آیه شماره 42می فرماید:( وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ) و (یاد کن) هنگامی را که فرشتگان گفتند : ای مریم خداوند ترا بر گزیده و پاک ساخته و تورا بر زنان جهان برتری داده است . همانگونه که ملاحظه می شود خداوند , فرشتگان و خبر برتری مریم نسبت به دیگر زنان عالم در زمان اعلام این خبر , مولفه های معناگرایانه این آیه می باشد.نکته ی بسیار جالب توجه دیگر آیه این است که خداوند می فرماید که مریم را پاک ساخته است نویدی که خداوند در آیه ها ی دیگر به بندگان با تقوای خود د رآخرت می دهد و د رمقابل هم می گوید کسان دیگر ی هستند که خداوند با آنها در آخرت سخن نخواهد گفت و آنها را پاک نخواهد کرد . همانگونه که ملاحظه می شود گاهگاهی قرآن خود خود را تفسیر می کند و در این تاویل های قرآنی لایه های نوینی از معنا بر خواننده کشف می شود , بعنوان مثال براحتی با توجه به این تاویل قرآنی پاک شدن مریم علیه السلام زمینه ساز انقلابی در باور های بی شمار بندگان خداست و به پاک شدن بسیاری در دنیا و آخرت می انجامد ا زهمین رو ست که بسیار شنیده ایم که رسالت پیامبران آدم ساز ی در معنای استعلایی و کاملا خداپرستانه وخدا جویانه ی آن به شمار می آید.برتری مریم هم وجه تبعیض گونه ندارد بلکه بیشتر وجه الگو سازی و یا به عبارت ساده تر پیشرو سازی دارد تا بدین ترتیب با تبعیت از رویکرد ها ی پاک اندیشانه و پرهیز کارانه بزرگان دین رهروان با چشم باز و دل روشن به حرکت رو به جلو و استعلایی خود ادامه دهند.و اما درک این برتری از منظر باور رسالت حضرت عیسی علیه السلام و مبارزه ی یکتا پرستانه او بسیار حائز اهمیت است اگر برتری مریم و پاکی مریم را درک نکنیم و یا به آن شک ورزیم بدیهی است از درک رسالت حضرت عیسی علیه السلام نیز باز مانده ایم  .از همین روست که خداوند د رآیه های اول سوره بقره مسلمانان را کسانی معرفی می کند که به کتاب های وحی شده ی  آسمانی دیگر بخصوص تورات و انجیل به خوبی قرآن , ایمان آورده اند. در سریال مریم مقدس بسیار کوشیده شده است این همسویی و قبول ( از سوی مسلمانان ) نسبت به مسیحت دست کم تا آن جا که مربوط به زندگی و رویکر د های حضرت مریم علیه السلام می شود در ساختار دراماتورژیک اثر خودنمایی کند , شاید وجه غیر تبلیغی و ماهوی این نیت موجب شد تا مردم ایران به خوبی آندسته از مردم جهان که این سریال را دیده اندتحت تاثیر قرار بگیرند و واقعا با محتوا و پیام و تحلیل نویسنده و کارگردان رابطه برقرا ر کنند.

 

آیه بعد خطاب به مریم می فرماید(يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ) ای مریم فرمانبردار پرودگار خود باش و سجده کن و با رکوع کنندگان رکوع نما. پژوهشگر پس ا زخواندن این آیه احتمالا از خود پرسید که رکوع کنندگانی که خداوند از آنان نام می برد چه کسانی هستند یا چه کسانی بود ه اند در این رابطه بخش کوچکی از ترجمه ی نهج البلاغه از مرحوم سید محمود طالقانی را که  عینا د رمقاله  نشانه شناسی سینمایی معناگرا در کتاب مجموعه مقالات سینمای معناگرابه چاپ رسید را مجددا نقل می کنیم :

 

آن گاه ما بین آسمانهای عالی را از هم گشود و خلال آنها را پر کرد از انواع ملائکه که بعضی فقط د رسجودند که رکوع نکنند و بعضی د ررکوعند که بر پا نایستند و بعضی د رصف ایستاده و ا زموضع خود بیرون نروند و بعضی د رتسبیحند که خسته نشنوند.

 

         به یکی از معناگرایانه ترین آیه های سوره آل عمران می رسیم که بلافاصله پس از آیه قبل آمده است , و من بسیار شگفت زده هستم که چرا وجه معناگرایانه این آیه د رسریال مریم مقدس با یک زبان سینمایی خاص( مونیتورینگ معناگرایانه ) مانند نمای از دید خداوند از تپه  ی جلجتا د ر مصائب مسیح , نمایشی نشد ه است , تا بدین ترتیب تماشاگر احساس کند واقعه قرعه کشی برا  ی سرپرستی مریم در حال ثبت است تا آن را به پیامبری که ششصد و اندی سال بعد رسالت اش را آغاز کن به این ترتیب گزارش کند:() این (جمله ) از اخبار غیب است که به تو وحی می کنیم و (گرنه ) وقتی که آنان قلمهای خود را (برای قرعه کشی به آب ) می افکندند تا کدام یک سرپرستی مریم را به عهده گیرد , نزد آنان نبودی و (نیز) وقتی با یکدیگر کشمکش می کردند نزدشان نبودی.منهای موضوع جالب مونیتورینگ متافیزیکی که به یک معنا درونمایه این کتاب و هدف ناظر بر آن بعنوان کیفیتی ناظر به اعمال ما ست , آیه فوق با تاکید روی مسئله کشمشی که در جریان قرعه کشی روی می دهد , نشان می دهدکه از نظر خداوند چیزی بعنوان شانس و یا اتفاق وجود ندارد زیر ا همه ی چیز های از نظر خدا اندازه گیری شد ه است.البته این معنا مصادیق و  آیه های جالب و تکاندهند ه خاص خود را در قرآن مبین دارد .مسئله دیگر این که اگر چه در این آیه مخاطب حضرت ختمی مرتبت محمد عبدالله ص می باشد اما خطاب واقعی این آیه به ماست زیرا پیامبر نسبت به حقایقی که به ایشان وحی می شد هرگز دچار دودلی و شک نمی شدند . به یک اعتبار معنویت حاکم برموضوع این آیه ناظر به دل های مردد ماست تا حقیقت رسالت پیامبر اسلام ص و مسلمانی خود را درک کنیم و در این ارتباط مرتکب زشتکاری های تعمدی و شیطانی نشویم .

 

آیه 45 می فرماید : (إِذْ قَالَتِ الْمَلآئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِّنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ) (یاد کن ) هنگامی (را ) که فرشتگان گفتند: ای مریم خداوند تو را به کلمه ای از جانب خود که نامش مسیح عیسی بن مریم است مژده می دهد در حالی که (او ) در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان (درگاه خدا) ست .تعامل فرشتگان و با مریم و بخصوص روح الامین درونمایه این آیه بسیار معناگرایانه ی سوره آل عمران است , موجوداتی برخوردار از توانایی های متافیزیکی که قادرند بر جهان فیزیک , منشا  تاثیرو کنش های غریب  باشند .آنان می توانند ساختار فوق پیچیده موجود دوجنسی انسان را که میلیون ها و شاید میلاردها قانون ژنتیکی و کروزمومی برآن حاکم است را تغییر داده  و نه تنها آن را وادار بکنند تا بی دخالت سلول نر ویا  اسپرماتازویید , انسانی بانام عیسی بن مریم  را بیافریند بلکه می توانند او را بر خوردار ا زچنان  قابلیت های فوق تصور فیزیکی و متافیزیکی و پر معجزه  در آوردند که  تاریخ بشریت تحت تاثیر آن قابلیت ها ( رسالت ) به سویه های جدیدی کشیده شود , بگونه ای که در آغاز هزاره سوم (پس از تولد مبارک  )او میلیون ها میلیون از دین او پیروی کنند و هزاران  دانشمندان و متفکر  غرب در گهواره آییین توحیدی او ببالند.فرشتگان خدا شاید به دلیل همین پیروان دانشمند و متفکران  بزرگی چون  فلمینگ  پاستور فارما گالیله هوگو تارکوفسکی و و و است که می گویند او در دنیا وآخرت آبرومندو از مقربان خواهد بود. به آیه بعدی 46 توجه کنید که می فرماید: (وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ) او در گهواره (به اعجاز ) و در میانسالی (به وحی ) با مردم سخن می گوید و از شایستگان است .تا آن جا که نگارنده به یاد می آوردم در سریال مریم مقدس ساخته کارگردان خوب و متدین کشورمان آقای شهریاربحرانی , سریال د ر جایی پایین می گیرد که مریم به زبان اشاره ی خاصی قوم یهود و منکران پاکدامنی و بکر زایی خود را دعوت می کند تا به کودکی که زاده است در گهواره توجه کنند و سخن گفتن او را ببیند. من د رآن زمان با خود فکر کردم تصویب کنندگان این سریال و آنان که بعنوان کارگزار و متولیان فرهنگی این سریال ایکاش به جای آن که بیشتر به این فکر کنند که این سریال سی پنچ میلی متری تصویربرداری شود یا ویدئی به این فکر می افتادند که این فراز بسیار تعیین کنند ه زندگی حضرت عیسی علیه ااسلام و مادر باکره اش مریم مقدس را با تمهیدات بسیار پیشرفته ای نمایشی کنند و فی المثل کاری کنند که ما ببینیم که نوزاد مریم با زبان مادری قوم اش(همان گونه که بعد ها در فیلم مصائب مسیح علیه السلام دیدیم ) قوم یهود را مورد خطاب قرار دهد .مشکل این جاست که ما همواره باید صبرکنیم که دیگران  تمهیدی به خرج بدهند و  بدلیل خوش فکری ها و خلاقیت ها و جسارت های شان پیروزی هایی به دست بیاورند تا ما مجوزی داشته باشیم برای تجربه( ی دست دوم).از این منظر تماشای فیلم سینمایی بشارت منجی همان طور که پیشتر هم به اختصاراز آن سخن گفتیم کاستی های خود را بسیار به رخ مخاطب خود می کشد . اما  در نقطه مقابل (جعل) معنایی که در سریال معصومیت ازدست رفته در لحظه مصلوب شدن حضرت مسیح علیه السلام تماشامی کنیم بدلیل رعایت نقطه نظر سینمایی و توجه به این حقیقت که این ماری است که میان شهادت حضرت مسیح علیه السلام (برطبق باور های مسیحی و اعتقادی خود)با انقلاب سرخ امام حسین علیه السلام رابطه ذهنی برقرار می کند , آن را ازمنظر سینمایی و دینی بدلیل ساختار فاخر سینمایی اش در مرتبه ای بسیار بالاترازبشارت منجی قرار می دهد .زنده یاد علی شریعتی در رساله ای نگاشت که اگر می خواهید تفکر ی یا فرهنگی یا حقیقتی را مسخ و نابود کنید از آن بد تعریف کنید بدین ترتیب به ابتذال کشیده می شود.

 

آیه شماره 47می فرماید : (قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ كَذَلِكِ اللّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاء إِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ) (مریم ) گفت پرودگارا چگونه مرا فرزندی خواهدبود با آن که دست بشری به من دست نزده ؟ گفت چنین است (کار پرودگار ) . خدا هر چه بخواهد می آفریند چون به کاری فرمان دهد فقط به آن می گوید : باش پس می باشد. در مورد بخش دوم این آیه و مسئله خلق الساعه تا آن جا که مربوط به سینمای معناگرا می شود در مبحث مربوط به سوره بقره به تفصیل سخن گفتیم , اما بخش اول آیه  منعکس کننده ی برائت او از تماس با جنس مخالف نزد خدامی باشد اما وجه درونی و روانی آن بسیار مهم می باشد , در فیلم ژاندارک ما تا اندازه ای دنیای درون ژاندارک را می شناسیم و بگونه ای با مولمه های روحی او آشنا می شویم . لوئیز هرمان در کتا ب فیلمنامه نویسی خود تنها قدیسین و بزرگان دین را در امر شخصیت پردازی بدلیل خصلت معصومیت از پرداخت درونی و روانی بی نیاز قلمداد می کند اما نگره های نو ین سفر به اعماق وجود روحانی و شخصیتی بزرگان دین را برمی تابند در فیلم مصائب مسیح رابطه عاطفی حضرت مسیح علیه السلام با مادرش مریم هنگامی که در کار ساختن یک میز می باشد , لحظه ای غریب  وعاطفی را ایجاد می کند . آیا ما هم می توانیم به اعماق شخصیت بزرگان دین سفر کنیم و دریافت های  حسی و ریشه ها ی رنج ها و مولمه های درونی و روحی شان را نمایشی کنیم . به نظر نگارنده پاسخ به این سوال مثبت است و خلاف آن را سینمای معناگرای در مفهوم کامل کلمه نمی پذیرد . اما اگر صاحبنظران و یا خواننده تیزبینی به من انتقاد کندکه ما د رپرداخت ظاهر آنها مانده ایم این چه حرفی است می زنی من نمی دانم چه بگویم .

 

آیه بعدی یعنی آیه  شماره 48 به مرحله ی دیگری از تحول شخصیت عیسی  پس از  خلق (الساعه ی ) حضرت مسیح علیه السلام می پردازد و می فرماید: (وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ) و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می آموزد.به تحقیق ما این فرایند را در هیچ یک از فیلم های ایرانی و خارجی که در مورد حضرت مسیح علیه السلام ساخته شده است نمی بینیم , نویسنده ی معناگرا باید از خود بپرسد که این کتاب حکمت و توراتی را که خداوند به او آموخته با چه کیفتی آموخته ؟ در آن صورت است که هزاران هزار تصویر و انگاره های فوق تصور ذهن او را اشغال می کنند انگاره هایی که در سایه تحقیق و پژوهش و نگارش و یرایش های مکرر عاقبت دستمایه های رویکرد های نوین و فوق تصویری به زندگی بزرگان دین می شود و طبعا از آن پس هم پای کارگردان هایی به میدان عملی کردن ومصورکردن این انگاره ها باز می شود که توان خود را بیش از آن که از کانون های قدرت کسب کرده باشند در حوزه های آکادمیک و تجربه و ممارست های حرفه ای  محک خورده  باشند. آدم هایی مانند داوود میرباقری که به نظر می رسد در صورتی که به هنرشان اعتمادبیشری کنیم از همتاهای خود در صحنه های بین المللی چیزی نه تنها چیزی  کم نمی آورند بلکه حرف های فوق العاده ای هم برای زدن دارند , بهر حال خود آقایان هم می دانند که از کوزه همان برون تراودکه دروست .

 

آیه شماره 49 کاملا معناگراست و بحث مفصلی را در پی می تواندداشت به خود آیه توجه کنیدکه می فرماید: (وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِـي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ) و(او را به عنوان ) پیامبری به سوی بنی اسرائیل (می فرستد که او به آنان می گوید:) در حقیقت من از جانب پرودگارتان برایتان معجزه ای آورده ام : من ازگل برای  شما (چیزی ) به شکل پرنده می سازم , آنگاه در آن می دمم پس به اذن خدا پرنده ای می شود و به اذن خدا نابینای مادرزاد و پیس را بهبود می بخشم و مردگان را زند ه می گردانم و شما رااز آن چه می خورید ودر خانه هایتان ذخیره می کنید خبر می دهم مسلمادر این (معجزات) برای شما – اگر مومن باشید – عبرت است .ادبیات غرب به نظر نگارنده بیش از سینمای غرب نسبت به حقایق وابسته به رسالت حضرت مسیح علیه السلام و  معجزه های آن حضرت واکنش نشان داده است و یا از آنها تاثیر گرفته است تا سینما ی غرب , در رمان مرشد و مارگاریتا اثر میخائیل بولگاکف یکی از افسران رمی که وظیفه اش بازداشت و تحت الحفظ نگه داشتن حضرت می باشد از عارضی میگرن رنج می برد او هر وقت می خواهد برای عتاب و یا احیانا آزار آن حضرت به او نزدیک شده درکمال ناباوری متوجه می شود که سردرد اش بهبود یافته است .نقطه مقابل این شکل ا زمعناگرایی در فیلم بن هور هم اتفاق می افتد زمانی که بن هور در صدد بر می آید به حضرت در هنگام کار شاق حمل صلیب آب آشامیدنی بدهد اما وقتی افسر رومی نزدیک می شود تا از این کار ممانعت کند نمی تواند خود را از زیرنفوذ نگاه حضرت مسیح خار ج کند وبنابراین به سکوت برگزار می کند جالب است که در این سکانس و اساسا در فیلم بن هور هرگز چهره حضرت مسیح را نمی بینیم .البته در مسیح ناصری زیفرلی و فروغ بی پایان برخی از معجرات حضرت مسیح علیه السلام نمایشی شد ه است . متاسفانه در فیلم بشارت منجی معجره شفابخشی آن حضرت به شکل غریبی باسمه ای و خام اندیشانه مصور شد ه است و حالت آن پیامبر بزرگوار طور ی است که ما این شخصیت را با یکی از شخصیت های فیلم های ژانر وحشت ممکن است عوضی بگیریم.هما ن طو ر که پیشتر هم گفتیم در ثبت وقایع معناگرا به طور اعم و بویژه صحنه های معناگرای فیلم های دینی وبرخودار از بار دینی و قرآنی باید نهایت کوشش و ممارست باید به صورت گروهی و کاملا هدایت شده مبذول شود تا تبلیغ جای خودرا به ضد تبلیغ ندهد .امید واریم در تجدید مونتاژ این سریال پر خرج که نگارنده چند دقیقه از آن را در جشنواره فجر در سال گذشته دیدم برخی از اشتباهات فاحشی که در جریان تصویر برداری روی داده با کار خلاق مونتور های مجرب برطرف شود و این سریال موجب بد آموزی و دور کردن نسل جوان از مفاهیم دین نشود .پایان آیه دلالت بر فلسفه ی معجزات دارد و آن عبرت گرفتن انسانها د رصورت مومن بودن است . در بسیاری از فیلم هایی که در مورد حضرت عیسی علیه السلام ساخته شده است این رویکرد کم رنگ شده ویا اصلا دیده نشد ه است , گویی حضرت تنها رسالت یافته که شهید بشود یا اصلا شهید نشود تا جواب دندان شکنی بدهد به آنان که فکر می کنند او شهید یا مصلوب شده است .در مسیح به روایت متا پازولینی همه سعی خود ش ر ا کرده تا از مسیح یک مصلح مارکسیست لنینیست بسازد . از این نوع  سیاست زدگی های هنری سینمای آرمانی ایران در پس از انقلاب بسیار آسیب دیده وجود گروه هایی در صدا وسیما تحت عنوان گروه مناسبت های مذهبی نشان می دهد که کارگزاران فرهنگی نسبت به تاریخ و به خصوص تاریخ دین و زندگی بزرگان سطحی ترین هدف ها را دنبال می کنند و دلیل انتخاب یک مضمون یا اجرای یک پروژه بیش از آن که به گوهر فرهنگی آن رویداد یا زندگی آن شخصیت باشد بیشتر نیاز های روز هیئت حاکمه را بر می تابد نگارنده شاهد بودم که در هنگام برنامه ریزی سریال اما م حسن علیه السلام آقای پورنجاتی در یک مصاحبه تلویزیونی آشکارا گفتند باتوجه به این که مسئله ی صلح با عراق امروز د رجامعه ما مطرح است پس این سریال راتصمیم گرفتیم کار کنیم .اگر این جمله مرحوم مدرس را درست بدانیم که سیاست ما همان دیانت ما  و دیانت ما همان سیاست ماست , باید با رشادت بگویم این جمله کاربرد سیاسی دارد نه فرهنگی و تازه به این معنانیست که فرهنگ ما همان سیاست ماست .

 

آیه ی شماره 54 بگونه ی متفاوتی معناگراست به خود آیه توجه کنید که می فرماید: (وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ) و (دشمنان ) مکر ورزیدند و خدا (د رپاسخ شان مکر ورزید و خداوند بهترین مکر انگیزان است .اساسا مفهوم مکر بعنوان نوعی تدبیر پنهای که عوارض آن بعد ها آشکار می شود خواه ناخواه بدلیل ماهیتی که دارد با رمز و راز توام می باشد .سینمای معناگرا نیز یکی از شاخصه های اش همین وجوه رمز آلود می باشد اگر رمز و راز را از اودیسه فضایی یا دیگران و شبح و هزاران هزار فیلم معناگرای دیگر حذف کنیم , پر واضح است که به وجوه معناگرای این  آثار  آسیب وارد کرده ایم و شاید هم اساسا این فیلم ها واجد ارزش بسیار کمی بوده و مبدل به آثاری ضد ارزش شوند .بعنوان مثال اگر تماشاگر دیگرا ن از هما ن ابتدا بداند که زن اساسا مرده و بچه های راهم پیش را خود ش کشته آیا دیگران بازهم حرفی برای زدن دارد ؟ علی ایحال نحوه برخورد خداوند با حق پوشان که نوعا درجهت اجرای هدف های شان از رویکرد های شیطانی بهره می گیرند تا آن جا که به نحوه قوانین عقوبت گرای او وابسته هستند د رتاریخ جهان و بویژه تاریخ ادبیات جهان و به طریق اولی سینما منشا بسیاری تحرکات دراماتیک و نمایشی بوده است و حتی در ادبیات کهن اسطوره ای که در آن خدا و یا خدایان آن وجه خاص ابراهیمی و توحیدی خود را ندارند بسیار مشاهده شده است که نسبت به رویکرد های مکارانه و ضد انسانی بشر واکنش نشان داده اند .در تاریخ سینمای جهان هزاران هزار فیلم معناگرا و غیر معناگرا و فارغ بال از ژانر و گونه سراغ می توانیم گرفت که بر درونمایه انتقام الهی و پیروزی شاکله سینمایی یافته و پایان گرفته اند.در فیلم بایکوت از این نظر که انتقام الهی با نوعی رحمت از جنس قبول توبه و یا ندامت قهرمان مردد داستان (هنگامی که ساواک می خواهد او را اعدام کند )همراه است آیه فوق مصداق دینی و قرآنی و انسانی خاصی پیدا می کند. مصادیق بهتر را در جریان نگارش این کتاب به این فصل در صورت لزوم خواهم افزود اما آن چه بازگفتنی است این است که بهره گیری از این آیه بعنوان نوعی درونمایه زمانی بسیار گوهر ی و جالب توجه از کار در خواهدآمد که نویسنده فیلمنامه در مقام پژوهشگر با دیدی باز و همه جانبه به محتوای این آیه و آیه های دیگری که آن را تصدیق می کنند ویا حقایقی که وابسته به شان نزول شان هستند توجه کند.

 

آیه 55 به زعم ویا بعقیده ی  برخی می تواند دلیلی بر رویکرد های آخرالزمانی مهدی موعودِ مورد  باورما  شیعیان باشد , اما نگارنده شخصا در این آیه چنین مفهومی را نتوانسته ام سراغ بگیرم اما وجوه معناگرای دیگری را درآن مشهود است که نشان می دهد که بحث بازگشت حضرت عیسی در آخرالزمان اعتبار قرآنی ندارد به خود آیه توجه کنید که می فرماید: (إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ) (یاد کن) هنگامی که خدا گفت : این عیسی من تو را بر گرفته و به سوی خویش بالا می برم و تورا از (آلایش ) کسانی که کفر ورزیده اند پاک می گردانم و تاروز رستاخیز کسانی را که از تو پیروی کرده اند , فوق کسانی که کافر شده اند قرا ر خواهم داد آنگاه فرجام شما به سوی من است پس در آن چه بر سر آن اختلاف می کردید میان شما داوری خواهم کرد.همان گونه که ملاحظه می شود مطابق آیه فوق این تصور که حضرت عیسی علیه السلام د ر آخر الزمان و (حتی سه روز پس از مرگ اش) به میان زندگان باز(گشته یا ) می گردد کاملا منتفی است و از این نظر در فیلم فروغ بی پایان و مسیح ناصری اثر زیفرلی و مصائب مسیح و بن هور و باراباس و خلاصه هر فیلمی که در آن به مصلوب شدن آن حضرت  استناد سینمایی شده است   می توان آن را  جعل معنا دانست  , همین بحث اعتباری در مورد مصلوب شدن آن حضرت هم مطرح است که انشاالله در مورد آن و در ارتباط با آیه های مربوطه سخن خواهیم گفت .

 

آیه 59 تایید معناگرایانه ی همه آن حقایقی است که پیشتر قرآن در مورد حضرت مسیح علیه السلام از آن سخن گفته است که می فرماید: (إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ) درواقع مثل عیسی نزد خدا همچون مثل (خلقت ) آدم است  (که) او را از خاک آفرید سپس بدو گفت : باش پس وجودیافت .یکی از شاخصه های معناگرایانه ی این آیه  شاید برجسته ترین آنها , محیط بودن خدا به بربعد زمان است شما در هنگام خواندن این آیه احساس می کنید که زمان برای خداوند هرچه که هست در اختیار اوست بدیهی است خلقت عیسی و خلقت آدم ابولبشر برغم معجزه بودن هردو در قالب نوعی پروسه و سلسله روابط پیچیده بوقوع پیوسته اند و نوعی تکوین و فعل و انفعالات غریب در تولد آنها دخالت داشته است و بهر حال خلق الساعه نبوده اند و نظریات علمی از یک سو و تورات و انجیل وقرآن دست کم به صورت صریح درموردتولدحضرت عیسی علیه السلام این حقیقت را به روشنی نشان می دهد این در حالی است که معجره ی آن پرنده در دست حضرت عیسی وجه خلق الساعه داشته است .ما برای درک درست لایه های معناگرایانه ی بسیار ی از آیه های قرآن نیاز به آن داریم تا مفهوم زمان را در وجه نسبی آن در نظر داشته باشیم و خداوند ر ا مثل خودمان تابع بعد زمان ندانیم بلکه خالق آن و وسیله ای در دست او بدانیم.

 

درونمایه آیه شماره 64 تفاهم میان مسیحت و یهود و مسلمان هاست و مفهوم آن ناظر به همسویی پیرامون پرستیدن خدای واحد است که  می فرماید:( قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى كَلَمَةٍ سَوَاء بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)بگو این اهل کتاب بیایید بر سر سخنی که میان شما و ما یکسان است بایستیم که : جز خدا رانپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم و بعضی از ما بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرد . پس اگر اعراض کردند بگویید شاهد باشید که ما مسلمانیم (نه شما ) .در فیلمنامه ذکریا که نگارنده آن را نوشته ام و قصد دارم بزودی آن را جلوی دوربین ببرم زکریا قهرمان داستان د رحالی که دل در گروی عشق دختری مسیحی دارد به دلیل پاره ای از مشکلات خانوادگی و روان پریشی های وابسته به مرگ پدر شهوت ران اش به مسجدی پناه می برد و در آنجا دست به اعتکاف می زند , هاینوش نیز که از دیگر سو مورد مواخده ی پدرش برای انتخاب زکریا بعنوان همسر قرار گرفته دست به خودکشی می زند , و لی خوشبختانه پدرش در لحظاتی حساس به خانه می رسد و او را در حال احتضار  برگرفته و پیکر بی جان او را به بیمارستانی می رساند زکریا در حال اعتکاف است که در مسجد صدای ناقوس(اعلام خطر مرگ زود رس هاینوش ) می پیچد واین اعلام خطر متافیزیکی و معناگرایانه   رعشه بر اندام او می اندازد بدین ترتیب زکریا در اوج این تشنج جسمی و روحی  با نیروی دل آگاهی و طبعا به دلیل  طنین  ناقوسی که در گوش دل اش می شنود با مقداری خاک تیمم که ازمسجد بر می دارد , رهسپار بیمارستان شده و زمانی به بالای سر هاینوش می رسد که دکتر ها در حال شوک دادن الکتریکی به بدن رو به موت او هستند. زکریا خاک تیمم را روی کف اطاق اورژانس ریخته و سر به سجده گذاشته و از خداوند شفای عاجل هاینوش را مسئلت می کند پس از گذشت لحظاتی بطئی حساس و پر مخاطره ناگهان  قلب هاینوش شروع به تپیدن می کند و لی زکریا آن چنان غرق در پرستش معبود آسمانی خود است که حتی اعلام نجات هاینوش توسط کادر پزشکی اورژانس نیز او را به خود نمی آورد .

 

  به دوآیه ی شدیدا معناگرا و  پشت سرهم 79و 80 توجه کنید که می فرماید(آیه 79 ): (مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ) هیچ بشری رانسزد که خدا و به او کتاب و حکم پیامبری بدهد و سپس او به مردم بگوید : به جای خدا بندگان من باشید .بلکه (باید بگوید) به سبب آن که کتاب (آسمانی ) تعلیم می دادید و از آن رو که درس می خواندید , علمای دین باشید.(آیه 80 ) (وَلاَ يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُواْ الْمَلاَئِكَةَ وَالنِّبِيِّيْنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِالْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ) و (نیز) شما را فرمان نخواهد داد که فرشتگان و پیامبران را به خدایی بگیرید .آیا پس از آن که سر به فرمان( خدا) نهاده اید (باز) شما را به کفر وامی دارد؟ در فیلم قربانی پروا قهرمان پرهیزکار داستان به فرزاد مرد جوانی که به او علاقمند شده است در مورد پدرش می گوید: پدرم خدا رحمت اش کنه پر از آموزه های قرآنی بود پر از حس خداشناسی , اون هیچ وقت حاضر نبود دست هیچ کس ولو یه قدیسو ببوسه مثه حضرت ابراهیم بودکه وقتی فرشته تو آتیش بهش نازل شد و گفت ابراهیم چی کار برات می تونم بکنم ابراهیم گفت برو از رب ات بپرس چون من از اون خواستم کمک ام کنه , یاد ش به خیر اینو دکتر قمشه ای تو یکی از سخنرانیا ش می گفت . فرزاد در واکنش به گفتار پروا می گوید خوب حرف می زنه (منظور آقای الهی قمشه ای است ) و پروا جواب می دهد هر کی رو ببینم  خوب حرف می زنه منم سعی می کنم خوب گوش بدم.

 

آیه شماره 83 معناگرایی عجیبی دارد و حکایت از آن دارد که برخی از نیروها وقوانین کائنات با تمهیدات شدید و بسیار نیرومندی در راستای مقدرات متافیزیک تحقق می یابند می فرماید: (أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ) آیا جز دین خدا را می جویند ؟ با آن که هر که در آسمانها و زمین است خواه ناخواه سر به فرمان او نهاده است و به سوی او برگردانیده می شود.در برخی از فیلم های مستند که درمورد گردش کرات به دور خورشیدشان دیده ام ,  یک سلسله توضییحات علمی ریاضی و فیزیکی را شاهد هستیم  که نشان می دهدکه برایند نیروهایی که در هر لحظه به جرم کرات گردنده به دور خورشیدشان وارد می شود در هر لحظه آن قد ر شدید است که در واقع آن کره در یک کسر ثانیه بایددر آسمان بی کران سرگردان شده و از مدار خود بگریزد اما در همان لحظه نیرو های فیزیکی بسیار پیچیده و مقهورکننده تری به جبر کره را در مدار خود حفظ کرده و آن را وادار به گردش می کند . وجود ستاره های سرگردان و دنباله دارها و خرده سیاره ها و شهاب سنگ های سرگردان نشان می دهدکه کرات تحت تاثیر قوانین خاص و از پیش تعیین شد ه ای به گردش خود ادامه می دهند .البته اگر ما نظریه انبساط فعلی  و انقباض  بعدی کائنات را هم در ارتباط با مفهوم آیه فوق مورد امعان نظر قرار دهیم باز هم متوجه معناگرایی آیه در سطحی وسیع تری می شویم . این مقدرات دنیای مادی اما درمورد نوع انسان داستان اساسا با اختیار خدادادی که به او سپرده شده آغاز می شود و آیه فوق بیشتر ناظر به تذکر به انسان است تا بداند که این اختیاری که به اعطا شده تا چه اندازه می تواند بر سرنوشت و فلسفه ی حضور او در جهان مادی بعنوان موجود ممتاز و اشرف اثر بگذارد . در این ارتباط توجه به قسمت اول آیه که می فرماید آیا جز دین خدا را می جویند برای درک آن چه گفته شد بسیار راهگشاست .بعبارت ساده تر آیه می فرماید آیا انسان اختیار اعطا شده از طر ف خداوند را منطبق با خواست او به عهده می گیرد یا آن که بی توجه به منشا و فلسفه ی اعطای آن در صدد استفاده غیرمشروط و خود خواسته ی این امتیاز است .

 

به دو آیه ی پی در پی دیگر می رسیم که خبر از روز رستاخیز تباینی می دهد که میان گروه  محشور شوندگان بوجود می آید و آنان را با توجه به   سویه های زشت کارانه و پاک اندیشانه اعمال شان به دوگروه تقسیم می کند.آیه شماره 106می فرماید : يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكْفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ (در آن ) روز ی که چهره هایی سپید و چهره هایی سیاه گردد. اما سیاهرویان (به آنان گویند:) آیا بعد از ایمانتان کفر ورزیدید ؟ پس به سزای آن که کفر ورزیدید (این ) عذاب را بچشید. و آیه ی  107 که می فرماید:( وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ) و اما سپید رویان همواره در رحمت خداوند جاویدانند. به تحقیق در اکثر فیلم های خارجی و ایرانی که در آن قیامت و یا روز رستاخیز بگونه ای نمایشی شده است نظیر قیامت عشق و یا شب نشینی در جهنم و یا چه رویاهایی که می آیند نوعی نمادگرایی با توجه با ذات نادیده ی قیامت مورد استفاده ی سازندگان این آثار قرار گرفته است و از این منظر فیلم های مذکور به دلیل بار نمادین و سمبلیک خود تا اندازه ای تحت تاثیر اخبار قیامت که د رکتاب های آسمانی و از آن جمله قرآن و بخصوص  دو آیه ی فوق قرار دارند .اما منهای نماد پردازی وابسته به این دو آیه در لایه های دیگری از معنا نیز خود نمایی می کند که بیشتر برمی گردد به آنان که بگونه ای تحت تاثیر تفکر و ایمان دینی قرا رگرفته اند وحلاوت این تفکر را در کره ی خاک و یا زندگی مادی  شان چشیده اند اما با این وجود تحت تاثیر خود خواهی ها و یا خود پرستی های وابسته به وساوس شیطانی  رویکرد های ایمانی و خداپرستانه و خداجویانه شان را به نفع  تبه کاری های حق پوشانه کنار گذاشته اند . اینان هستند که چهره های سیاه شان دلالت بر نوعی خسران بزرگ می کند و طبعا د ربرابر خیرخواهان وحق پرستان بزرگ قرا ر می گیرند اما در این میان دیگرانی هم هستندکه نه خیلی خوبند و نه خیلی بد وسنجش و داوری کار آنان مستلزم فرایند های پیچید تر ی است که داستان آنها را در خداوند د رسوره های دیگر قرآن و از آن جمله سوره اعراف نقل خواهد کرد. آیه بعدی یعنی آیه 108 یک نکته بسیاربزرگ را به ما  انسان ها یادآوری می کند و آن این است که ظلم رویکردی خدایی در زندگی و آخرت نیست و خداوند در طراحی دنیا وآخرت  هدف ها  ظالمانه ای را مقدر نکرده کرده است ولی انسان ها به دلیل محاط بودن به دنیای مادی از مقدرات استدراجی خداوند بر کل سرنوشت آدم که در دو حوزه ی فیزیک و متافیزیک تحقق می یابد , عمیقا آگاه نیستند لذا رویکر د های او را در برخی برهه ها وموقعیت ها ظالمانه تعبیر می کنیم .سینمای معناگرا می تواند با انعکاس تعبیر های نوین از این خبر ها ی قرآنی راه گشای حل بسیاری از معماهای فلسفی زمان ماباشد امروز د ربنیاد سینمایی فارابی فیلمنامه ای را با عنوان اشک خواندیم که نویسنده ی آن کوشیده بود از رویکرد های پیچیده و ضد ظلم خداوند در غوغای زندگی شهری و مادی قهرمانان داستان اش پرده بردارد . این فیلمنامه یک اثر سه اپیسودی است که قهرمانان اصلی یک اپیسود به صورت قهرمانان فرعی اپیسود دیگر در می آیند تا بگونه ای مقدرات خیر خواهانه و معجزه آمیزی را برای شخصیت ها داستان ویا بهتر است بگوییم اپیسود مورد نمایش  رقم بزنند .آیه شماره 108 می فرماید:( تِلْكَ آيَاتُ اللّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ) آینها آیات خداست که آن رابه حق بر تو می خوانیم و خداوند هیچ ستمی بر جهانیان نمی خواهد.عجیب است که آیه بعدی مویدآن چه گفته شد می باشد آیه شماره 109 می فرماید:( وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ) و آن چه د رآسمانها و آن چه در زمین است از آن خداست و (همه ) کارها به سوی خدا بازگردانده می شود.

 

      آیه های122 تا 129 مربوط به واقعه جنگ بد ر هستند و دلالت بر وقوع معجزه در این جنگ با دخالت و ابتکار فرشتگان می کند . ابتدا آیه ها را در این فصل به صورت پی در پی منعکس می کنیم وبعد انشالله بحث سینمایی و معناگرایانه آن را مطرح می سازیم .آیه 122می فرماید : إِذْ هَمَّت طَّآئِفَتَانِ مِنكُمْ أَن تَفْشَلاَ وَاللّهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ  آن هنگام که دوگروه ازشما بر آ ن شدند که سستی ورزند با آن که خدا یاورشان بود. و مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند.123(وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ)و یقینا خدا شما را در (جنگ ) بدر – با آن که ناتوان بودید – یاری کرد . پس از خدا پروا کنید باشد که سپاسگزاری نمایید. 124(إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَن يَكْفِيكُمْ أَن يُمِدَّكُمْ رَبُّكُم بِثَلاَثَةِ آلاَفٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُنزَلِينَ) آنگاه که به مومنان می گفتی : آیا شما را بس نیست که پرودگارتان شما را با سه هزار فرشته ی فرود آمده یاری کند؟125(بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِينَ) آری ,  اگر صبر کنید و پرهیز کاری نمایید و با همین جو ش (خروش) برشما بتازند, همانگاه پرودگارتان شما را با پنج هزارفرشته ی نشاندار یاری خواهد کرد.126(وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَى لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُم بِهِ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ) وخدا آن (وعده ی ) پیروزی را جز مژده ای برای شما قرار نداد تا (بدین وسیله شادمان شوید و ) دلهای شما بدان آرامش یابد , ویاری جز از جانب خداوند توانای حکیم نیست.127(لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنقَلِبُواْ خَآئِبِينَ) تا برخی ازکسانی را که کافر شد ه اند نابود کند یا آنان را خوار سازد تا نومیدبازگردند.128(لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ) هیچ یک از این کارها در اختیار تو نیست یا (خدا ) بر آنان می بخشاید یا عذابشان می کند زیرا آنان ستمکارند.129(وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاء وَيُعَذِّبُ مَن يَشَاء وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) و آن چه در آسمانها و آن چه د رزمین است از آن خداست . هر که را بخواهد می آمرزد وهرکه را بخواهد عذاب می کند و خداوند آمرزنده ی مهربان است . همانگونه که ملاحظه می شود سینمای جهان اسلام و باطبع سینمای کشور های غیر اسلامی و از آن جمله هالیوود تاکنون هیچ اثری را در رابطه با خبر های متافیزیکی و معناگرایانه وقایع جنگ بدر , تولید نکرده اند . در فیلم محمد رسول الله نیز به همین ترتیب خوانشی کاملا رئال و واقع گرایانه از این رویداد بسیار تعیین کننده تاریخ اسلام و نبوت حضرت رسول اکرم ص به تصویر کشیده شده است گویی نیروهایی سخت بر این باور بوده اند که نمایش وقایع متافیزیکی هم بدلیل برخورداری از قداست نباید به تصویر کشیده شوند چالشی که همواره ما را از ابزار های شکوهمند کار فرهنگی و سینمایی تا انجا که مربوط به حقایق دینی مان می شود عقب نگه می دارد و ترمز به ما می زند . از یک سو نقاشی های چهره های بزرگان (منهای بانوی های قدیس ) دین اسلام را در هر کوی برزن و بخصوص د ر آستانه عاشورا در کوی و برزن و بویژه حوالی ناصر خسرو خرید وفروش می کنیم و در تکایا و مغازه ها و حتی ادارت فرهنگی و غیر فرهنگی نصب می کنیم گویی که سندی معتبر از آسمان برای مشروعیت این کار نازل شد ه است اما از سوی دیگر تا این اندازه نسبت به نمایش اخبار متافیزیکی کتاب دینی مان انفعالی مردد و کاملا حقیقت گریز عمل می کنیم. نگارنده فیلم انیمیشنی را که اخیرا در مورد زندگی پیامبر گرامی اسلام ساخته شد ه است را ندیده ام امیدوارم این فیلم دست کم برخی ا زکاستی های کار مصطفی عکاد را جبران کرده باشد .همانگونه که آیه ها دلالت می کنند در جریان این جنگ منهای معجزاتی که بعد ها  قرآن به آنها می پردازد , پای دخالت سه و سپس پنج هزار فرشته نشاندار به نفع جبهه مسلمانان به میان می آید.در ارتباط به مفهوم نشاندار بودن این فرشته ها ودرک رویکرد و دخالت شان ناگزیر باید از منظر نشانه شناسی فرق علامت با نشانه را معین کنیم تا ببینیم این دخالت به چه کیفیت یا  تاثیر پیروزی بخش خارجی به منصه ظهور رسیده است .از منظر نشانه شناسی علامت نوعی نماد و یا صفت ملموس دیداری یا شنیدار ی ویا دیداری شنیداری(ویا حتی وابسته به حواس دیگر مانند بویایی و لامسه ) است که بی آن که ضرورتا ارتباط ماهوی با پدیده ای داشته باشد که معرف آ ن است مخاطب را از وجود آن پدید ه و رویکرد های حقیقی ویا احتمالی آن آگاه می سازد . اما نشانه ضمن این که می تواند در مقام  نوعی علامت هم کاربرد داشته باشد اما ضرورتا نوعی ارتباط ماهوی با پدیده ای که آن را نمایندگی می کند دارد. بعنوان مثال علامتی که ایران ناسیونال یا شرکت بنز برای اتوموبیل های خود انتخاب کرد ه است هیچ ارتباط ماهوی با خود این خود رو بعنوان وسیله ای که می تواند راننده و مسافر خود را جا به جا کند ندارد  . اما زردی تخم مرغ یک ارتباط ماهوی با خود تخم مرغ دارد و از این نظر نشانه ی تخم مرغ است اما می توان شدت این زردی را برای درجه مرغوبیت این تخم مرغ در مقام یک علامت هم برای مرغوبیت آن بکار برد. پر واضح است که بدون خود رو بدون علامت اش هم باز خود روست اما تخم مرغ بدون زردی اش یا پوسته رنگی ویا سفیدش تخم مرغ به معنای کامل کلمه نیست . در این ارتباط می توان به عطر گل یاس فکر کرد و فرق آن با  عطری که فی المثل در اودکلن است و افراد استفاده می کنند . بدیهی است عطر گل یاس نشانه ی این گل است وبا آن رابطه ماهوی دارد اما اودکلن را هر کسی می تواند بزند و اگر چند بار آن را استفاده کند مخاطبین ممکن است از بوی آن بفهمند که این شخص کیست اما بهرحال این تشخیص ازسوی مخاطب نسبی است و به ساختار های فرهنگی و شناخت مخاطب بسیار وابسته می باشد . دانش سمیو لوژی یا نشانه شناسی امروزه ابزار تعیین کننده جهان تبلیغات و بازاریابی است و در سایر شئون زندگی انسان ها اعم از سیاسی فرهنگی اجتماعی و  آرمانی تاثیر گذار می باشد و استفاده خلاق ازکاربرد های آن بمعنی پیروزی در عرصه های گوناگون می باشد. به آیه ها ی فوق بازمی گردیم , به نظر نگارنده مفهوم فرشته های نشاندار و این که نشان ها ی آنها علامت بوده اند یا نشانه تاآن جا که نگارنده حدس می زنم از منظر سمیولوژیک با خود نوعی ایهام را در ذهن متبادر می کنند (نشان د رفارسی به معنای علامت است نه نشانه )زیرا اگر این نشان ها علامت باشند باید مخاطبینی زمینی آیا آسمانی (متافیزیکی ) داشته باشند , تحقیقات وابسته به علم حدیث نشان می دهند که هیچ کس از صحابه این فرشتگان را ندیده اند و در نتیجه علامت یا علائمی  را نیز تشخیص نداده اند .البته برخی از صحابه در جریان جنگ وجود امداد غیبی را احساس کرد ه اند و حتی وقایع عجیبی را به چشم دیده  وبه وقوع آنها  شهادت داد اند از آن جمله است حدیثی که در آن یکی از صحابه اعلام کرده است که دیده است سر ودست  برخی ا زکفار درجریان جنگ بی ضربه ای(با منشا فیزیکی شمشیر یا هر آلت برنده ی دیگری ) از جا پریده است که آیه های آن نیز در قرآن ثبت می باشد.اما اگر نشان در مفهوم نشانه باشد و معرف رویکرد وابسته به  گروه یا سپاه فرشتگان(علامت های جنگی و نظامی ؟!) , د رآن صورت آنان بدلیل  قابلیت و مهارت شان پای به این میدان گذاشته اند و منشا تاثیراتی برفیزیک جنگ بدر بوده اند که در نتیجه مسلمین  را به پیروزی رسانیده است .نگارنده براین باورم که نوع هارمونی یا بهتراست بگوییم طرح روایی ای که بهرام بیضایی در فیلمنامه روز واقعه انتخاب کرد ه است می تواند برای بیان موثر و در عین حال عملی این قبیل خبر ها و مفاهیم  پر معجزه قرآن کاربرد پیدا کند . این که ما بعنوان مثال داستان یکی از صحابه را پس را در جنگ  و بدر روایت کنیم که با ضربه ای مهلک به زمین می خورد اما در جریان افتادن احساسی غریب و بی مکان و زمان را تجربه می کند , او پس ا زآن که از این ضربت کارساز جان سالم به در می برد بعدها  درقالب  رویایی صادقه بخش هایی از آن چه را که در جنگ بدر  تجربه  و یا احساس کرد ه است  می  ببیند و ما  بدین ترتیب  داستان این تجربه شهودی و پر مکاشفه را که در قالب  ویا  ساختار دراماتیکیِ برداشتِ فردی او , نمایشی شد ه است را تماشا می کنیم و اعتبار  وقایع معناگرایانه جنگ بدر را محک می زنیم  . اما اگر از منظر دیگر ی بنگریم شاید بتوانیم داستان دخالت فرشتگان را از دید حضرت رسول اکرم ص یا حضرت علی ابن ابیطالب( ودر صورتی که مطابق احادیث معتبر  چنین رویتی صورت نگرفته باشد  ازدیدخود فرشتگان ) ببینیم بدون آن که مجبور باشیم چهره ایشان (بزرگان دین اسلام )را نشان دهیم و اسباب آزردگی متولیان حوزه های ممیزی را فراهم بیاوریم و یا منتقد ی را چنان خشمگین کنیم  که تا سرحد فتوای مهدور الدمی  پیش برود کما این که رفته اند .به یاد می آورم محسن مخملباف بعد از آن که از نظر برخی از این منتقدین "نهیلسیتی عاشق بر اریکه مخمل سیاه " معرفی شد (بعد از نوبت عاشقی و شبهای زاینده رود) از جانب برخی از این منتقدین خیرخواه جهان اسلام و ایران تلویحا به ارتداد متهم  و حکم مهدور الدمی اش ولو به تلویح صادر گردید . بگذریم به باور نگارنده اعتبار  مجموعه آیه های فوق را  آیه تکاندهنده ی 128  که ناظر به مفهوم تسلط مقدرات الهی بروقایع صدر اسلام به طور اخص و تاریخ آفرینش از آغاز تا پایان است اثبات می کند آن جا که خداوند خطاب به پیامبر گرامی اسلام می فرماید(لَيْسَ لَكَ مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذَّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ) هیچ یک از این کارها در اختیار تو نیست یا (خدا ) بر آنان می بخشاید یا عذابشان می کند زیرا آنان ستمکارند.

 

      آیه 133 می فرماید: (وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ) و برای نیل به آمرزشی از پرودگار خود , و بهشتی که پهنایش (به قدر آسمانها ) و زمین است (و) برای پرهیزکاران آماده شده است , بشتابید. در اکثر فیلم هایی که در آنها بهشت به نمایش در آمده است , گستره ی آن بگونه ای محدود تخییل شد ه است . در سریال شیر شمشیر ما شاهد کره ای هستیم بنام بهشت که در پنج خورشید همزمان شفق اش را با طلوع خود رنگین می کنند . در سریال خارجی کهکشان نیز شاهد مسافرت یک کشتی فضایی به سیاره ای بنام بهشت بوده ایم که تحت همین عنوان نگارنده در قبل از انقلاب آن را تماشاکردم . اما آیه فوق با نامتناهی جلوه دادن بهشت موعود با رویکردی کاملا معناگرایانه حقیقتی غریب ماورایی و در معنای کامل کلمه آخرالزمانی را همچون موجی طوفنده و غافلگیر کننده به ساحل سینه  انسان می کوبد. بهشتی بگستردگی آفرینشِ رو بگسترش فعلی ,عظمت حقیقت این جمله را  آلبرت اینشتن نیزنمی تواند از منظر ریاضی یا سنجه های وابسته به دانش فیزیک /فضا تصور کند. باید پرسید چگونه مردی بی سواد در دوران جاهلیت بدین صراحت ازتحقق  آن خبر داده است ؟

 

 چند سالی است که آیه ی شماره 134زینت بخش دیوار اطاق نگارنده است که می فرماید(الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِي السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ) همانان که در فراخی و تنگی انفاق می کنند و خشم خودرا فرو می برند و از مردم در می گذرند و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.فکر نمی کنم  تاکنون د رهیچ یک از ورسیون هایی که از رمان بینوایان اثر نویسند ه ی بزرگ فرانسوی اقتباس شده است , تاکید فزاینده ای روی حرکت اسقف دین وی در بخشیدن ژان ولژان پس از دزدی از شمعدان ها نشده باشد . با این وجود بازی نینو روتا در اقتباس روبرت حسین از بینوایان مثال زدنی است .اکنون که این سطور را می نویسم در ذهنم جستجوی همه جانبه ای را آغاز کرده ام که یک مصداق نیرومند از معناگرایی آیه فوق را در سینمای ایران و بویژه سینمای بعد از انقلاب بیابم و با افتخار دراین جستار و بخصوص در همین فصل منعکس کنم , متاسفانه اندیشه های قهرآمیز وابسته به دکترین مارکسیست لنینیزم ,که  پشت ماسکی از دلسوزی های انقلابی و فرهنگی  ماهیت خود را پنهان می داشت  , بدترین ضربات را به بدنه رستاخیزدینی ایران پس از بهمن پنجاه وهفت وارد ساخت کارگزاران فرهنگی ایران و بویژه سینمایی به جای آن که به آیه هایی نظیر آیه فوق  بیندیشند فکر می کردند آمده اند سرکار که از سینما فقط وفقط در راستای تبلیغ مشروعیت نظام در تقابل با  سازمان های معاندی چون مجاهدین خلق ایران و یا سازمان چریک های فدایی خلق دفاع کنند(خوشبختانه سینمای جنگ زود جای این ژانر را گرفت وگرنه حالا حالا باید تماشاگر لاله زاربه طوراخص و خود خواسته و تماشاگران ماشین تبلیغات نظام  تاوان پس می دادند) . این شد محملی برای اثبات برادری به نظام و بعد مجوزی برای آن که فیلم هایی مثل عروس ساخته شوند و بعد آقایان در ادامه راه "استعلایی" شان  تحت تاثیر غریزه اصلی و جذبه ی قدری (فیتال اترکشن ) فیلم بسازند و ضمن بستن بارشان  به ریش هرچه کارگزار و غیر کارگزار هم بخندند و حتی جواب تلفن شان را هم ندهند و برای نصایح خیرخواهانه آنان ولو برای موارد ی کوچک و بی مقدار مانند حفظ حرمت خانواده و مادربچه ها , (که زمانی   حکم  نردبام های  عروج (فیلمی) شان را داشتند) تره هم خورد نکند  ودر این راستا کار به جایی برسد که برخی از این ها اکنون بی پروا از لائیک بودن خود دفاع  کنند. شنیدم یکی از این آقایان در جریان معارفه با یکی ازحکمایی که علی الظاهر کراماتی هم دارد فاش گفته است که من که دین و ایمان درست حسابی ندارم اما امروز سخت تحت تاثیر کرامات "آقا " قرارگرفتم .دردل یاد ضرب المثلی افتادم که در آن سرنوشت  موجودی مفلوک  و سراپا آلوده از تبه کاری ها و ترکتازی ها به    کلاغی اوا خواهر دادش به آسمان بلند شده بود بلانسبت تشبیه شده بود.

 

آیه شماره 135نگارنده را خواه ناخواه یاد فراز پایانی فیلم باراباس می اندازد. خدا رحمت کند آنتونی کویین را به دلیل نقش حمزه اش در فیلم محمد رسول الله و در پایان باراباس هنگامی که مصلوب و هنگامه کسوف کامل خدای خود را خواند وگفت من خودم را تسلیم تو می کنم .آیه می فرماید:( وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ يُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ يَعْلَمُونَ) و آنان که چون کار زشتی کنند یا برخود ستم روا دارند خدا را یاد می آورند و برای گناهانشان آمرزش می خواهند – چه کسی جز خدا گناهان را می آمرزد؟- و برآن چه مرتکب شده اند با آن که می دانند (گناه است ) پافشاری نمی کنند.(آنهم جلوی آقای شمشیری )

 

آیه 145 به مرگ را  سرنوشت محتوم انسانها و همه جانداران معرفی کرده است می فرماید:() و هیچ نفسی جزبه فرمان خدا نمیرد (خداوند مرگ را ) بعنوان سرنوشتی معین (مقررکرده است ).و هرکه پاداش این دنیا را بخواهد به او از آن می دهیم و هرکه پاداش آن سرای را بخواهد از آن به او می دهیم و به زودی سپاسگزاران را پاداش خواهیم داد. درونمایه بسیاری از فیلم های معناگرایه جهان مرگ است اعم از آن دسته از فیلم هایی که مرگ در آن بعنوان یک سرنوشت محتوم و منطبق با مفهوم آیه فوق تصویر و تحلیل شد ه است و یا فیلم هایی که مرگ در آنها بگونه ای بعنوان واقعه ای  مرموز و عجیب , توسط نیروهای ماوایی یا علمی یا جادویی و یا حتی بدون هیچ توجیه خارجی مقهور شد ه است و نوعی فناناپذیری در اثر نفی آن عارض شخصیت و یا قهرمانی شد ه است که عملا مرگ از سرنوشت او حذف شده است .در ژانر وحشت ما فیلم های با عنوان مومیای فنا ناپذیر دراکولا زیاد سراغ داریم که نوعا همه جعل معنا هستند و تاریخ حتی یک نمونه از فنا ناپذیری را در مورد هیچ جانداری سراغ نکرد ه است . اما فیلم های معناگراهم بسته به نوع داستان , ژانر و هدف هایی که سازندگان آن دنبال می کنند  از منظر برخورد به مرگ رویکرد های گوناگونی ر ا از خود نشان داده است .کافیست که به فیلم هایی مانند عروج اثر شپیتکو , دیگران اثر آمنه بار , دستفروش اثر مخملباف , مرگ دیگری محمد رضا هنرمند, مهر هفتم برگمن , دریای درون آمنه بار , شبح اثر زوکر و صد ها فیلم معناگرای دیگر بیندیشیم تا متوجه وسعت و تنوع دیدگاهای سازندگان آنها د ر ارتباط با مرگ بعنوان رویکردی محتوم وقطعی و یا گریز پذیر و نسبی بشویم . اما آیه فوق همان طور که مشاهده می شود . مرگ را رویکردی قطعی و نوشته شده و اندازه گیری شده برای هر موجود ی معرفی می کند و سینمای معناگرای منطبق با آموزه های قرآن تنها در این ارتباط است که اعتبار دینی الهی و آموزشی پیدا می کند.در آیه فوق و مفهوم  پاداش رودرس برای سپاسگزاران نیز مطرح شد ه است که می تواند در حوزه خلق فیلمنامه نویسان معناگرایی که تحت تاثیرقرآن می خواهند بنویسند بسیار حائز اهمیت است و موضوع مرگ را با مفهوم زمان بعنوان بعدی نسبی ونه مطلق همراه می سازد و این خود به نویسندگان خلاق کمک می کند که افق های خلاقی را در طرح مضامین معناگرایانه بیازمایند در فیلم دستفروش ساخته ی محسن مخلباف مرگ پیرزن در اپیسود اول و مرگ دستفروش در اپیسود سوم با نگاه مستقیم به مفهوم زمان بعنوان بعدی نسبی پرداخت سینمایی و معناگرایانه شده است و از این نظر می تواند  اثری بسیار قابل توجه و درخور نقد و تحلیل کالبد شکافانه می تواند قرار بگیرد.

 

   به آیه شماره ی 146و 147می رسیم که به مبارزات پیامبران می پردازد می فرماید: () چه بسیار پیامبرانی که همراه او توده های انبوه , کارزار کردند , ودربرابر آن چه در راه خدا بدیشان رسید , سستی نورزیدند و ناتوان نشدند , و تسلیم (دشمن ) نگردیدندو خداوند شکیبایان را دوست دارد.و آیه بعدی که می فرماید() و سخن آنان جز این نبود که گفتند : پرودگارا گناهان ما را بر ما ببخش و گامهای مارا استوار دار , ومارا بر گروه  حق پوشان یاری ده.

 

همه می دانیم که پیامبر اکرم ص آخرین پیامبر خدا بوده اند که در کارزارهای زیادی و از آن جمله بد ر و احد فرماندهی و شخصا کارزار کرده اند .به همین ترتیب می دانیم که ما از میان غزوات و جنگ های پیامبر اکرم ص تنها تصاویر از جنگ بد ر و احد را دیده ایم و از نحوه و چگونگی جنگ های دیگر پیامبر اکرم ص بخصوص نسل جوان چیز زیادی نمی دانند و اتفاقا در پرداخت به این جنگ ها راه برای کوک کردن مضامین معناگرایانه بسیار باز می باشد و اتفاقا ضرروت کمتری هم نسبت به جنگ های بد ر واحد برای نشان دادن شخص پیامبر اکرم ص می باشد , با این حال دنیای اسلام در برابر تاریخ جنگ های حضرت رسول اکرم کاملا سکوت کرد ه است . چند ماه پیش نگارنده در بیناد سینمایی فارابی فیلمنامه ای در مورد زندگی حضرت سلیمان را مطالعه کردم که آقای شهرام بحرانی آن را نوشته اند و در حال حاضر این فیلم بزر گ و پر خرج داستان این پیامبر بزرگ بنی اسرائیل را که قرآن اطلاعا ت جالبی در مورد او داد ه است مراحل پیش تولید خود را پشت سرمی گذارد.نگارنده بعنوان یک پژوهشگرضمن ارج نهادن به چنین پروژهایی که موجب تقویت رویکرد های دراز مدت و بالنده صنعت سینمای ایران می شود براین باورم که کارگزاران سینمایی کشو ردر محدوده پروژه های محدود تر و عمیقی مانند روز واقعه به طور موثرتری می توانند در راستای گسترش سینمای معناگرابه طور اخص و سینمای ملی قدم بردارند. تاکید دو آیه فوق الذکر بر مفهوم شکیبایی حق پرستانه و پیکارهای متوکلانه وبخصوص بر دعای قرآنی مطرح در  آیه دوم صاحبان ذهن های خلاق ومکاشفه گر حوزه های خلق تصاویر و مضامین سینمایی را به حرکت های نو و در عین حال جریان ساز باز می گذارد.

 

   آیه های 151و 152 چالشی را در برابر آندسته از مسلمانانی قرا ر می دهدکه درجریان مواجهه با رویکرد های دنیای مادی آسیب می پذیرند و بت هایی از جنس قدرت سیاسی و یا اقتصادی و یا تن آمیزش و خود پرستی آنان را به سوی شرکی نوین و ناخود آگاه سوق می دهد آیه اول می فرماید: () آری خدا مولای شماست و او بهترین یاری دهندگان است .و آیه بعدی می فرماید :()  به زودی در دل های کسانی که کفر ورزیده اند بیم افکند و زیرا چیزی را باخدا شریک گردانیدند که بر (حقانیت ) آن (خدا) دلیلی نازل نکرده است .و جایگاه اش آتش است و جایگاه ستمگران چه بد است .در سریال معصومیت ازدست رفته ساخته بیژن میرباقری با استفاده از جلوه های رایانه ای موقعیت یکی از این حق پوشان که در بارگاه ابن زیاد خدمت می کند یعنی             در جهنم به نمایش در آمده است و اعتبار معناگریانه ی این سکانس تا حد بسیار زیادی وابسته به خبر های قرآنی و از آن جمله پایانی  آیه دوم فوق الذکر می باشد .

 

   آیه های 154 تا 158 مربوط به وقایع جنگ احد است و لایه های معناگرایانه و متافیزیکی فراورانی در آن مستتر است با ابتدا آیه ها را عینا ذکر می کنیم و بعد وجوه معناگرایانه آن را مورد امعان نظر قرار می دهیم .() سپس خداوند بعداز آن اندوه , آرامشی (به صورت ) خواب سبکی , بر شما فرو فرستاد , که گروهی از شما را فراگرفت و گروهی (تنها ) درفکر جان خود بودند, و درباره خدا , گمانهای ناروا, همچون گمانهای (دوران جاهلیت می بردند. می گفتند: آیا مارا در این کار اختیاری هست ؟ بگو :سررشته ی کارها (شکست و پیروزی ) یکسر به دست خداست .آنان چیزی را در دل های شان پوشیده می داشتند که که برای توآشکار نمی کردند.می گفتند : اگر ما را دراین کار اختیاری بود (وعده پیامبر واقعیت داشت ) در ایجا کشته نمی شدیم .بگو: اگر شما در خانه های خود هم بودید کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شد ه بود قطعا (با پای خود ) به سوی قتلگاه های خویش می رفتند . و (این ها ) برای این است که خداوند آن چه را در دل های شماست , (در عمل ) بیازماید , و آن چه را در قلبهای شماست , پاک گرداند و خدا به رازسینه ها آگاه است .از منظر معناگرایی این آیه یکی از شگفت آفرین ترین آیه های قرآن می باشد و دردل خود حقایق بسیاری را می پروراند اما یکی از مهمترین شاکله های معناگرایانه ی آن تردیدی است که برخی از شرکت کنندگان جنگ با آن در دل و بی آن که آن را بروز دهند به آن دچار می شوند و این تردید محملی می شود که آنان برداشت های فلسفی خود را محملی قرار دهند برای فرار از جنگ و تن ندادن به عواقب آن  .در نمایشنامه ی هملت ویلیام شکسپیر , اساس تراژدی را تردید ها ی هملت می آفریند و شخصیت فرزانه و دلیر این نمایشنامه به رغم شجاعت زیاد و در دست داشتن قرائن فراوان فیزیکی و متافیزیکی ( آموزه های روح پدر) در اثر شک های کاهنده ای که با آنها روبروست در عمل خود اوفلیا و پد ر و برادر اوفلیا و مادرش و در نهایت عموی قاتل خود(تنها کسی که در این  میان حقیقتا شایسته مر گ است )را به ورطه  نابودی و مرگ  می کشاند.همان گونه که ملاحظه می شود قرآن نشان می دهدکه شخصیت های مرددی در صف  شرکت کنندگان جنگ احد بوده اند و قرآن از اندیشه ها و توجیهات آنان هم برای گریز از میدان مبارزه پرده برمی دارد . ساختن فیلمی در مورد یکی از این شخصیت های مردد اعم از این که این شخصیت داستانی (زاییده تخیل فیلمنامه نویس )باشد یا مستند می تواند برای تماشاگران چنین اثر ی از منظر های متنوعی بسیار جالب باشد و فکر می کنم ا زنظر هزینه هم با هزینه ای که برای بسیاری از سریال های تلویزیونی صرف شده است قابل مقایسه نباشد. چیزی که در میان کم است همان بی توجهی و تعمقی است که موجب می شود که کارگزاران بیشتر به نفع سیاست های روز کشور انتخاب موضوع و پروژه می کنند تا واقعا به نفع فرهنگ اسلامی . برخی از داستان های قرآن به دلیل این که در تورات و انجیل هم روایت شد ه اند نه تنها یک بلکه چندین ورسیون خارجی دارند و ورسیون ایرانی این فیلم ها ضرورتا چیزی بر دانش دینی ملت ایران نمی افزاید اما اگر در ازای این سریال ها نگاه کارگزاران متوجه آیه هایی نظیر آیه فوق شود هم در جهان و هم در جهان اسلام و هم در داخل کشور مخاطبین بسیار زیادی را برا ی خود دست و پا خواهدکرد .با یاد داشته باشیم که نسل سوم انقلاب اسلامی منطقا به بسیار ی از وقایع تاریخی اعم از دینی و سیاسی بنا به دلائل گوناگون با شک نگاه می کند و ساستگزاری های فرهنگی ماست که می تواند د راین میان به کمک این نسل آمده و آنان را در برابر چالش های بزرگ اوائل هزاره سوم و رویکرد های جهانی شدن مسلح تر نماید .آیه بعد گویی به کارگزار فرهنگی و به طریق اولی فیلمنامه نویس ( در صورتی که آیه فوق درونمایه اثر انتخاب شد ه باشد )  سنجه ها و معیار های دراماتیک لازم را برای  گسترش داستان را پیشنهاد می کند و روند  معناگرایانه و لایه های وابسته به آن را بگونه ای معتبر و خلل ناپذیر پیشنهاد می کند .همان طور که پیشتر اشاره کردیم شخصیت باراباس در فیلم بارباس نیز با تردید روبروست اما وقایع پایانی فیلم که منجر به مصلوب شدن او در کنار پیامبر خدا (بزعم باورهای مسیحی ) می شود او را به سوی  غلبه بر تردید های اش سوق  می دهد و به رستگاری و بخشش ازجانب  خداوند امید وار می سازد  آیه می فرماید:() روزی که دو گروه (د راحد)با هم رویاروی شدند , کسانی که از میان شما (به دشمن ) پشت کردند د رحقیقت جز این نبود که به سبب پاره ای ازآن چه (از گناه) حاصل کرده بودند , شیطان آنان را بلغزانید . وقطعا خدا از ایشان در گذشت زیرا خدا آمرزگاربردبار است .آیه 156() در ادامه ی همین مبحث می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید , همچون کسانی نباشید که کفر ورزیدند , و برادرانشان – هنگامی که به سفر رفته ( ود رسفر مردند) و یا جهاد گر شدند (و کشته شدند) , گفتند : اگر نزد ما (مانده ) بودند , نمی مردند و کشته نمی شدند.(شما چنین سخنانی نگویید ) تا خدا آن را در دل های شان حسرتی قرار دهد . و خدا (ست که ) زنده می کند و می میراند , و خدا(ست که ) به آن چه می کنید بیناست .آیه 157می فرماید: () و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید قطعا آمرزش خدا و رحمت او از(همه) آن چه  (آنان ) جمع می کنند بهتر است .و آیه بعدی این مجموعه با شماره 157که می فرماید: () و اگر (در راه جهاد) بمیرید یا کشته شوید , قطعا به سوی خدا گرد آورده خواهید شد .همان گونه که ملاحظه می شود زندگی پس ا ز مرگ , گردآوری در (پروسه پیچیده ی ) قیامت , مانیتورینگ متافیزیکی , وسوسه های شیطانی , بخشایشگر ی و بردباری پروردگار و بسیاری از مفاهمیم و لایه های معناگرایانه ی دیگر مولفه های دراماتیکی هستند که پژوهشگر ان و کارگزاران امور فرهنگی را در نیل به برنامه های سازنده و در عین حال منطبق با خواست خدا یار ی  می کند.

 

آیه شماره 159 در صورتی که موضوع و محتوای آن به درستی و در قالب داستان شخصیت یا شخصیت هایی که موضوع نرمخویی حضرت رسول اکرم ص قرار می گیرند مورد استفاده دراماتیکی و درعین حال معناگرایانه قرا ر بگیرد , می تواند مبدل به یک بیانیه بسیار آموزند ه سینمایی به نفع جهان اسلام و به نفع نفی خشونت طلبی ( که جهان اسلام شدیدا متهم به  خشونت طلبی عقیدتی است و عملکرد گروه های تند رو و تروریست این اتهام را موجه جلوه می دهد ) . به محتوای این آیه توجه کنید که می فرماید:() پس به (برکت ) رحمت الهی با آنان نرمخو (و پر مهر) شدی و اگر تند خو و سختدل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند .پس , از آنان در گذر و برای شان آمرزش بخواه و درکار( ها ) با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد. به نظر می آید معنی و محتوای آیه با ندازه کافی گویا باشد و طبعا راه را برای ایده پردازی خلاق کاملا بازنگه می دارد.

 

    به آیه 162 توجه کنید که می فرماید : () آیا کسی که خشنودی خدارا پیروی می کند مثل کسی است که به خشمی ا زخدا دچار گردیده وجایگاه اش جهنم است . بر اساس درونمایه این آیه بسیار راحت می توان داستان دو شخصیت را که یکی خشنودی خدا را می خواهد و دیگری رویکرد های شیطانی و شرورانه ای را دنبال می کند بیان کرد اما همین آیه به ما اجازه می دهد که بتوانیم داستان شخصیت شرور رادر قیامت هم دنبال کنیم . همین کار در چه رویاهایی که می آیند اثر وینست وارد صورت گرفته و این اثر را مبدل به بیانیه ای به نفع فرهنگ و دیانت مسیحی نمود ه است آیا بازهم ما باید صبر کنیم و خود را برای دنبال روی های دست دوم آماده کنیم ؟

 

آیه 163 یکی ازبزرگترین حقایق معناگرایانه کتاب آسمانی که می توان آنرا استدراج نامید  می پردازد که می تواند بسیاری از سوال های ما را در روز رستاخیز و داوری و پی آمد های آن در بهشت و جهنم را توضییح دهد به خود آیه توجه کنید که می فرماید: (){ هریک از ایشان} از ایشان را نزد خداوند در جاتی است و خدا به آن چه می کنند بیناست . بسیار ی از رویکر د های استدراجی خداوند د ر آفرینش آسمانها وزمین برای بشر شناخته شد ه است خورشید بعنوان مثال در هر ثانیه چندین تن ا ز وزن اش کاسته می شود اما رویکر د استدراجی این کاهش جرم یا وزن ضرورتا به زندگی در زمین آسیب نمی رساند و این شیب ملایم  به قول ویکتور هوگو بعنوان سیاست پروردگاری نه تنها در مورد خورشید و زمین بلکه در اشل و وسعتی بسیار فراختر نیز باز اثبات شد ه است کائنات به سرعت گسترش می یابد اما این حرکت رو به گستر ش ضرورتا بر فاصله میان زمین و خورشید اثر نمی گذارد . خداوند مطابق آیه مذکور رویکرد های استدراجی خود را در روز قیامت و پس ا زآن هم ادامه خواهد داد و تلاشهای مثبت و منفی ما در جریان مونیتورینگ متافیزیکی ثبت و منجر به امتیازاتی می شود که خود د رمرحله های بعدی تعیین کننده مقام و نزدیکی مخلوق با خالق می گردد . وعده  که خدواند صریحا در آیه ها ی دیگری از تحقق آن  خبرداده  فرمود ه که در میان بندگان من کسانی هستند که خود را به دلیل تلاش های شان برای ملاقات با من (خالق خود ) آماده و امید وار نگه می دارند.

 

آیه 164وجه معناگرایی خاصی دارد بدین معناکه به تنها وجه یا رویکردی از رحمت خداوندی مطرح می شود که بدلیل اهمیت و بزرگی آن خداوند از آن به عنوان لطفی بسیار خاص و توام با منت یاد می کند و آن وجود پر برکت حضرت محمد بن مصطفی ص و پیامبری اوست به خود آیه توجه کنید که می فرماید:() به یقین , خدا بر مومنان منت نهاد (که ) پیامبری از خودشان در میان آنان برانگیخت , تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد , قطعا پیش از آن د رگمراهی آشکاری بودند.آیا در سینمای دینی , استعلایی , معناگرایانه , عرفانی دنیا تا کنون شاهد فیلمی بوده ایم که عظمت رحمت پیامبری و برکات او برای مردم اش تا بدان پایه نمایشی شود که تماشاگر احساس کند خداوندش بر او منت گذاشته است که او را با چنین نوری هدایت کرد ه است . البته وجود چنین لایه ای در ده فرمان بن هور مسیح ناصری تا اندازه ای حس و فهمیده می شود ولی رویکرد منت گذاشتن خداوند بر انسان ها یا گروهی ا زمومنانی را که تحت تاثیر نور و هدایت پیامبری قرار گرفته باشند را به طور مستقل در هیچ فیلمی سراغ نداریم . د ربسیاری از فیلم ها دیده ایم که معجزه ای روی داده است و یا دعایی استجابت شد ه است اما هرگز ندیده ایم که مردمی یا شخصیت هایی و یادست کم شخصیتی تحت تاثیر بزرگی رحمت ایمان به باور ی درونی با پیامدهای نمایشی بیرونی برسد که توفیق منت خداوندش را منعکس کند البته منظور نگارنده شعار دادن یا اذعان کردن نیست بلکه وجه تحولی و شخصیت پردازی وابسته به این درونمایه منظور نظر می باشد.

 

آیه های 169و 170از سوره آل عمران به حیات جاودان و بدون تاخیر برزخی شهیدان راه خدا می پردازد آیه اول می فرماید: () هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپنداربلکه زنده اند که نزد پرودگارشان روزی داده می شوند . و آیه ی بعدی که می فرماید:() به آ ن چه خدا ازفضل خود به آنان داده است شادمانند و برای کسانی که از ایشانندو هنوز به آنان نپیوسته اند شادی می کنند و نه بیمی برایشان است و نه اندوهگین می شوند.نگارنده سال ها پیش یک فیلمنامه سینمایی را به سفارش یکی از کارگزاران امو ر فرهنگی و سینمایی وزارت ارشاد در زمان وزارت آقای علی اردشیر لاریجانی به نگارش در آوردم که یکی ازسکانس های بسیار مهم آن را تحت تاثیر آیه شماره 169 سوره آل عمران طراحی و به نگارش در آمد . متاسفانه کارگزار مربوط پس ا ز نگارش این فیلمنامه از پرداخت حق الزحمه ی نگارنده سر باز زد و من ناگزیر به آقای وزیر شکایت بردم اما حتی تلاش های ایشان نیز برای اعاده حقوق پنجاه هزار تومانی من به نتیجه نرسید . من مایوس نشدم و این فیلمنامه را بار ها و بار ها باز نویسی کردم و حتی یک بار که در خارج از کشور بودم به سفارش سیما فیلم از آمریکا به ایران بازگشتم تا آن را بسازم و لی باز هم به جای وفا جفا کردند وکار را با آن که سفارش خودشان بود از من نپذیرفتند . باز هم از رو نرفتم و عینا فیلمنامه را در حالی که طرح اش تثبیت شده بود به وزارت ارشاد و در زمان وزارت آقای میرسلیم بردم و در برگه ای که در جهت مردود بودن طرح به من دادند نوشته شد ه بود غالب انتخاب شده با مضمون فیلم هماهنگ نیست وقتی خوب دقت کردم دیدم غالب را با قالب اشتباه گرفته اند . بگذریم در سال 1384 بار دیگر طرح کوتاه آن را تنظیم کرد م که د رذیل عینا نقل می کنم و بعد سکانس مذکور را عینا منعکس می کنم . جالب است که در زمان نگارش نمی دانستم که آیه شماره 170 را نیز ناخود آگاه در پرداخت این سکانس بکا ربرده ام .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اتوماتیک ها

 

 

 

 

 

 

 

طرح برای سریال پنج قسمتی

 

طراح فیلمنامه : فرخ انصاری بصیر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

اعوذ بعزه الله و اعوذ بقدره الله و اعوذ به سلطان الله می شرکل  جبار عنید وشیطان مرید ومن شر کل غاسق وکافر و من شر کل  دابه  ربی اخذ به ناصیته ها الی صراط المستقیم .

 

دعایی ماثور (سینه به سینه از حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی “ص “) که در روایات آمده است وجود مبارک اش در هنگام غزوات با کفار قرائت می فرمودند.

 

پناه می برم به پروردگار شکست ناپذیر وتوانایی نامحدود و  سیطره ی او بر گستره ی کائنات .پروردگارا!به تو به پناه می آورم به تو! به تو  که مرا د رمصاف با ظالمان قهار و زادگان اهریمن یاری می دهی , وتویی  که  برابر ستیزه جویان استوارم می سازی چه آنان که از قسم آدمیند چه آنان که  دیو , چه آنان که دد .ای کاش می دانستند پروردگار من که مظهر همه ی راستی ها و غایت  شایسته ترین گزینش هاست عنان سرهای  دد اندیش شان را دردست دارد وآنان را   به سوی عقوبت جانفرسایی که سزاوار آنند می کشد.

 

(ترجمه و برداشت  آزاد نویسنده از مفهوم دعای سینه به سینه ی فوق)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    داستان د رآینده ای  نه خیلی دور اتفاق می افتد.جهان به صورت  قبیله جهانی  درآمده  است .اکثرکشور ها, باستثنای چند کشور بسیار کوچک عضو اتحادیه جهانی ملل شده اند.مسلمان نشین کوچک و کوهستانی مدینا  Madina , بدلیل رهبری رشیدالدین محمد که بسیار تحت تاثیر انقلاب اسلامی ایران در هزاره گذشته بوده است , تشکیل شده است . رشید الدین  هم د رقبیله و هم در مدینا شاگردان روشنفکر برجسته ای دارد دکتر جبرییل سینا و همسر نو مسلمان اش نویاناNeviana جر این شاگردان می باشند.بحران اقتصادی بزرگی در قبیله اتفاق می افتد و در اثر آن   بی کاری و ورشکستگی شرکت ها فرا گیر می شود .یک شرکت بزرگ ارتباطات ماهواره ای با یک شرکت عظیم تولیدات  رایانه  ای  ادغام می شوندMerge ودر صحاری دوردست  افریقا پایگاهی را بوجو د می آورند  بنامZ  و اعلام می کنند که دراین پایگاه  به نفع امنیت قبیله جهانی, پروژه عظیمی راسرمایه گذاری کرده اند. سینا و شاگردانش این اقدام را مورد چالش قرار می دهند آنان می گویند: “د رحالی که قبیله دشمنی ندارد و همه سلاح های جنگی  بنا به   معاهدات وابسته "اتحادیه نوین ملل" ,از میان رفته اند چگونه می توان به نفع  "امنیت" قبیله کاری کرد ؟” خیلی زود معلوم می شود که در این پایگاه, که مسئولیت آن را زنی یهودی بنام دورتی هیلی Dorothy Hillyبه عهده دارد کلاهخود هایی  ساخته می شود که سربازان را درنبر د های ضد پارتیزانی یاری می کند و  ضریب پیروزی آنها را افزایش داده و درضمن خطر  آسیب پذیری شان را کم می کند. بتدریج, جنگ تبلیغاتی بزرگی  در قبیله برعلیه رژیم رشید الدین محمد به راه می افتد و او متهم به نقض حقوق بشر و بدرفتاری با مردم اش می شود.

 

قسمت دوم :

 

گروهی از سربازان مجهز به کلاهخود( رایانه ای) مرز های مدینا را در هم می شکنند و جنگی را به این کشور کوچک تحمیل می کنند. مردم مدینا که اکثرا تحصیلکرده و باسواد هستند و به صورت خودخواسته  شیوه معیشت خودرا با شیوه ها ی معیشتی پیامبران مانوس کرد ه اند, به رهبری رشیدالدین محمد دست به مقابله پارتیزانی با اتوماتیک ها می زنند. اتوماتیک ها به دلیل امتیازات مدرن خود سبعانه به پیروزی هایی دست می یابند.  مهندس  مسلمانی بنام زکریا متوجه ضعف های احتمالی این کلاهخود ها شده و د رصدد رخنه د رساختارهای تراشه ها ی رایانه ای آنها برمی آید. برخی از نیروها ی تند  رو ی مسلمان و از آن جمله پارتیزانی بنام عیسی طالب با این اقدام زکریا وهمسرش طیبه مخالف است, به خصوص که آنان یکی از این کلاهخود هابه را به "غنیمت" گرفته, و با خود حمل می کند.زکریا به زودی در می یابد که کلاهخود ها به دلیل وابستگی به انرژی بدنی سربازان در روز های سرد و ابری دامنه ی عمل سربازان را بسیار کم می کنند این نقطه ضعف باعث می شود که مسلمانان بیشتر در شب و روز های ابری به اتوماتیک ها حمله کنند. در خلال مبارزه, رشید الدین محمد از نا حیه سینه و تقریبا نزدیک به قلب خود مورد هدف  قرار می گیرد و بدین ترتیب مسلمانان ظاهرا برای نجات او و در باطن برای انتقال قدرت سیاسی  به وی (در صورت شهادت رهبرشان) , دکتر سینا را کاندید می کنند. دکتر سینا می داند که این جنگ تنها برای آن تدارک شده است که بعد ها کلاهخود ها را مانند موبایل به شهروندان قبیله بفروشند و سود کلان ببرند بدین ترتیب با دیدی باز تصمیم می گیرد به مدینا برود  نویانا هم که گزارشگر نشریه ای لیبرال است تصمیم می گیرد او را همراهی کند. نشریه متبوع نویانا به او ماموریتی می دهد تا از این سفر گزارشی تهیه و ارسال کند. نویانا د رآستانه چهل سالگی و  درحالی که بسیار تحت تاثیر شخصیت اوریانا فالاچی است این ماموریت را پذیرفته و با شوهرش در روزی ابری در منطقه ای کوهستانی در دل مدینا با چتر فرود می آید. رشید الدین محمد  دعایی ماثور از پیامبر اکرم ص را به دکتر سینا یاد داده است دکتر سینا این دعا را هنگام فرود با چتر برروی یک دریاچه منجمد می خواند.

 

قسمت سوم

 

از محل فرود دکتر و نویانا تا روستایی که در آن رشیدالدین محمد بستری شده است , ازطریق یک جاده ی مالرو ی بسیار ناهموار و خطرناک زمستانی در حدود سه روز راه می باشد . مهندس زکریا و همسرش عیسی طالب و یک راهنمای محلی بنام سعید آنها را همراهی می کنند . در جریان سفر نویانا خاطرات خود را به نگارش در می آورد نخستین چیز ی که به آن اشاره می کند کشمکش جناحی و شبه ئیدولوژیک میان عیسی طالب و مهندس زکریاست .سعید هم تقریبا اوامر عیسی را اجرا می کند . در طول راه بعضی ا زدهکده ها را, بربریت مدرن اتوماتیک ها به خاک وخون کشیده است و بسیاری شهید شده اند خانواده عیسی طالب جزء شهدا هستند. در یک مسجد قدیمی و باستانی نویانا با پناهندگان جنگ روبرو می شود و آنان را نوعا فرهیخته تشخیص می دهد .یکی از آنها شبه  کسوف بزرگی را در فردا ی آن روز پیش بینی کرد ه است که علت آن عبور شهاب سنگ بزرگی از برابر خورشید است ونه کره ماه  . روز بعد در همان محل یک هلی کوپتر وابسته به اتوماتیک ها ماموریت می یابد مسجد مذکوررا نابود کند ( رئیس نویانا ماجرا را به دورتی هیلی خبر داده است ) کسوف روی می دهد و سرباز اتوماتیک سیاهپوست با شنیدن دعای ماثوری که دکتر سینا تلاوت می کند و همزمان شدن فهم دعا با کسوف موجب استنکاف خلبان جنگنده هلی کوپتر  از شلیک به مسجد می شود. زکریا هم هوشیاری نشان می دهد و به این نتیجه می رسد که   کلاهخودِ خلبان , معنی دعا را به درستی برای سرباز ترجمه کرده است سرباز نمی خواهد از اوامر تکنولوژی فرمان ببرد علت این استنکاف از نظر کارشناسان پایگاه Z این است که دعای مذکور نوعی ویروس است , در حالی که این انسان بوده است که تحت تاثیر پیام دعا رویکردی خدا جویانه پیدا کرده واز دستورسرپیچی کرده است   و نه رایانه , سرباز مذکور پس از شکنجه به دست دورتی هیلی به شهادت می رسد . نویانا که د راین مرحله و د رمواجهه با رویکرد های بربریت مدرن و نسل کشی های ناشی از آن و نیز مطالعه کتاب مورد علاقه اش "نامه به فرزندی که متولدنشد" اثر اوریانا فالاچی نسبت به حفظ جنین خود بدبین شده است تعمدا از مصرف داروی های لازم برغم مخالف همسرش سرباز می زند دلیل او برای این کار عدم افزودن به شمار قربانیان بربریت مدرن و نسل کشی است .

 

 

 

قسمت چهارم:

 

 گروه دکتر سینا, وارد یک منطقه جنگلی می شود که پس ا زعبور از آن دهکده آلالگان آن است جائی که در آن رشید الدین محمد بستری است . در دل این جنگل, تعدادی مسلمان کودک زن و بچه و مرد  را, اتوماتیک ها به شهادت رسانیده اند (گردن زده اند و به درختان جنگل آویزان کرده اند) دکتر با توجه به برداشت ها ی فلسفی و قرآنی خود در این صحنه اساسا بهشتی را در ذهن تصور می کند که جایگاه آنان خواهد بود در آن بهشت آنان "شهدا " کالسکه ای مرصع را خالی نگه داشته اند د راین خلال همسر زکریا نوزاد زنده ای  را روی برفها می یابد ومی خواهد او را بآغوش   نویانا می سپارد اما نویانا از قبول نوزاد سرباز می زند و آن را به آغوش طیبه بازمی گرداند . در دهکده آلالگان در حالی که اهالی دهکده د رمسجدی کوچک, برای نجات جان رهبرشان  دعای هما واز می کنند دکتر عمل جراحی خود  به مرحله آخر نرسانده , جنگنده بمب افکن های اتوماتیک  سر می رسند و نیرو های مسلمان با چند جیب استتار شده و یک آمبولانس ,مجبور به ترک دهکده می شوند . تعقیب و حمله های هوایی ,َآسکادران مسلمانان  را وادار به شلیک و مقاومت می کند عیسی طالب به شهادت می رسد و زکریا از صحنه ی نبرد می گریزد.  مسلمانان همراه با آمبولانس حامل (جنازه )رشید الدین وارد یک تونل می شوند اتوماتیک ها آن سوی دیگر تونل را مورد حمله قرار داده و آن را مسدود می کنند. بزودی نیروهای زمینی اتوماتیک ها سر می رسند و لی به داخل تونل حمله نمی کنند . آنان برای مسلمانان حامل پیامی هستند این پیام با ضرب الاجلی نیز همراه است . نویانا برا ی مذاکره کاندید می شود آنان می خواهند جنازه رشید را تحویل بگیرند و پس از آن به نویانا و سینا اجازه خواهند داد که به قبیله و منطقه مسکونی شان بازگردند, درغیر این صورت تزریق گازخردل را به داخل تونل آغاز خواهند کرد. سینا هنگام پیدا کردن محلی برای به خاک سپاری رشید الدین محمد بگونه ای شهودی (تحقق امدادغیبی ) به وجودیک تونل فرعی که راه به بیرون دارد پی می برد . وقایع بعدی موجب می شود که نویانا به گاز خردل آلوده شود و د ر کنارهمسرش جان بسپارد او در آخرین لحظه ها ی عمرش دفترچه خاطرات اش را بدست همسرش می سپارد ود رگفتارش  رویکرد ی مومنانه و شهادت طلبانه  حس می شود.

 

قسمت پنچم :

 

فرار زکریا به رغم آن که در ابتدا دربرابر چشمان عیسی طالب (لحظاتی پیش از شهادت اش ) عملی کاملا خائنانه قلمداد گردید اما وقایع بعدی نشان می دهند که این گونه  نبوده است. او با  راهی که برای نفوذ  در سی پی یوی اصلی اتوماتیک ها تمهید کرده  با تحمل مشقت ها ی زیاد, خود را به پایگاه z می رساند و در آن جا مخفیانه  موفق می شود دعای ماثور را وارد سیستم سی پی یو ی اتوماتیک ها  کند به طوری که مفهوم این دعا که فراخوانی برای اطاعت ا زپروردگار و سرباززدن از دستورات کور تکنولوژیک دارد هر از گاه از طریق کلاهخود ها در گوش سربازان تکرار شود . بدین ترتیب نارضایتی برخی از سربازان وبویژه خلبانان مجهز به کلاهخود جنگنده   هلی کوپتر ها(که از پیش تحت تاثیر قتل همرزم سیا سیاهپوست شان ,به پایگاه و رهبری دورتی  هیلی بدبین شده اند)  ,  تحت تاثیر دعای مذکور شدت میابد و لحن و رویکردی معترضانه به خود می گیرد و کار به جایی می کشد که زکریا موفق می شود تعدادی از آنها را به تمرد کامل کشانده و تحت فرماندهی خود وارد حریم خاک مدینا و سپس محلی کند که در آن جا تونل مذکور قرار دارد آنهم در حالی که مسلمانان معدودی تحت رهبری سینا با نیروی زمینی اتوماتیک ها در حال پیکار هستند بدین ترتیب با کمک نیروی های تحت فرماندهی زکریا جبهه مسلمانان در این جنگ پیروز می شود و خبر افتضاح ناکارآمدی کلاهخود ها بلا فاصله به اطلاع  جهانیان می رسد. دکتر سینا پس از پیروزی  امام جماعت رزمندگان می شود. او د رقنوت, دعای قرانی ربنا لاتجعلنا فتنته للذین کفرو ربنا واعغفرلنا انک انت العزیز و الحکیم را می خواند.

 

هذا من فضل ربی

 

فرخ انصاری بصیر

 

29/10/84

 

مصادف با عید غدیر

 

 

 

شب / جنگل پوشیده از برف

 

در این لحظه یک ستون نوری غریب از سوی آسمان متوجه بخشی از جنگل می شودو متعاقب آن موسیقی همآواز (کرالی ) با مایه های مذهبی به گوش می رسد . موسیقی بگونه ای است که تماشاگر احساس می کند که شخصیت ها و از آن جمله دکتر سینا و نویانا و زینا آن را می شنود . بدین ترتیب گروه وارد آن بخش ا زجنگل می شود که  کاملا تحت تاثیر آن نور (متافیزیکی و آسمانی ) است . دوربین بتدریج ا ز میا ن درختان گروهی از مسلمانان را نشان می هد که گردن زده شده اند و از پا به درختان جنگل آویزان شد ه اند . نویانا شروع به عکاسی سیاه وسفید می کند عکس های نویانا روایت شهادت خونین همان کسانی است که نویانا با آنها مصاحبه کرده بود و آنان پیشتر در آن معبد مقدس به او گفته بودند که می خواسته اند از طریق جنگل های زیتون به قریه الحسین بروند اما گروه و بخصوص دکتر سینا آنان را زنده و در باغی بسیار زیبا و پر شکوفه می بیند . عکس های نویانا به این بهشت موعود برش موازی می شود آنگاه دوربین به یک کالسکه ی نوزاد مرصع نزدیک می شود و بدرون آن سرک می کشد و معلوم می شود که کالسکه خالی است .زینا در این لحظه در میان برف ها نوزاد زنده ای را می یابد و آنرا به آغوش نویانا می سپارد اما نویانا از پذیرفتن نوزاد پس ا زچند لحظه کوتاه و تردید آمیز سر باززده و او را دوباره به آغوش زینا می سپارد.

 

آیه معناگرایایه ی 175 می فرماید: در واقع , این شیطان است که دوستان اش را می ترساند , پس اگر مومئنید از شیاطین نترسید و از من بترسید.بسیاری از فیلم های  دنیا را سراغ داریم که در آن شخصیت شیطان در آنها نمایشی شد ه اند, اما در میان همه این فیلم ها کودک متبرک ازمنظر مفاهیم آیه ی فوق بسیار خوب و درست به موضوع مورد نظر خود نزدیک شد ه است و استفاده ی شیطان را از عنصر ترس برای میل به هدف های اش به خوبی نشان داده است از نظر نگارنده فیلم کودک متبرک از این نظر که نوعی شیطان شناسی منطبق با انجیل را نمایشی کرده است و کتاب آسمان قران با کتاب آسمانی انجیل قرابت و نزدیکی های بسیاری دارد می تواند برای پژوهشگر ان علاقمند به سینمای معناگرا منبع جالبی برای بررسی و تحقیق باشد . در یکی از حساس ترین صحنه ها ی این فیلم شیطان در هیئت یک مرد بدخواه  کودکی  متبرک و مورد تفضل پردودگار را برای پرت کردن خود از بلندی با این منطق که اگر پروردگارت تو را دوست داشته باشد حفظ ات خواهد کرد تشویق به خود کشی می کند اما کودک متبرک به او می گوید که اگر این کار خوب است خودت اول این کار را بکن . کودک آنگاه به یک بی خانمان که به او بی خدایی تلقین شد ه است می گوید که تو خدایی داری و خدای تو تو را دوست دارد .جالب است اگر بدانیم که در اسلام و مسیحیت خودکشی عملی زشت و شیطانی معرفی شد ه است و از این نظر می توان گفت دختربچه قهرمان داستان در واقع در عدم اقدام به خودکشی از خدا ترسید ه است و از اطاعت شیطان سر باز زده است .

 

آیه 179 بسیار معناگراست زیرا از منظر بسیار تکاندهنده ای به مسئله غیب نگریسته است , می فرماید: خدا بر آن نیست که مومنان را به این (حالی ) که شما برآن هستید واگذارد , تا آن که پلید را از پاک جدا کند . و خدا برآن نیست که شما را از غیب آگاه گرداند , ولی خدا از میان فرستادگان اش هر که را بخواهد بر می گزیند . پس به خدا ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزکاری کنید برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود.نشانه شناسی تاثیرات متافیزیک بر فیزیک به معنای درک مفهوم متافیزیک بعنوان یک کل نیست , اما نشانه ها ی تاثیرات غیب بر جهان فیزیک که بزرگترین آن خود کتاب قرآن می باشد به ما کمک می کند تا به غیب باوری و درک های ایمانی برسیم در غیر این صورت با داشتن َآگاهی کامل از جهان متافیزیک دلیل برای کنش های رو به رشد و استعلایی بشر وجود نمی داشت و به همین ترتیب میدان عملی برای جدایی زشتکاری های شیطانی و ازرویکرد های خدا جویانه به وجود نمی آمد تا سره از ناسر ه جدا شده و اختیار انسان بعنوان اشرف مخلوقات گوهر و فلسفه ی واقعی خود را نشان بدهد. فیلم شبح تا اندازه ای حقایق(منهای بحث اعتباری داستان ) وابسته به آیه ی فوق را تا آن جا که وابسته به مفهوم غیب و غیب باوری و نیز تقابل  رویکرد های الهی با رویکرد های شیطانی را از طریق کشمشکش ( فرضی) میان روح شخصیت  بیگناه در برزخ  و تلاش های او  برای معرفی  قاتل که همچنان در صدد است تا برنامه های  شیطانی اش را پیش ببرد  نمایشی می کند و در این رابطه با داستان جالب توجه و بسیار گیرای خود به نتایج استعلایی ای می رسد که آیه فوق ازآنها خبر می دهد .

 

   آیه ی 180آیه ای معناگراست که خبر از عواقب بخل ورزی های انسان در قیامت می دهد , می فرماید: و کسانی که به آن چه خدا از فضل خود به آنان عطاکرده , بخل می ورزند, هرگز تصورنکنند که آن (بخل) برای آنان خوب است , بلکه برایشان بد است . به زودی آن چه که به آن بخل می ورزیده اند , روزقیامت طوق گردن شان می شود .میراث آسمانها و زمین از آن خداست , و خدا به آن چه می کنید آگاه است . رقابت بعنوان خوانش و یا قرائت حداقلی از از عاطفه ی منفی حسادت و بخل بعنوان خوانش حداکثری از حسادت تا کنون درونمایه و موضوع بسیاری از فیلم های سینمایی بوده است در فیلم چایکوفسکی اثر انتونی مان هنر این آهنگساز شدیدا مورد حسادت یوهان اشتراس پدر معرفی می شود اما  این حسادت در حد یک رقابت باقی می ماند و مبدل به کشمکش اصلی داستان نمی شود در فیلم امادئوس اما موضوع برعکس است و رقابت جای خود را به بخل می دهد و این کشمش میان آمادئوس موتسارت و رقیب ش تا به پایان آدامه دارد. اما درفیلم های معناگرایی دنیا  باز هم می توان به فیلم شبح  که آنرا در ارتباط با  آیه شماره 179یعنی آیه قبلی مورد بحث قرار دادیم اشاره داشته باشیم بدین سبب که دراین فیلم عاطفه منفی بخل در طراحی قتل و نیز شرارت های بعدی متهم که دوست متوفی است اثر گذاشته و انگیزه های سود جویانه و تبه کارانه او را شدت بخشیده است . از این منظر آیه مورد نظرما در این بحث به فیلمنامه نویس معناگرا به دلیل نماد پردازی های مرتبط با مفهوم طوقی از زشتکاری های زمین بگردن مجرمی در قیامت خواه نا خواه داستان یا داستان هایی را پیشنهاد می کند.

 

آیه 181با درونمایه مونیتورینگ متافیزکی و تاثیر مستندات آن در قیامت  و تعیین مجازات حق پوشانی که تا مرحله پیامبرکشی  پیش رفته اند , کاملا معناگرا می نماید و می فرماید مسلما خواوند سخن کسانی را که گفتند : خدا نیازمند است و ما توانگریم شنید . به زودی آن چه را گفتند و بنا حق گشتن آنان پیامبران را خواهیم نوشت و خواهیم گفت : بچشیدعذاب سوزان را .پیامبر کشی یک واقعه تکراری در تاریخ قوم بنی اسرائیل است وکتاب آسمانی قرآن به این حقیقت تلخ بار ها اشاره کرده است . در فیلم های فروغ بی پایان و فیلم های دیگر ی که در مورد زندگی حضرت مسیح علیه السلام دیده ایم ماجرای شهادت یحیای پیامبر را شاهد بوده ایم اما قطعا  نمایشی کردن شهادت پیامبران دیگری که در درراه خدا و توحید و حق پرستی به شهادت رسیده اند نباید محدودبه موارد خاصی شو د که با سیاست های هالیوود همخوانی دارد . قطعا در کشور ایران می توان محققین و سینماگرانی را سراغ گرفت که بتوانند پیرامون موضوع پیامبرکشی فیلم های ارزشمندی بسازند این مهم بیش از این که به فیلمسازان مربوط باشد بیشتر وظیفه ای است برای آندسته از سیاستگزاران فرهنگی کشور که حقیقتا فارغ بال از مصلحت اندیشی های سیاسی بدنبال گسترش فرهنگ دینی و قرآنی ملت ایران می باشند.

 

آیه های 185 تا آیه 194سوره آل عمران بگونه ای بسیاری از وجوه معناگرایانه ی آیه هایی را که ابتدای کتاب تا کنون مورد بحث قرار داده ایم بگونه ای تایید می کنند و در این جا بی آن که در صدد برایم درمورد هر یک بحث جداگانه ای را مطر ح کنیم عین آیه ها و ترجمه های آنها را می آوریم تا انشاالله اربابان فضل و عاشقان به سینمای معناگرا را در راه پژوهش , تحلیل ,  نقد و نگارش ,  و بخشیدن لایه های   بر خورد دار از بار متافیزیکی به فیلم ها یاری نماید.185هر جانداری چشنده ی (طعم) مرگ است , و همانا روز رستاخیز پادشها یتان به طور کامل به شما داده خواهد می شود . پس هرکه را از آتش به دور دارند و در بهشت در آوردند قطعا کامیاب شده است , و زندگی دنیا جز مایه فریب نیست .186 (همان گونه که ملاحظه می شود قانون مرگ , رستاخیز , رویکرد عدل آفرین در معاد , تحقق بهشت موعود , و زندگی به مثابه آزمایشگاهی برای تحقق آرمان های وابسته به قیامت مولفه های معناگرایانه این آیه هستند). قطعا در مالها و جانهایتان آزموده خواهید شد , و از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و (نیز) از کسانی که به شرک گراییده اند ,(سخنان دل ) آزار بسیاری خواهید شنید , و(لی ) اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید , این (ایستادگی ) حاکی از عزم استوار (شما) در کارهاست .بخش اول این آیه روی مجددا روی آزمایشگاهی بودن رویکرد های زمینی که نتایج تحققی آن وابسته به معاد است , تکیه می کند. 187و (یاد کن ) هنگامی را که خداوند از کسانی که به آنان کتاب داده شده , پیمان گرفت که حتما باید آن را ( به وضوح ) برای مردم بیان نمایید و کتمان اش نکنید. پس , آن (عهد) را پشت سر خود انداختند و در برابر آن , بهایی ناچیز را به دست آوردند , و چه بد معامله ای کردند. فصل های تکان دهنده ی فیلم مسیحی ناصری اثر زیفرلی هنگامی که سرلارنس اولویه احتمال حقیقی بودن مسیحی را که در تورات از رسالت او خبر داده شده است و واکنش خاخام بزرگ یهودی, ونیز رویکر د های بزرگان یهود در فیلم مصائب مسیح کاملا با مفاهیم معناگرایانه این آیه سازگاری دارند.188البته گمان مبر کسانی که بدانچه کرده اند شادمانی می کنند و دوست دارند به آن چه نکرده اند مورد ستایش قرار گیرند , قطعا گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است , (که ) عذابی درد ناک خواهند داشت .190مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب وروز برای خردمندان نشانه هایی (قانع کننده ) است .191همانان که خدا را (در همه احوال ) ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می کنند , و در آفرینش آسمانها و زمین می اندیشند (که :) پرودگارا اینها را بیهوده نیافریدای , منزهی تو! پس مارا از عذاب آتش دوزخ در امان بدار.192پرودگارا هر که را تو در آتش در آوری یقینا رسوایش کرد ه ای و برای ستمکاران یاورانی نیست .193 پرودگارا , ما شنیدیم که دعوتگری به ایمان فر ا می خواند که : به پردودگارخود ایمان آورید. پس ایمان آوردیم .پرودگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهای ما را بزدای و مارا در زمره ی نیکان بمیران.194پرودگارا , و آن چه که به وسیله ی فرستادگان ات به ما وعده داده ای به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان , زیرا تو وعده ات راخلاف نمی کنی .195پس پرودگارشان دعای آنان را اجابت کرد (وفرمود که: ) من عمل هیچ صاحب عملی از شما را از مرد و زن که همه از یگدیگرید تباه نمی کنم پس کسانی که هجرت کرده وا ز خانه های شان رانده شد ه ودر راه من آزار دیده اند جنگیده و کشته شد ه اند , بدیهای شان را از آنان می زدایم , و آنان رادر باغ هایی که از زیر (درختان )آن نهرها روان است در می آورم , (این ) پاداشی است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست .196 مبادا رفت و آمد (وجنب وجوش ) کافران در شهرها تو را دستخوش فریب کند.197 (این ) کالای ناچیز (وبر خورداری اندکی) است , سپس جایگاهشان دوزخ است و چه بد قرارگاهی است .هما ن گونه که ملاحظه می شود دو آیه اخیر کاملا خط داستانی و معناگرایانه ی این را برابر پژوهشگر فیلمنامه نویس قرار می دهد و بخصوص در حال حاضر که شاکله های بربریت و توحش و دریک کلام جاهلیت مدرن هر روز بیش از روز دیگر چهره شهرها را عوض می کند واسباب دوری انسان از معنویت و خداجویی را مظاهر شرک مدرن فراهم می آورد نه یک بلکه هزاران شخصیت را می توان طراحی کرد و داستان هایی نوشت که درونمایه ی خود را رهین دو آیه ی فوق باشند.آیه های  بعدی گزاره ی وابسته به دو آیه قبلی را کامل تر می کنند , می فرماید: ولی کسانی که پروای پرودگارشان راپیشه ساخته اند باغ هایی خواهند داشت که از زیر درختان (آن) نهرها روان روان است. در آن جا جاودانه بمانند , این پذیرایی  از جانب خداست و آن چه نزد خداست برای نیکان بهتراست والبته ازمیان اهل کتاب کسانی هستند که به خدا و بدان چه به سوی خودشان فرود آمد ه ایمان دارند در حالی که در برابر خدا خاشعند , و آیات خدا را به بهای ناچیز نمی فروشند . اینانند که نزد پرودگارشان پاداش خود را خواهند داشت .آری , خدا زودشمار است .آروز به دل نگارنده و شاید دیگر ایرانیان (حالا نمی گوییم خارجیان ) اهل کتاب ماند که سیاستگزاران فرهنگی ایران در پس از انقلاب برای یک بار هم شده داستان یک موحد غیر مسلمان را به رشته ی تصویر درآورند کافیست نظری به فیلم سرب ساخته مسعود کیمیایی بیندازیم اگر از یهودی ایرانی تحت این عنوان تعریفی شده که فی المثل یهودی ایرانی با یهودی دیگر جاهای دنیا فرق می کند , در حد همان حرف باقی مانده و تازه این گفتار های نغز به مسلمانی وجیه المله نسبت داده شد ه است انگار نه انگار که دنیا اسحاق نیوتونی هم داشته آلبرت اینشتنی هم داشته مارکسی هم داشته برت لنکستری هم داشته که مادر تزرایی هم داشته ای کسانی که ایمان آورده اید , صبر کنید و ایستادگی ورزید و مرز ها را نگهبانی کنید و از خدا پروانمایید امید است که رستگار شوید.