطر الگویی بگیرد ؛ برنده ی واقعی و گیرنده پیام فیلم زن سمی خواهد بود . پروا البته تمام تلاش خود را در مقام ناهی از منکر و شخصیتی آژیردهنده  انجام می دهد تا از شمار قربانیان سمنو بکاهد ؛ اما خواه ناخواه درجایی نیز رسالت فردی خود را به ناگزیرتعدیل کرده و از شتا ب رسالت  خود می کاهد .  انصاری دراین جا روی این حقیقت تاکیدمی کند که مبارزه با این بیماری در محدوده های فردی راه به جایی نمی برد و عزمی ملی و حتی بین المللی را اقتضا می کند سکاس کم آوردن پروا د رمواجهه با   آدم کشی های تعمدی سمنو  بخصوص پس از آگاهی پروا از این حقیقت که سمنو مجهز به اسلحه گرم هم می باشد ازفراز های تعیین کننده و شخصیت پردازانه اثر می باشد . مشی جدیدو محافظه کارانه پروا و عدم ادامه آژیردادن ها از موضع جدید  زمانی اتخاذ می شود که پروا متوجه می شود که سمنو تعمدا از اسلحه خونی خود برای کشتار قربانیان اش سود می برد  و د رضمن برای استفاده از  اسلحه گرم نیزابایی ندارد   .  مهوش مادر فرزاد؛ هوی سمنو می باشداما فرزاد از شوهردیگرمهوش است ؛ بنابراین پروا درهنگام قطع رابطه با فرزاد از این  که او ممکن است به جرگه ی قربانیان سمنو بپیوندد خبر دارنیست  بنابراین به او در مورد بیماری همسر ناپدری مرده اش  چیزی نمی گوید  . همان طور که گفته شد ؛ این رویکرد جدید پروا  وجه اخلاقی و آژیردهنده عملکرد او را خدشه دار نمی کند و از این منظر فیلم زن سمی تا اندازه ای نگارنده را به یاد سینمای اخلاق محور و اندیشه محور یاسجیرو اوزو می اندازد .

   فیلم در ترکیب وقایع داستان  و درجهت  رسالت اجتماعی خود در ارائه ابعاد ملتهب بحران ایدز؛ از نمایش خوبی ها و احساس های انسانی و عاطفی دور نمی ماند و با ایجاد پاساژ های مفرح عاطفی و حتی طنز آمیز تماشاگر خود را به مثبت اندیشی واقع گرایانه  دعوت می کند و اگر عشقی را می آفریند به مدد دیالوگ های مناست و شاعرانه و زمینه چینی های با ور پذیر و تاثیرگذاراست و هنگامی که نوبت به عاطفه منفی انتقام می رسد از حادثه محوری پرهیز می کند و آن را نتیجه تبعی گزاره های وابسته به فقر فرهنگی و در مورد سمنو نشئت گرفته از تن و روان ِ شدید ا آزاردیده او؛ به منصه  ظهور می رساند . به یاد داشته باشیم که فرزاد به دلیل بار فرهنگی و شخصیت جوان ؛ ملتهب و حساس خود درجریان انتقام گیری از پروا پس از آگاهی از این حقیقت که پروا زنی متدین و قرآن شناس می باشد در شب اجرای نیت انتقام جویانه خود تحت تاثیر آوای قرانی که با صدای ملکوتی پروا به گوشش می رسد ازشلیک به سوی پروا خودداری کرده  و سمنو را هدف قرار می دهد این هنگامی است که او دریافته که سمنو به ویروس اچ آی وی آلوده بود ه و درجریان برقراری ارتباط با او تعمدا او را آگاه نکرده تا از او انتقام بگیرد . بدیهی این تحلیل ِ غریب ا زوقایع پیش آمده و تغییر تصمیم انتقام گیری ؛از پروا به سوی سمنو ریشه در خصلت دانش آموخته گی فرزاد دارد و اگر تماشاگر پیش تر؛ فرزاد را بعنوان شخصیتی باسواد و تحصیلکرده نمی شناخت ؛ این تغییر تصمیم را ابدا از او نمی پذیرفت .

انصاری بصیر که خود موسیقی فیلم را ساخته و اجراکرده و ترانه فیلم را با صدای خود خوانده است ؛ در این زمینه نیز موتیف های گوناگونی را مورد استفاده قرار داده است  در موسیقی فیلم زن سمی ملودی های آشنای فیلم طوقی ؛ ترانه فولکوریک آی انار انار ؛ آوای سمنو سمنو مال پای هفت سین سمنو ( که بگونه ای هجو آمیز و با اجرایی افکتیو هنگامی پخش می شود که ما شاهد آزار سمنو درسنیین کودکی هستیم ) ترانه ون آی نید یو ؛ لتز تاک ابات سکس و یا ر اولماز( ترکی )   ؛ و به همان خوبی ملودی هایی برگرفته از موسیقی کلاسیک جهان مانند آتش ؛ اورتور کوریولان- موومان گفتگوی کوریو لان سردارعاصی رومی با مادرش ( هنگام گفتگوی فرزاد با مادرش و پیشنهاد تکاندهنده مهوش درمورد ازدواج فرزاد با سمنو) و کنسرتو پیانوی معروف امپراطوری  لودویک فون بتهون( که شخصیت ِ مُلوَن   و پا به سن گذاشته استاد ِ  سمنو؛ که درواقع ناجی او از فحشا ء محسوب می شود ؛ می نوازد ) استفاده کرده  است . انصاری در اجرای ترانه فیلم از هنر دو موسیقی دان جوان برای تنظیم ترانه با صدای خود بهره برده است . چینش بازیگران در زن سمی نیز خود مقوله ای جالب است ؛ انصاری به دلیل کمبود امکانات مالی تبعا نتوانسته است همه نقش ها  ی  اصلی و فرعی فیلم را میان بازیگران حرفه تقسیم کند ؛ لذا به چینشی از بازیگران حرفه ای و آماتور در کنار هم بسنده کرده است. بهرحال از میان بازیگران حرفه ای می توان به کار خوب زهره حمیدی ؛ نیما کسائیان ؛ محمد مختاری و نادر سلیمانی ؛ و ازمیان بازیگران آماتور به بازی قابل قبول بهاره قاضی در نقش پروا و مژده شکاری در نقش سمنو و رضا غفاری و نیز مرجان صفابخش ( درنقش هووی دیگر سمنو) اشاره کرد .

   خرق عادت و حرکت ِ خلاف جریان و به عبارتی دیگر خلاقیت و نوآوری همواره با دوعکس العمل از جانبان مخاطبان رو به رو می شود. آنان گاهگاهی  در مواجه با نو آوری و بخصوص هنگامی که تبلیغاتی صورت نمی گیرد تا تصور مثبتی را از پیش د رذهن شان بیافریند  پس می زنند ویا به دلیل تعجب عدم اطمینان به این که آیا چیز درست و با ارزشی رادیده اند شانه با لا انداخته وبدین ترتیب  تعجب و شگفتی خود را پنهان می کنند   . برای درک درست از فیلم زن سمی ؛ با ید به کاربرد دقیق موتیف هایی نظیر مار ؛ گربه ؛ کتاب همه می میرند اثر سیمون دوبوار ؛ بادبادک ؛ کبوتر ؛ پر ؛ خمیر نان ؛ سوزن و دستکش پلاستیکی (که فرزاددر آن می دمد) آتش ؛ کابوس ِ زنِ ِ خون آشام(درکابوس پروا )  ؛ گل زردی که سمنو برای یکی از قربانیان خود هدیه می برد و پس از مرگ او؛ آن را درون سطل آشغال می اندازد؛ نقاب  و  آرایه های بربریت مدرن که بخصوص بر چهره سمنو خودنمایی می کند ؛ و عاقبت و مهمتراز همه ؛ مفهوم آیاتی ا زکلام الله مجید که در صحنه هایی نظیر گورستان ؛ کابوس ؛ و مکاشفه ی فرزاد؛ مورد استفاده قرار گرفته ؛ توجه کرد .وجود این خلاقیت ها و نوآوری ها و موتیف های غریب و درعین حال فکر شده ؛ باعث کم توجهی به این اثر در سینمای ایران شد؛ اثری که درنخستین جشنواره ایدز به دلیل بی انصافی هیئت داوران و چه بسا خود برگزار کنندگان و بخصوص پوران درخشند ه در مقام دبیر جشنواره کاملا نادیده گرفته شد و کار به جایی رسیدکه فیلم شمعی درباد ساخته  خود او ؛ به این دلیل و بهانه که در جشنواره  "فیلم بلند با ارزشی " وجود نداشته  بعنوان فیلم برتر نمایش شود . جالب این جاست که در شمعی در باد ایدز به غلط از عوارض قرص ها ی روانگردان معرفی شده است . آنان که با نمایش و انتشار فیلم زن سمی و دیگر فیلم های از این دست مخالفت می کنند بد نیست بدانند که دولت انگستان برای  خفاشان شب ِ آلوده آلوده به اچ ای وی قوانین جدیدی را  به تصویب رسانیده است . به موجب این قوانین جدید ؛ چنانچه فرد به آلوده به ویروس اچ آی وی ؛ شریک جنسی خود را از آلودگی خون خود آگاه نکند ودر عمل موجب انتقال ویروس  شود ؛ چنین فردی  مجرم شناخته شده  و درصورت مرگ شاکی بعنوان قاتل تحت پیگرد قرار می گیرد  .

در پایان توجه خواننده محترم را به شعر ترانه زن سمی جلب می کنم ترانه مذکور با نمایش نماهایی از جریان خون  در بدن انسان  و بخصوص عملکرد ویروس اچ ای وی روی گلبول های سفید و نیز نماهایی از سلول جنسی نر ( اسپر ماتازوئید )  و نماهایی ار دن ان ای آلوده شده به ویروس همراه شده است ؛  جا دارد در این جا از هنر داوود قره خانی که مسئولیت ساخت سکانس های زنده نمایی را عهده داربوده است به نیکی نام ببریم همچنین به  کا رخوب احسان صباغی و محس صرافی که درتولید و تدوین  و جلوه های رایانه ای و رنگی  اثر شرکت فعال داشته اند اشاره کنیم . ترانه زن سمی  به خود ی خود و منهای خود فیلم نیز می تواند بر آگاهی تماشاگراز خطر ویروس آچ آوی اثر بگذارد .

تو ی جاده های این تن

تو رگای سرخ این زن

توی شوراب پلاسماش

توی شهر گلوبول هاش

رخنه مرگ تو ورید حادثه

غوص بیداد توی رود دافق ( جریان اسپر ماتازوئید ویا به  تعبیر قرآ ن آب جهنده  یا همان ماء دافق  )

انتشار مهلک یه فاجعه

قتله گاه یاخته ها ی دافعه (منظور گلبول ها ی سفید است )

ریزه خوار بربر

ریره خوار بربر

ناقل این غوغاس

اژدهای صد سر

فاتح این دریاس

اچ ای وی ؛ اچ ای وی ؛اچ ای وی

قیمت لمسه تن این زن سمی

 

وحید اسلامی

28/10/ 84