هدف­های خصوصی و هدف­های عمومی

 

شیوه کلاسیک روایت؛ یا روایت هالیوودی؛ در حدود سال های 1915 مبانی آن شناخته شد و جا افتاد. باید دانست یکی از پیش نیازهای اساسی روایت هالیوودی؛ دارا بودن طرح و توطئه­ی یک سویه یا رویکرد روشن رو به جلو است. ساختار فیلم های برخوردار از این گونه روایت؛ یک واقعه را علت وجودی واقعه بعد قرار می دهد و در پایان نیز همه­ی این وقایع دارای نوعی تناسب هماهنگ با یکدیگر می­باشند. به دیگر سخن؛ طرح وتوطئه­ی روایت کلاسیک؛ سرنوشت یک گروه کوچک که هدف بسیار روشنی را دارند؛ به طور مشخص دنبال می شود؛ بنابراین هر پدیده ای در فیلم؛ به تحقق آن هدف تعاملی منطقی و حسی داشته باشد. طرح و توطئه­ی هالیوودی معمولا دارای دولایه خصوصی و عمومی است. لایه خصوصی معمولا یک رابطه عشقی و عاطفی است و لایه عمومی بر محور دستاوردی مهم یا نیل به چیزی با ارزش می­گردد.

فیلم­های هالیوودی ضرورتا نباید پایان خوش داشته باشند؛ گو این که بسیاری از آنها پایان خوش دارند. اما این پایان­ها؛ اعم از آن که خوش باشند یا تلخ و تراژیک؛ شرط لازم­شان این است که باید هدف­های روایت را به روشنی دنبال و به آنها نائل آیند.

The Maltese Falcon (1941) - Humphrey Bogart

قهرمان فیلم هالیوودی و بسیار محبوب شاهین مالت 1941؛ (همفری بوگارت - Humphrey Bogart) در هر دو هدف شکست می­خورد. او نه رابطه­ی عاطفی و عشقی با زن داستان برقرار می­کند و نه موفق به یافتن شاهین مالت می­شود؛ اما تماشاگر به روشنی می­فهمد که این دو شکست به چه دلیلی روی می­دهد بنابراین فیلم به لحاظ روایی یکی از کارهای موفق هالیوود محسوب می شود. پایان­ها، به یک معنا همه "خوش" محسوب می­شوند زیرا انتظارات تماشاگر را بدون تن دادن به پایان­های باسمه­ای برآورده می­سازند.