ترجمه : فرخ انصاری بصیر

 

    اگر ما مورد الگو ها و ساختارهایی که موجب  نظم بخشی دوباره به وقایع داستان می شوند ؛ آگا هی بیشتری بیابیم ؛ در چنین صورتی خواهیم توانست یکی از مولفه های  اصلی تعیین ِ فرقِ میان داستان و طرح وتوطئه بشناسیم ، گو این که مولفه های دیگری نیز وجود دارند که شناخت آنها به درک بهتر این وجوه تفارق کمک می کنند . بعنوان مثال ؛ می توان به فرق میان موتیف های آزادو موتیف های محدود اشاره کرد . اساسا موتیف ها نتیجه ی تکرار تصاویر یا صدا ها بگونه ای  هستند که الگویی قابل درک را شکل می دهند . این الگو ها ممکن است  مفهومی درونمایه ای  داشته باشند یا نداشته باشند ( درسینمای هالیوود معمولا دارند ) ؛ اما آنها به فیلم از طریق نظم بخشی به صدا ها و تصاویر ساختارمی بخشند .

یک موتیف محدود موتیفی است که ضرورتا برای روایت یک داستان ضروری است . در فیلم جذبه سرنوشت ساز  ( به فصل یک مراجعه کنید ) خرگوش دست آموز کودک یک موتیف محدود است زیرا بخش ضرروی قسمتی از داستان است که مامی بینیم زیرا  الکس این خرگوش را   دیگی می پزد؛ این موتیف نشان می دهد آلکس برای به وحشت انداختن دن  تا کجا  پیش می رود .اما تصویر حیوانات کشتار شده ای  که ما مستمرا در خارج از آپارتمان  آلکس می بینیم؛ موتیف آزاد هستند. فیلم با قرار دادن آپارتمان این زن در محله ی کنسر و سازی گوشت ؛ تلویحا محدوده ای را معرفی می کند که د رآن انسان ها خود را درگیر روابط جنسی یک شبه و بدون هیچ تعهدی می کنند و اینگونه  مرتبت  انسانی خود رادر حد یک تکه گوشت پایین می آورند .اتوموبیل ها در فیلم تقاطع موتیف محدود هستند؛ و  هر فیلمسازی که به خواهد داستان یک   حادثه رانندگی را در روایت داستان باید از آنها بعنوان موتیف محدود استفاده کند و یا آنها را درفیلم اش بگنجاند  .  بعبارت ساده تر؛ داستان تقاطع  نمی تواند بدون اتوموبیل ها و تنها با اتکا به نماهای  مکانیزم ساعت روایت شود ؛ازسوی دیگر ؛ نماهای ساعت موتیف ها ی آزاد ی هستند که این  انگاره را مطرح می کنند  که زمان به ضرر شخصیت مرد  اصلی ؛ که خود با بحران میان سالی روبروست ؛ پیش می رود  . در فیلم دلیجان (1939) ؛ دلیجانی که نام خود فیلم نیز هست ؛ و در آن مسافران داستان سوار هستند یک موتیف محدود است .هر فیلمی که بخواهد داستان  سفر این شخصیت ها را در مسیری خاکی و بیابانی روایت کند ناگزیر خواهد بود تا در روایت خود؛ برای  دلیجان جایگاه ویژه ای کناربگذارد   . در این فیلم دوتن از شخصیت ها ؛ رینگو کید و هتفیلد هردو کلاه  سفیدبه سرمی گذارند . این دو همچینن در بسیاری موارد با هم د رکشمکش و تضاد می باشند .رینگوکید یک قهرمان غربی است حال آن که هتفیلد یک شخصیت آواره ی جنوبی است که به قمار بازی روی آورده است .شباهت میان کلاه های آنها به معنای شباهت میان خودشان است ؛ هردو برای خود زندگی می کنند و جان شان را برای آن که ا ز مرام خودشان پیروی کرده باشند، به خطر می اندازند.  موتیف کلاه که شامل شخصیت ها ی دیگر هم می شود ؛ دراین فیلم یک موتیف آزاد است از آن جا که داستان سفر این مسافران می تواند بدون آن هم روایت شود( که البته درنسخه های جدید همین سناریو این کا رانجام شده است و موتیف کلاه حذف شده و یا مبدل به موتیف دیگری شد ه است ) .

فیلم صورت زخمی ( 1932) ؛ که مادر فصل 1 مورد تحلیل قرار دادیم ؛   از  موتیف ایکس بگونه ای ماهرانه بهره می برد ( موتیفی به شکل حرف ایکس در زبا ن انگلیسی ) که مربوط می شود به یک بریدگی به شکل x روی صورت قهرمان داستان و چون در یکی از دیالوگ های فیلم عملا از آن نام برده می شود این بریدگی یک موتیف محدود است . شکل ها ی ایکس ؛ درطول فیلم به دقت ، در صحنه هایی گنجانیده شده است که در آن ها گنگستر هاکشته می شوند . برخی اوقات این نشانه های ایکس بعنوان بخشی طبیعی ا ز صحنه به چشم می آیند مانند علامت راهنمایی و رانندگی ؛ بعنوان عدد ده (رومی ) بعنوان پلاک یک آپارتمان ؛ روی تابلوی امتیازات بازی بولینگ.  در موارد دیگر ؛ این علائم در قاب دیده می شوند بدون آن که بتوان توجیه قابل قبولی برای شان دست و پا کرد از این منظر که معلوم نیست  از کجا سروکله شان پیدا شده است .بعنوان مثال قبل از آن که گنگستری د رآپارتمان شماره ده به قتل برسد ما علامت ده رومی را روی در می بینیم. وقتی او در را باز می کند ما علامت ده رومی بزرگی را پشت سراو روی در می بینیم. بنابراین در این حالت  موتیف ایکس ؛ که نشانگر خشونت مردانه د رفیلم است ؛  موتیفی آزاد است و طبعا  داستان بدون آن نیز می تواند روایت شود ( همان گونه که د رنسخه ها باز آفرینی شده چنین شده است).

به همین ترتیب فیلم دارای موتیفی صدایی نیز هست که به شخصیت محوری فیلم در طول  سکانس افتتاحیه فیلم مرتبط می شود ؛ او بعنوان گنگستر بیش از کشتن نخستین قربانی اش سوت می زند . بعد وقتی او به سوی آپارتمان شماره ده ( رومی ) و در طول سرسرا ؛ راه می رود همان ملودی سابق را با سوت می نوازد . در این حالت؛ موتیف صدایی نشانگر همان چیزی است که نشان دیداری ایکس در ذهن تداعی می کند : بله گنگستر سرنوشت محتوم و محکوم به مرگی را در آپارتمان شماره ده پشت سر خواهد گذاشت .این موتیف صدایی نیز موتیفی آزاد است . زیرا  داستان گنگستر می تواند بدون شیندن آن سوت و  پیش از آن که او کسی را بکشد نیز روایت شود .