چشمه های معنوی : سوره آل عمران : قسمت اول
بسم الله الرحمن الرحیم
چشمه های معنوی
سوره آل عمران
قسمت اول
سوره آل عمران مانند سوره بقره با سه حرف ا و ل و میم آغاز می شود و از این منظر با سوره ی بقره مشابهت پیدا می کند وجه تکراری این قرابت و مشابهت تا آن جا که مربوط به این رمز قرآنی می شود , خواننده را به شگفتی وامی دارد. در این راستا معجرات عددی قرآن که با تعداد سوره ها و تعداد آیه ها مرتبط است , کتاب آسمانی قران را از منظر های پیچیده و اسرار آمیزی دیگر ی نیز مورد توجه خواننده قرا ر می دهد و این وجوه کاملا معناگرایانه بنوبه خود در تاریخ ادبیات و هنر مشرق زمین بسیار منشا خلاقیت های شگفت آوری شده اند . آیه دوم سوره آل عمران همچون تفسیر و تاویلی نوین محتوای آن چه راکه در آیه ها سه گانه آیه الکرسی نازل شده است) و به همین ترتیب سوره حمد و بسیاری آیه های دیگر )را مورد تایید قرار می دهد که می فرماید:( اللّهُ لا إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ) خداست که هیچ معبود (بحقی ) جز او نیست و زنده و پاینده است .متاسفانه همان طور که پیشتر هم به این سخن پرداختیم در سینمایی ایران منهای فیلم بسیارخوب دستفروش کمتر اتفاق افتاده است فیلمسازان ایرانی تحت تاثیر مفهوم یک آیه خاص از قرآن مبین اثری را بیافرینند , حال آن که کتاب آسمانی ما مسلمانان می تواند غنی ترین منبع اخذ ایده های سینمایی باشد .البته این عارضه علت های گوناگونی دارد که به یک بحران ریشه دار فرهنگی بازمی گردد , سینماگران ایران نسبت به ادبیات فارسی و حتی رمان های بزرگ فارسی هم بی اعتنا بود ه اند مشاهد ه شده است که رستم و سهراب و یا رستم و اسفندیار بعضا به صورت نمایشنامه در آمده اند اما انگاره های مجرد و اصطلاحا تماتیک اشعار فردوسی و یا حافظ و یا مولانا اگر هم ذکری از آنها آمده است صرفا از این نظر بود ه که داستان فیلم را تایید کرده ویا برآن مهر تایید فلسفی می زده است اما این که نویسنده از روز نخست بعنوان مثال به شعری از مولوی اندیشیده باشد و بعد آن را به صورت ایده و بعد موضوع و بعد طرح وبعد داستان و بعد فیلمنامه درآورده باشد کمتراتفاق افتاده است .سینماگران جوان ایران باید به این نظر اُ هنری توجه کنند وبدانند آن چه روی پرده, نظر تماشاگران فیلم های شان را جلب خواهد کرد تنها بخشی از یک کوه یخی است و نه دهم این کوه زیر آب قرار گرفته و دیده نشدن اش به معنای نفی وجود ی اش نیست و کلیت این کوه باید بیشتر در ذهن نویسنده شکل گرفته باشد و تکلیف اش معلوم شده باشد . گرایش بی قید شرط به تصویر برادری های زود رس و عدم فرو رفتن در عمق اقیانوس دراماتورژیک مفاهیم و بخصوص عدم توجه به درونمایه اثر و تنها تاکید روی ایده زیبا و احیانا موضوع همه پسند منجر به سینمایی می شود پوچ و توخالی که بوسیله آن می توان تنها نیاز های خلوت جویانه مخاطب را راضی کرد و ذهن و روح و اندام او را برای خودش باقی ویا بی سرخر گذاشت تا هر کاری را که عشق اش کشید بکند , و به هر چیزی که خواست فکر کند مگر تحلیل و پیام فیلمساز.اگر یک فیلم سینمایی با این محوریت و درونمایه شروع به نگارش شود که خدا ست که هیچ معبودی (بحقی ) جز او نیست و زنده و پاینده است .د روجه اجتماعی و آرمانی اش داستان شخصیتی همچون اما م حسین علیه السلام از کار در خواهد آمد در وجه علمی تخیلی اش اودیسه ای تکاندهنده تراز داستان ارتور سی کلارک , در وجه رمانتیک اش زیبا تراز طوبی و معنای شب و( یا بامداد خمار) و د روجه جنگی اش پرفروغ تراز مهاجر در وجه دینی ومعناگریانه اش مشعشع تراز دستفروش و در وجه سیاه و انتقادی اش برنده تراز آدم برفی وصد البته نه چیزی د رسطح عروس و شوکران و روز فرشته و یا آب و آتش و سالا د فصل .
آیه های سه و چهار سخن از قرابت دین های الهی وکتاب های آسمانی به میان می آورند و مدعیان دفاع از دین و دشمنان دین ستیزی را به آشتی و وحدت و گفتمان های مشترک دعوت می کنند بی آن که به آنها بیاموزند که به خود بمب ببندید و در متروی لندن آدم بکشنند ویا با انگیزه های تفرقه افکنانه اماکن مقدس را منفجر کرده خون بی گناهان را بر زمین بریزند و یا شعار های غیر ممکن خر رنگ کن بدهند و سرنوشت یک ملت موحد و صاحبِ یک تاریخِ طولانی و باستانی را که نحستین منشور حقوق بشتر را مدون کرد ه , به توحشی کور و هر ج و مرج طلبانه پیوند بزندند .آیه شماره 3 می فرماید (نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ) این کتاب را در حالی که موید آن چه ( از کتاب های آسمانی ) پیش از خود می باشد به حق (وبه تدریج ) بر تو نازل کرد و تورات و انجیل را ... و آیه 4 می فرماید:( مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ) پیش از آن برای رهنمود مردم فروفرستاد , و فرقان (جداکننده حق از باطل ) ر ا نازل کرد .کسانی که به آیات خدا کفر ورزیدند بی تردید عذابی سخت خواهند داشت و خداوند شکست ناپذیر و صاحب انتقام است .منهای آن چه د رفوق ذکر گردید بسیاری از فیلم های معناگرا ی که در سال گذشته در کانون فیلم معناگرای تهران به نمایش در آمد حکایت از پیوستگی مفاهیم دینی و آسمانی اسلام و مسیحت می کرد . در فیلم استیگماتا کتمان حقایق دین از سوی گرداندگان مذهب کاتولیک در واتیکان موجب می شود که شیطان دامنه عمل پیدا کند , وبدین ترتیب گرایش به تحریف حقایق دین بنا به مصلحت ها ی قدرت طلبانه که قرآن(بعنوان سند جدا کننده ی حق از باطل و یا بزعم خود کتاب آسمانی فرقان ) از آن خبر داده است , به کشمکش دراماتیک داستان دامن می زند .
آیه شماره 5 آیه بسیار معناگرای دیگری است که حقیقت مستتر در آن بارها شاکله بخش فیلم های سینمایی ایران و جهان بود ه است . ابتدا به خود آیه توجه کنید که می فرماید:( إِنَّ اللّهَ لاَ يَخْفَىَ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء) در حقیقت هیچ چیز(نه ) در زمین و و نه در آسمان بر خدا پوشیده نمی ماند.د ر فصل پایانی فیلم مصائب مسیح نمای بسیار تکندهنده ا ی وجوددارد که گویی روح و جوهر آیه فوق الذکر را به زبان تصویر پس از مصلوب شدن حضرت مسیح علیه السلام روایت کرد ه است .این نما با چکیدن یک قطر ه باران آغاز می شود و ما تپه گالگاتا را از بالا می بینیم گویی این دیدی ماورایی است که از دیگر سو ,مرگ آن دو تن و شهادت مضلومانه حضرت مسیح علیه السلام را زیر نظر دارد(بحث اعتباری مصلوب شدن یا نشدن حضرت مسیح علیه السلام از منظر قرآن را انشااله در جای خود و د رارتباط به آیه ها ی مربوط به آن مطرح خواهیم کرد) .
آیه شماره 9 بسیار معناگرا ست و بار متافیزیکی آن را واژه ی به یقین ونیز قطعا و نیز وعده بسیار تشدید می کند.می فرماید: (رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لاَّ رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللّهَ لاَ يُخْلِفُ الْمِيعَادَ) پرودگارا به یقین تو در روزی که د رآن هیچ تردیدی نیست , گردآورنده ی (جمله ) مردمانی . قطعا خداوند د روعده (خود) خلاف نمی کند.در تاریخ ادبیات ایران رمانی از محمد علی جمالزاده وجود دارد به نام صحرای محشر که نگارنده در دوران کودکی ام آن را خوانده ام در این رمان درونمایه ی گردآوردی همه مردمان در روز حشر به شکل زیبایی به رشته تحریر در آمده است , اما دریغ و صد دریغ که سینماگران ایران هرگز به سوی کتاب های این داستانسرا ونویسنده بزرگ ایرانی نرفتند سینماگران ایران و یا بهتر است بگوییم صنعت سینمای قادری زده ما همواره به اعماق اندیشه و هنر ایرانی و بخصوص تاریخ ادبیات معاصر ایران بی اعتنا بوده است و امورات اش را با یسل کشی و نسق گیری و سیگار زیر نورسرخ روشن کردن و از این لب به آن لب سپردن گذرانده است . این است داستان تاراج آن چه که دیگران با خون دل ساختند, واین سرنوشت آنانی که پس از اخذ لیسانس خر رنگ کن فیلم پرفروش ساز , از سالن های مد اروپا سر در آوردند تا به ریش خوش بین های به هنر دینی بخندند حقا که مریزاده آن دستی که جلوی نمایش گسترده ی آبادانی ها را می گیرد و بعد خالق موسرخه را در مقام هنرمندی وجیه المله به هر چه نابدتر این ملت مظلوم وانقلابی فرو می کند . خدا پدر کیمیایی را به خاطر داش آکل و و روح علی حاتمی را به خاطر طوقی ( اصل اندیشه طوقی قصه ای است از چوبک د رمجموعه داستان خیمه شب بازی اگر اشتباه نکنم ) و امیرنادری را به خاطر تنگسیر و فرمان آرا را به خاطر شازده احتجاب و مهرجویی را به خاطر چوب بدست های ورزیل و مخملباف را به خاطر بچه خوشبخت بیامرزد .
آیه 10 از اخبار قیامت خبر می دهد و معناگرایی آن ناظر به حقیقت تنهایی انسان د ر واقعه رستاخیز است که می فرماید: (إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلاَ أَوْلاَدُهُم مِّنَ اللّهِ شَيْئًا وَأُولَـئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ) در حقیقت , کسانی که کفر ورزیدند , اموال و اولادشان چیزی (ازعذاب خدا ) را از َآنان دور نخواهند کرد , و آنان خود, هیزم دوزخند. د رفیلم چه رویا ها ی که می آیند امحاء نسبت هاو ناکارآمدی خویشاوندی در روز حشر و رستاخیز بگونه ای جالب نمایشی شد ه است قهرمان داستان پدر خودر ا می بیند اما این دو با آن که یکدیگر را می شناسند , کاری از دست شان برای دیگری بر نمی آید یا اصلا چنین رویکرد و یا انگیزه ای ندارند .اما این که انسان ها هیزم و سوخت دوزخ می شوند به این آیه وجه معناگرای شدیدی می دهد و دست نویسنده ی خلاق را برای ایده پردازی های زیاد و تاویل های زیباشاختی فراوانی باز می گذارد.بعنوان مثال د رساده ترین لایه ی تاویلی این رویکرد می توان چنین تصور کرد که نتیجه یا قبح زشتکاری های انسان اسباب طولانی ترشدن حضور او را در دوزخ و شدت مکافات هایی را که در آن جا متحمل می شود ,فراهم می آورد. درسریال شیر و شمشیر شخصیتی وجود دارد که با حضرت علی علیه السلام همذات پنداری دارد ,البته این همذات پنداری تحت تاثیر مطا لعه ی زیاد نهج البلاغه تحقق یافته است , مرتضی د رکابوس برادرش را می بیند در حالی که کف دست اش را (توگویی عقیل به برادرش علی علیه السلام داغی را که برادر در مقام امیر المومنین بر کف دست اش گذاشت وقتی با افزون خواهی غیر مشروع او روبروشد ) نشان می دهد که از جنس مواد داغ خورده و تاول زده است , در صحنه قبل ما محله ی قهرمان داستان را دیده ایم که همه چیز آن از جنس مواد مذاب شد ه است .همان گونه که ملاحظه می شود هر دو لایه ی معناگرایانه ی آیه فوق قیامت باوری و نفی برادری و نسبت ها در آن هنگامه ی بزرگ, مطمح نظر فیلمنامه نویس سریال شیر و شمشیر بوده است .
آیه 11 کیفر فرعون و هواداران او را توسط خداوند مطرح می سازد , این آیه ازمنظر تاثیرات قهرآمیز متافیزیک بر جهان فیزیک بسیار قابل ملاحظه است وقتی می فرماید:( كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (آنان منظوراهل جهنم ) به شیوه ی فرعونیان و کسانی که پیش از آنان بودند آیات مارا دروغ شمردند پس خداوند به (سزای ) گناهانشان (گریبان ) آنان را گرفت و خدا سخت کیفر است . فیلم ده فرمان از فیلم های بسیار خوب معناگرای تاریخ سینمای جهان است که در این کتا ب بار ها از آن نام خواهیم برد .اما نگارنده در این قبیل آیه ها آنقدر که رابطه ی روایی و محتوای قرآن بعنوان یک متن آسمانی با انجیل و تورات , شگفت زده ام می کند خود معجزه ها شگفت زده ام نمی کند . من نمی دانم و بسیار دوست دارم بدانم آنان که پیامبری حضرت رسول اکرم ص را منکر هستند برای این مقدار تاکید روی تاریخ ادیان بخصوص تاریخ ادیان ابراهیمی در قرآن چه توجیه ادبی , پژوهشی و یا حتی نگرشی پیدامی کنند؟البته این یک سوی ماجراست و سوی دیگر آن بر می گردد به دکترین و یا گفتمان گفتگوی ادیان , جدی گرفتن این گفتمان و شرکت در همایش های بین اللملی مربوط به آن اعم از این که ما خود برگزار کننده باشیم یا دیگران , نیازمند یک نگاه کاملا غیر تبلیغاتی و ضد برتری جویانه و پرهیز از رویکرد های وابسته به منطق های کور یا شوینیستی " من بهترم تو بدتر" می باشد . اگر گفتمان گفتگوی میان ادیان با نگاهی عمیق و استراتژیک تعقیب شود اصلا کار به جایی نمی کشد که کاریکاتوری کشیده شود و اگر هم کشیده شود(در صورتی که بی فرهنگی با فرهنگ پاسخ داده شود ) کار به جایی نمی کشد که واکنش هایی خشونت آمیز در پی داشته باشد و این تعداد آدم کشته شوند ودشمن از این آب گل آلود ماهی ها ی بیشتری بگیرد و در پی تشدید آن حرمین عسکرین را منفجر کند بااین امید که جنگ های فرقه ای راه بیندازد و در عمل به طور غیر مستقیم تعابیر خشونت طلبانه از اسلام و مسلمانی ارائه دهد.بعبارت ساده تر گفتگوو تفاهم میان ادیان در سایه گردش بر محور های مشترک , گستر ش و رشد می یابد و در سایه ی به رخ کشیدن وجوه افتراق و پرهیز از دکترین قرآنی ان اکرمکم عند الله اتقکم موجب تنش و عدم درک متقابل شده و این بستر را آماده می کند که شیطان از حربه های سیاسی و نفاق افکنانه ی خود استفاده کرده و مدافعان توحید و یکتا پرستی را به جای همبستگی با یکدیگر در برابر هم قرار دهد.
آیه 12 به دلیل معرفی دوزخ بعنوان مکانی بسیار بد و نوید غلبه حق اندیشان بر حق پوشان کاملا معناگراست و مصادیق سینمایی آن را در فیلم های کنستانتین و چه رویا هایی که می آیند تا اندازه ای شاهد بوده ایم .این آیه به پیامبر دستور می دهد که حق پوشان را مورد خطاب قرا ر دهد و آنان را از عقوبت جانفرسای اقامت در دورخ بر حذر نگه دارد . به خود آیه توجه کنید که می فرماید : (قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُواْ سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَى جَهَنَّمَ وَبِئْسَ الْمِهَادُ) به کسانی که کفر ورزیدند بگو : به زودی مغلوب خواهید شد و(سپس در روز رستاخیز) در دورخ محشور می شوید وچه بد بستر ی است .سنت نمایش تصاویر دوزخ در غرب بسیار چشمگیر ترا ز شرق می باشد و موزه های اروپا مشحون از تصاویر تکاندهنده دورخ و عذاب آخرت می باشند , بهمین ترتیب ادبیات غرب نیز در رابطه با داستان ها و رمان هایی که ماجراهای آن در دوزخ می گذرندیا به آن محل مربوط می شوند از این نظر غنی می باشد . این سرمایه های و میراث های فرهنگی موجب شده است که سینمای غرب و بخصوص هالیوود درنمایش فیلم هایی که در آن دوزخ مطرح می باشد بهتر و موثر تر عمل کند که در مورد مصادیق آنها در فیلم هایی نظیر چه رویا ها ی که می آیند و نیز کنستانتین پیشتر سخن گفتیم و باز هم سخن خواهیم گفت . در این جا جا دارد به هنر ربانی نقاشی بنام رضا پتکر که معتقد بود :"هنر ی که در آن جلوه های ربانی نباشد شیطانی است" اشاره کنیم. نامبرده در ارائه پیام های اخلاقی و ربانی با استفاده از فضای جهنم و دورخ تبحر خاصی داشت و نگارنده سعی خواهم کرد به این فصل از کتا ب برخی از تصاویر تابلوهای او راه همراه با برخی از تابلوی های کار نقاش های غربی اضافه کنم.
آیه ی 13این سوره درونمایه اش امداد غیبی به مسلمانان صدر اسلام در پیکار با کفار است و طبعا این وجه معناگرایانه آیه باید بسیار مورد توجه و موشکافی خوانندگان علاقمند به معناگرایی و هنرمندان غیب پرداز قرا ر گیرد .به خود آیه توجه کنیدکه می فرماید :( قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَأُخْرَى كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُم مِّثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ وَاللّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَن يَشَاء إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لَّأُوْلِي الأَبْصَارِ) قطعا در برخورد میان دوگروه , برای شما نشانه ای (ودرس عبرتی ) بود . گروهی که در راه خدا می جنگیدند و دیگر (گروه ) کافر بودند که آنان(مومنان) را به چشم , دوبرابر خود می دیدند و خدا هر که را بخواهد به یاری خود تایید تایید می کند , یقینا در این (ماجرا ) برای صاحبان بینش عبرتی است .در فیلم مصطفی عکاد محمد رسول الله ما اگر چه به تماشای دوجنگ احدو بدر می نشینم و تا حدودی شاهد تکنیک های جنگی خاص مسلمانان از جمله تشکیل فالانژ(شیوه جنگی خاصی که بعنوان یک ابتکار جنگی ,منسوب به اسکندر مقدونی است او برای اولین بار از آن بهره برد ) یا حلقه های انسانی مقابله با دشمن می باشیم اما این که کفار جبهه مسلمانان رااز نظر تعداد دوبرابر آن چه که د رواقع بوده است می دیده اند و از این نظر واهمه ویا تضعیف روحیه می شده اند چیزی در فیلم به نمایش در نیامده است .همانگونه که می دانیم زندگی حضرت مسیح علیه السلام بارها و بارها جلوی دوربین رفته است و به صورت مستقیم و غیر مستقیم روایت شده است , بعلاوه کلیساهای بزرگ و صاحب اقتدار هم با تشکیلات سینمایی خاص خود در راستای معرفی رسالت حضرت مسیح علیه السلام مستمرا سرگرم کار هستند و نگارنده بار ها و بار ها در خارج ا زکشور به تماشای فیلم های مذهبی ساخت کلیسا که مشخصا برای مصارف وابسته به تبلیغ دینی ساخته شد ه اند, نشسته ام .بااین وجود در کشور های اسلامی کمتر شاهد تحرک های فرهنگی اینچنینی بوده ایم و مساجد و حتی حوزه های بزرگ دینی ما بیشتر د رقالب نگارش کتاب فعال بود ه اند و از قدرت رسانه سینما در معرفی شاخصه های مهم دین اسلام غافل بود ه اند در همایش سال 1375 حوزه اندیشه و هنر حتی بحث نشان دادن چهره بزرگان دین مطرح شد و صریحا بعضی از سخنرانان اظهار داشتند که نشان دادن چهره بزرگان دین اسلام با توجه به آموزه های کتاب های آسمانی و دیگر کتب معتبر فقهی شیعه و سنی منغ شرعی ندارد . اما این گونه اظهارات معمولا در حد حرف و بیانیه باقی می ماند و مسلمانان جهان به دلیل وجود برخی از این رویکرد های واپسگرایانه فرهنگی دچار بحران های ناخوشایند می شوند و هرروز بیش روزپیش تاوان های سنگین جانی و حیثیتی می پردازند.وقتی می توان با فیلم های فرهنگی برخورداراز بار قرآنی و معتبر رسالت حضرت رسول اکرم و بزرگی انقلاب خداجویانه او را به نفع بشریت و امحاء بردگی و بهره برداری های استثماری و خلاصه آزادی انسان از بند گی غیر خدا را با این همه امکانات پیشرفته به نمایش در آورد , باید دید چرا واقعا بعد از گذشت تقریبی سه دهه ا زفیلم محمد رسول الله تنها یک ورسیون آنهم به صورت انیمیشن در این زمینه جلوی دوربین رفته است .به هر حال به نظر می رسد وجوه معناگرایانه ی فیلم محمد رسول الله واقعا در نسبت به آن چه که واقعا اتفاق افتاد ه است و کتاب آسمانی ما هم براین معجرات و کرامات صحه می گذارد , بسیار کم می باشد و کارگزاران فرهنگی جهان اسلام در این رابطه باید فعال تر عمل کنند .در این جا به اختصار به این نظر شخصی هم می پردازم که نظریه گفتگوی تمدن ها که تنها پژواک بیرونی آن دعوت از تیم مصر و ایتالیا و چین در مسابقه ها چهار جانبه بوده است , زمانی می تواند د ر به هدف های تنش زدایانه خود نزدیک شود که کار از گفتگوی دین ها وتفاهم میان مذاهب آغاز و اساسا به سامان شود . تا زمانی که شوینیزم مذهبی و برتری طلبی تجاهلی و همان طور که پیشتر گفته شد شعار "من بهترم تو بدتری" دستور روزکار و باور گردانندگان ماشین سیاست و فرهنگ کشور های مسلمان در رابطه با پیروان سه دین ابراهیمی بزرگ و نیز سایر دین ها می باشد, هیچ گفتمانی به نفع معرفی دکترین های وابسته به اندیشه و هنر واسلامی با ضربآهنگ های موثر و کارساز , پیش نمی رود و ما از رقبای متدین و غیرمتمدن خود عقب می افتیم .اکثر سریال هایی دینی ای که در پس از انقلاب ساخته شده اند , منهای مریم مقدس و مردان کندولوس بیشتر حساب ما را از حساب مسلمانان جهان جدا کرد ه اند و با نادیده گرفتن فصل مشترک ها درواقع ما را در مواجهه با بحران های سیاسی و بین المللی آسیب پذیر تر کرد ه اند.
به آیه شماره 15 می رسیم آیه ای که مفهوم آن بارها در قرآن به صور گوناگون تکرار شده است , و بهشت را معرفی می کند , می فرماید:( قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَلِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ) بگو شما را به بهتر از اینها خبر دهم ؟ برای کسانی که تقوا پیشه کرده اند نزد پرودگارشان باغهایی است که از زیر (درختان ) آنها نهر ها روان است , در آن جاودانه بمانند , و همسرانی پاکیزه و (نیز ) خشنودی خدا (را دارند ) و خداوندبه (امور) بندگان (خود) بیناست . معناگرایی این آیه پیش از آن که ازمنظر توصیف بهشت مطرح شود با توجه با ساختار ادبی و شاکله ی های دستو ر زبانی و نوع جملات استفاده شد ه بسیا ر حائز اهمیت می باشد , کافیست در این رابطه به مفهوم کلمه خبر و این که خداوند پیامبر بزرگوار اسلام را مورد خطاب قرا ر می دهد و می گوید بگو: آیا شما را به بهتر از اینها خبر دهم ؟ اندیشه کنیم تا متافیزیک را کاملا احساس کنیم و ایضا جمله آخر آیه که می فرماید :و خداوند به (امور) بندگان (خود) آگاه است .یکی دیگر از وجود معناگرایانه ی این آیه بحث تکرار آن است د رسوره ها ی دیگر و می توان آن را در زبان موسیقی نوعی لایت موتیف دانست , ترجیع بندی مصور و حسی که تکرار آن سالک مسلمان را درمسیر خدا جویانه خود تشویق می کند . به عبارت دیگر کاربرد علائم تکرار شونده ای را پیدا می کند که به مسافرین در جاده ها اعلام می کند که راه را درست آمد ه اند و به مقصد نزدیک و نزدیک تر می شوند.در فیلم چه رویا هایی که می آیند که ازنظر نگارنده بهترین فیلمی است که صورت های خیالی بهشت را به تصویر کشیده از وجود آب استفاده شد ه است , اما به به عنوان نمادی از زندگی و زندگی بخش و از این منظر آیه فوق با تاکید روی مفهوم زندگی بخش آب (ودرختان ) وجه سمیولوژیک ونشانه شناختی قابل تعمق و معناگرایانه ای را به خود می پذیرد.
آیه شماره 27معناگرایی خاص خود رادارد, می فرماید: شب را به روز در می آوری , و روز را به شب در می آوری , و زنده را از مرده بیرون می آوری و مرده را از زند ه خارج می سازی و هر که را خواهی بی حساب روزی می دهی . همانگونه که ملاحظه می شود در این آیه حالا خداست که مورد خطاب قرار می گیرد و اقتدار و خواست او توسط بنده ی مومن رسمیت می یابد .بدین ترتیب این آیه حالت نوع دعا را می کند . خوانند ه این آیه موقعیت خود را نسبت به خالق اش تعریف می کند و مقدرات زندگی خود را تحت الشعاع خواست خدا معرفی می کند.از منظری دیگر , کلمات استفاده شده در این آیه گردش وضعی کره زمین را و نشئت گرفتن روز و شب را از این قانون به ذهن متبادر می کند و عظمت این حرکت وقانون نماد ی نیرومند و فیزیکی را در سطح ماکروکوزم از کل قدرت خدا را القا می کند. پس از حرکت کره زمین و پیدایش روز وشب بحث , معاش و روزی مطرح می گردد که خود تابعی از این حرکت بزرگ است و هنرمند معناگرا را به سوی تلقی های خلاق و آفرینش های استعلایی فراوانی سوق می دهد. همانگونه که ملاحظه می شود اکثر آیه ها قرآن و بویژه آیه های معناگرا و برخوردار از بار و مفهوم یا مفاهیم متافیزیک , بگونه ای چند منظوره خلق معنامی کنند و گویی منشوری هستند که در مقابل نور تعمق اندیشه ها وخلاقیت های رنگی را در طیف وسیعی در معرض نگاه ژرف اندیش پژوهشگر قرا ر می دهند.در سینمای ایران وجهان بسیار اتفاق افتاده است که ظرفِ(ازنظر شکلی ) یک روز یا یک شب , محتوای یک فیلم سینمایی را در برگرفته است . در این راستا در سینمای داستانی می توانیم به فیلم شب آنتونیونی و در سینمای مستند به فیلم برلین سمفونی شهری بزرگ و در سینمای ملی خودمان به فیلم موخر چهارشنبه سوری اشاره کنیم . بدین ترتیب می توان انتظار داشت هنرمند یا هنرمندانی با توجه به مفهوم آیه فوق و درونمایه قرا ر دادن آن با رویکرد ی معناگرایانه دست به آفرینش هنر ی بزنند.
آیه 29 سوره بقره به یکی از آیه های قبلی در همین سوره ازنظر جانمایه و پیام ناظر بر آن شباهت دارد و می توان در رابطه با مفهوم عمیق و معنوی آن بحثی اساسی را نظارت خداوند بر امور بندگان را از منظر مونیتورینگ و ثبت وقایع بیرونی وسیع تر دید و آنرا به متوجه نظارت و ثبت احوالات درونی بندگان نیز کشید.ابتدا به خود آیه توجه کنید که می فرماید : بگو :( هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُم مَّا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاء فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) آن چه در سینه ها ی شما ست و نهان می دارید یا آشکارش کنید خدا آن رامی داند و (نیز ) آن چه را در آسمانها و آن چه را در زمین است می داند و خداوند به هرچیزی تواناست .می دانیم که دنیای علم مرز ندارد نمی توان بعنوان مثال گفت در این جا ریاضی تمام می شود و شیمی شروع می شود . دنیای علم اعم ا زآن بخش از آن که نسبتا شناخته شده است (ازمنظر انسان ) یا آن بخش که شناخته شده نیست , نوعی پیوستگی کامل و یکپارچگی خاص دارد .درست است که ما برای سهولت تحیققات وضروریات وابسته به امور پژوهشی حساب علوم گوناگون را از هم جدا می کنیم اما دنیای علم د رمفهوم بیرونی و مجرد خود یک مفهوم کاملا یکپارچه می باشد .توجه به این اصل درک مسئله مونیتورینگ را درمفهوم متافیزیکی اش کاملا توجیه می کند اگر یک دوربین نظارتی در یک بانک یا یک اداره تنها قادر است تا رفت آمد آدم ها و ارباب رجوع هارا ثبت کند اما دوربین (علم پرودگار ) به دلیل پیوستگی همه قوانین و توانایی های اش به طور همه جانبه همه فعل وانفعالات درونی و بیرونی وابسته به ماکرو کوزم و میکرو کوزم را زیر نظر دارد . گفته می شود د ر حال حاضر روی نوعی تئوری که کار می شود که تصویر بردار ی و صدا بردار ی از وقایعی را که در عمل در گذشته ای (نزدیک وشاید دور) اتفاق افتاده اند را به دلیل اصل پایداری امواج امکان پذیر می سازد . در برخی از فیلم های علمی تخیلی مانند گزارش اقلیت و یا چک حقوقی اثر جان وو بحث مونیتورینگ در محدوده های دورنی کنش های انسان مطرح شده است اما به نظر نگارنده مفهوم مونیتورینگ متافیزیکی تا آن جا که وابسته به آموزه های کتا ب آسمانی قرآن می شود , هنوز در سینمای معناگرای جهان و ایران مطرح نشد ه است .بحث مونیتورینگ د روجه ماکروکوزمی اش همان گونه که در آیه فوق مشاهد ه می شود نیز مطرح است خوشبختانه , مفهوم مونیتورینگ ماکروکوزمی به خوبی در فیلم اودیسه ی فضایی نمایشی شد ه است و ما بعنوان محقق و فیلمنامه نویس در این رابطه با یک فیلم ونمونه بسیار عالی روبرو هستیم . آمدن سنگ , انتقال آن به کره ماه و عاقبت بازگشت اش به زمین و تکرار سیکل تولد ومرگ همان گونه که مشاهد ه می شود از نظر معناگرایی با بسیاری از آیه های قرآن مبین و بخصوص آیه فوق همسویی دارد.پیش از پایان این بحث دریغم می آید بخش پایانی آیه را تکرار نکنم: آن چه را در آسمانها و آن چه را که درزمین است می داند و خداوند بر هرچیزی تواناست.
کم کم در سوره آل عمران به آیه هایی نزدیک می شویم که با عنوان این سوره ارتباط مستقیم دارند و داستان چگونگی تولد حضرت عیسی علیه السلام و پیامبری ایشان در این آیات به تفصیل روایت شد ه است خوشبختانه سریال بسیار خوب فیلم مریم مقدس که تماشاگران ایرانی به خوبی با آن آشنا هستند راه را برای طر ح مفاهیم معناگرایانه وابسته به این مبحث هموار می سازد . به آیه شماره 35توجه کنید که می فرماید :( إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ) چون زن عمران گفت : پرودگارا آن چه د رشکم خوددارم نذر تو کرد م تا آزاد شده (ازمشاغل دنیا وپرستشگر تو) باشد پس ازمن بپذیر که تو خود شنوای دانایی. نذر نوعی رویکرد تقدیس گرایانه است که هم در وجه فردی و هم در وجه اجتماعی و آئیینی آن در دین های ابراهیمی و مذهب های دیگر اتقاق می افتد , ویکی ا زمصادیق آن آئیین قربانی کردن است که در قرآن آیه های خاص خود را دارد و ما انشالله به آنها خواهیم پرداخت . اما وجه معناگرایانه نذر, قبول قبول هدیه است از جانب عابد به معبود با این هدف که رضایت و شادمانی معبود بگونه ای جلب شود . این رویکرد هما ن گونه ملاحظه می شود وجه نمایشی اش از منظر دراماتورژیک یا هنر نگارش متون نمایشی بسیار جالب ودر خور مطالعه می باشد , زیرا نحوه ی این هدیه معمولا وجه آیینی و نمایشی و نمادین به خودمی گیرد و د ر قالب نوعی رقص , و با استفاده از عواملی مانند دود و آتش و سرود های و هلهله ها در هر قومی نهادینه و سنتی می شود و د ربسیاری از سنگنبشته ها و آثار ی دیگر که از گذشتگان به یا دگار ماند ه است می توان رد این سنت ها را گرفت . به نظر نگارنده این که خداوند در آیه فوق اساسا بر رویکرد نذر ویا قبول هدیه ای از جانب بندگان خود به طور اعم و د رآیه فوق دختر عمران به طور اخص صحه می گذارد و خود را آماده قبول رویکرد تقدیس گرانه هدیه معرفی می کند خود از منظر اعتباری و از منظر روان شناسی دینی بسیار نکته قابل توجهی می باشد و از همین منظر هم راه را برای نگارش فیلمنامه های هنرمندانه ای که در آن نذر بعنوان آئینی پذیرفته شد ه از سوی خداوند به نمایش در می آید باز می گذارد.اما نوعی نذر دختر عمران خود دنیایی از معنا را در پی دارد و شاید وجود همین معناست که منجر به سنت رهبانیت د رمسیحیت شد ه است که از مصادیق سینمایی آن می توان فیلم ترز و حتی فیلم ژاندارک را نام برد .به شک توجه به این جنبه ها دینی در این قبیل فیلم ها موجب می شود که ما د رمقام تماشاگر نگاهی موشکافانه و منصفانه تری به ارزش هنر ی آنها پیدا کنیم .دختر عمران ازخدا می خواهد که فرزندی که در شکم دارد از بندگی غیرازاو رها و در خدمت ارزش های دینی و خدا جویانه و خدا پسندانه قرار بگیرد. این که زن عمران د ر هنگام این نذر خواوند را شنوا و دانابر خواست بندگان خود معرفی می کند خود معنایی افزون بر همه معانی قبلی همین آیه و آیه ها دیگر ی است که وابسته به مفهوم مونیتورینگ متافیزیکی می شود.
آیه بعدی داستان گفتگوی زن عمران را به خداوند دنبال می کند و می فرماید (فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالأُنثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وِإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ) پس فرزندش را بزاد گفت : پرودگارا من دختر زاده ام – و خدا به آن چه که او زایید دانا تر بود- و پسر چون دختر نیست و من نامش را مریم نهادم و او و فرزندان اش را از شیطان رانده شده , به تو پناه می دهم .به نظر نگارنده بر جسته ترین وجه معناگرایانه ی این آیه تداخل روایت دانای کل با روایت شخصیت بر مبنای آن چه که د رقالب دعا اداکرده است می باشد .این البته به لحاظ شکل است اما به لحاظ محتوا شاید برای اولی بار باشد که دیده ایم که دانای کل می گوید من دانای کل هستم اما با این وجود با ضمیر من از خود یاد می کند. نذر و یا هدیه او به معبودش با پیش بینی جنسیت این هدیه , علی الظاهر و بنا به عرف آن روزگار کم ارزش تر از کار در آمده است اما شخصت موحد داستان یعنی مادر مریم از یک سو از نظر دانای کل اشتباه کرد ه است که او را بی ارزش قلمداد کرده ( پاسخ قرآن به مرد سالاران و علاقمندان به گفتمان فمینیزم ) و دیگر این که حالا مسئولیت حفظ و حراست از هدیه ای را که بند ه مخلص اش تقدیم کرده را به عهده گرفته است . سینمای معناگرایی که بخواهد زندگی بزرگان دین را مبنای رویکرد های دراماتیک خود قرار دهد به باور نگارنده براحتی متدولوژی صحیح این کار را در تدقیق در این نوع از آیه ها خواهد یافت .موضوع قابل بحث دیگر در این جا طر ح موضوع شیطان می توانسته است به صورت بالقوه متوجه مریم و زادگان او نماید . کیست که فیلم مصائب مسیح علیه السلام اثر مل گیبسون را ببیند و با توجه به مفهوم آیه فوق , به ستایش ظرافت کار کارگردان در ارتباط با نمایش خطر شیطان که در آن دو چشم نافذ و اسرار آمیز و در قالب شخیصت نمادین شیطان جلوه گر شد ه است , ننشیند.آیه بعدی یعنی آیه شماره به 37 از گمارده شدن یک پیامبر را به سرپرستی مریم خبر می دهد و می فرماید:( فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ) پس پرودگارش وی (مریم) را باحسن قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورد و زکریا را سرپرست وی قرا ر داد .زکریا هر بار که در محراب بر او وارد می شد نزد او (نوعی ) خوراکی می یافت. (می ) گفت : ای مریم این از کجا برای( تو آمده است ؟ او در پاسخ می) گفت : این از جانب خداست که خدا به هرکس بخواهد بی شمار روزی می دهد . نخستین وجه معناگرایانه ی این آیه با توجه به مفهوم هدیه به معبود که در چند آیه ی پیش مطرح کردیم موضو ع قبول این هدیه از جانب خداوند می باشد اما کار بدین جا نیز پایان نمی پذیرد و پروردگار این هدیه را پس از پذیرفتن گرامی می داردو در جهت رشدو تعالی او ترتیبی می دهدکه پیامبری به نام زکریا سرپرستی و تربیت او را عهده دار شود. به نظر نگارنده ترجمه ی این مفاهیم معناگرایانه به زبان سینما غور و پژوهشی بسیار عمیق از جانب فیلمنامه نویس و کارگردان رااقتضا می کند در واقع این نوشتارناظر به همین هدف است اما پژوهش اگر شرط کافی چنین فرایندی باشد ایمان به کتاب ها آسمانی و قبول این حقایق متافیزیکی شرط کافی آن است ممکن است گفته شود اولی را باید شرط کافی و دومی را شرط لازم دانست . در پاسخ باید گفت بسیاری از فیلمسازان جهان را دیده ایم که با آن که ایمان مذهبی نیرومندی نداشه اند ازپس این نوع مباحت بهتر بر آمد ه اند , متاسفانه در سینمای جنگ و اساسا سینمای برخوردار ا ز هدف های دینی و آرمانی کشورمان بدلیل این که بیشتر به پایبندی های صوری و مومنانه ی دست اندرکاران فیلمسازان – اعم از نویسنده و یا کارگردان – بعنوان شرط لازم تهیه و تولید فیلم های ارزشی نگاه شده است , این سینما بسیار آسیب دیده است و بعد کار به جایی رسید ه است که از افراط به تفریط کشید ه شد ه ایم یعنی سرنوشت آرما ن های مان را به دلیل نیاز های شدید تبلیغاتی وحفظ وضع موجود به دست کسانی سپرده ایم که تنها از حرفه شان سر در می آوردند و در باطن کاملا به آن چه می سا ختند بی باور یا دست کم , کم باوربوده اند. نتیجه اش این شد ه است که البته تعدادی فیلمساز پولدار تر شد ه اند و بعضا از سالن ها ی مد لندن سر در آورده اند و عده ای دیگر هم با پاهای بی جوراب روی مبل های چرمی خانه شان با دستهای باز ی که به نرمی بالهای چرمی همان سوفا مصلوب شد ه اند با یک جفت چشم وق زده و سر ی که بدلیل شمارش چک ها ی تضمینی فراوان و ممارست ها سینمایی مشعشع به طاسی گراییده عکس می گیرند , و با معرفی خود بعنوان ناجیان آرمان ها ی دینی و خادمان اولیای خدا ,در نشریه های سینمایی ویا یک روزنامه ی صبح تهران به چاپ می رسانند آنهم در حالی که در دل به ریش بنده وجنابعالی وصد البته آنان که بدلیل لیاقت یا گزافه گویی های ناخوشایندشان دست شان از این خان نعمت کوتاه است , می خندند . اما خود آرمان ها وحقایق پنها ن شد ه وابسته به آنها , مسخ و مظلوم سر جای خو د هستند و کماکان دستاویزی برای صرف هزینه های انتخاباتی و جابجایی مدیران دولتی (بگذریم از آن دسته از کارگزارنی که سخت براین باوراند که ائمه معصومین علیه السلام بنا به مصالح غیبی خودشان تصمیم گرفته اند لقمه نانی (در قالب یک چک چندین میلیون تومانی دستمزد) را در سفره آقایان بگذارند حالا چرا فکر نمی کنم توضییحی داشته باشند , نگارنده بعنوان یک پژوهشگر ورشکسته که دست اش هما ن روز اول که به ایران بازگشت تا در سینما ی ایران فعالیت کند , از هر امتیازی کوتاه شد (بدلیل کله خری ) عرض می کنم که جمهوری اسلامی ایران با از دست دادن و ویا دست کم بی کاری و یا کم کاری برخی از شخصیت های شاخص سینمای ایران چیز زیادی (ازجنس فرهنگ و از جنس توسعه انسانی و از جنس حقیقت فرهنگی ) از دست داده و می دهد اما با خانه نشینی محترمانه آقایان (البته این آقایان به زور کابل ها ی ساواک منحله نیز خانه نشین نمی شوند منظور که از رو نمی روند ) نه تنها چیزی از دست نداده بلکه نانی هم به سفره مستضعفین اگر نه از بابت پول نفت بلکه از بابت جلوگیری از حیف و میل بیت المآل اضافه کرده است .بگذریم وجه معناگرای دیگر آیه مربوط به ارسال مائده های بهشتی برای مریم و عدم تشخیص بهشتی بودن این مائده ها توسط حضرت زکریاست .بنابراین مریم در پاسخ حضرت زکریا که می پرسد مریم این مائده ها از کجا در محراب تو سر در آورده اند مریم پاسخ می دهد از جانب خدا .بعدها در جریان بررسی آیه های معناگرای دیگری از قرآن به این حقیقت بزرگ برخورد می کنیم که حضرت محمد ص غیب نمی دانسته اند و دانش آنها د ر مورد متافیزیک ناظر به آن مقدا ر اطلاعاتی می شده است که از جانب خداوند به ایشان وحی می شده است .نگارنده نقطه مقابل حقایق وابسته به آیه فوق را درسریال مریم مقدس اکنون به یاد می آورم امامعناگرایی وابسته به آن به نظر صاحب این قلم اگر چه خوب از کار در آمده است اما با اندازه کافی عمیق جلوه نمی کند.به آیه بعدی یعنی 38 توجه کنید: (هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء) آن جا (بود که ) زکریا پرودگارش را خواند (و ) گفت : پرودگارا از جانب خود فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن , که توشنونده دعایی. از منظر متافیزیکی باید گفت زکریا پس از احساس رویداد متافیزیکی – که می توان آن را به زبان سینما به هزاران تمهید سینمای و در عین حال آبستره و حتی ناتورالیستی در ترجمه کرد و به نمایش در آورد- احساس می کند که باید با خداوند صحبت کندواو را مورد تقاضایی نماید که ناظر به تولد پیامبر دیگری است ( به عنوان خود سوره توجه کنید آل عمران ) پیامبری که غیب نمی داند نیاز به تولد پسری را پیش از آن که اساسا مژده حضرت عیسی علیه السلام به مریم و د ر نتیجه خود او برسد را احساس می کند. همان گونه که ملاحظه می شود در این جا هیچ یک از ساختار ها درامتارژیک کلاسیک رعایت نمی شود می دانید چرا برای این که ماجرا معناگراست ماجرا یک سرش به متافیزیک وصل است بنابراین کنش ها و واکنش ها تحت تاثیر وزن مادی و نمایشی هم قرا ر نمی گیرند . علی الظاهر زکریا باید حیرت کند اما به جای حیرت دعا می کند دعای اش هم از سر ترس نیست از سر نوعی نیاز درونی و غیبی به حامی یا اولاد ذکوری است که عملا امکان تولدش به دلیل نازایی همسرش نیست , در حالی که خودحضرت زکریا نمی داند این پیامبر چنانچه به دنیا بیاید در عمل باید چه کند. مگر آن که بگوییم که حضرت زکریا از پیش می دانسته که حضرت عیسایی از مریم باکره متولد خواهد شد درآن صورت هم پای متافیزیک و یا خبر های تورات در مورد تولد حضرت عیسی علیه السلام پیش می آید و این خود به وجه معناگرای داستان رسالت حضرت عیسی علیه السلام مربوط می شود. بازهم در پایان آیه محتوای دعا بر مونیتورینگ متافیزیکی صحه می گذارد و خداوند را شنوای آن چه معرفی می کند که در دل حضرت زکریا در مقام پیامبر ی درخواست کننده گذشته است .موشکافی در موردلایه های معناگرایانه ی این قبیل آیه های کلام الله مجید به معنای شکف رهیافت و راهبرد های زیبایی شناختی بیان سینمایی است و بدون غوص و غور در اعماق این مفاهیم سینمای معناگرا در یک سلسله تمهیدات سینمایی و اخیرا ویدئویی شعبده بازانه خلاصه خواهد شد و در عمل بدون هیچ تاثیر ماهوی و تعیین کنند ه فرهنگی از ذهن تماشاگران بیرون خواهد رفت .آیه 39 می فرماید: (فَنَادَتْهُ الْمَلآئِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَـى مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِّنَ اللّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ) پس در حالی که وی ایستاده (و) در محراب (خود) دعا می کرد , فرشتگان , اور ا ندا د ردادند که : خداوند تو را به (ولادت ) یحیی – که تصدیق کننده (حقانیت ) کلمه الله (عیسی ) است و بزرگوار و خویشتندار ( پرهیزنده از زنان) و پیامبری از شایستگان است – مژده می دهد.متافیزیک حاکم بر فضای موصوف آیه بسیا ر گویا و شدید و وجه سینمایی آن قوی است از یک سو محل با اصطلاحا کوکیشن سجده گاه و عبادتگاه پیامبر خداست ازیک سو فرشتگان به صورت همآواز حضرت زکریا را مورد خطاب قرار می دهند و جالب تراز همه محتوای خبر و بشارت حضرت یحیی است که پیشتر حضرت زکریا بدون آن که به ماهیت نیاز خود آگاهی داشته باشد , از خدا خواسته بود . همانگونه که ملاحظه می شود مائده ها بهشتی پیشتر آمده اند و حضرت زکریا نشانه های یک سلسله رویدادهای متافیزیک آتی را احساس کرد ه است و حالا فرشتگان به او می گویند که شخصیتی و یا پیامبری مذکر به دنیا می آید که در برابر جنس مونث خویشتنداراست این است گوهر معناگرایانه آیه مبحثی که می توان از آن را تحت عنوان معناگرایی از منظر جنسیت نامگذاری کرد و بدان پرداخت . پیامبری که بنام عیسی که قرار است از مادری باکره به فرمان خداوند و با دخالت روح الامین بدنیا بیاید با پشتیبانی پیامبر دیگر رسالت خود را آغاز می کند که نسبت به نیاز جنسی مقاوم و خویشتندار است و از مادر ی زاده می شود که اساسا دوران یائسگی اش سالهاست که آغاز شده و پدری که عملا از توان آمیزش خود را محروم می داند. نویسندگان فیلمنامه ها مذهبی ازاین جانمایه های نیرومند قرآنی می توانند در پرداخت مضامین متافیزیک درسهای بسیار آموزنده ای بگیرند.
به آیه بعدی(40) توجه کنید که می فرماید: (قَالَ رَبِّ أَنَّىَ يَكُونُ لِي غُلاَمٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ قَالَ كَذَلِكَ اللّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاء) گفت : پرودگارا چگونه مرا فرزندی خواهد بود ؟ در حالی که پیری من بالا گرفته است و زنم نازاست ! (فرشته) گفت : ( کار پرودگار ) چنین است .خدا هر چه بخواهد می کند. همان گونه که پیشتر در مورد مقوله معناگرایی از منظر جنسیت سخن به میان آوردیم در این جا حضرت زکریا علیه السلام ناکارمدی توان جنسی و آمیزشی خود ش را بعنوان یک سالمند و نیز یائسگی و یا نازای همسرش رامانع تحقق بشارتی می شمارد که از سوی پرودگار توسط فرشتگان به او ابلاغ می شود , اما فرشتگان در برای رفع این نگرانی اعلام می کنند که مقدراتی فرآ تر از جنسیت با رویکردی معجزه گونه و ماورایی امر تولد چنین پسری و چنین پیامبری را محقق خواهدکرد.این حقایق معناگرایانه زمینه ساز هستند که به ما د رمقام پژوهشگر و جوینده حقیقت کمک می کنند تا داستان معجزات پیامبری حضرت عیسی علیه السلام را نه تنها باور کنیم بلکه نقاش ظرائف و دقایق جهان مسیحیت باشیم و در فرایند تفاهم میان ادیان بی هیچ تنگ نظر ی و خصلت های ریاکارانه و دوچهره گی گام برداریم.از سوی دیگر نگارنده دریغ ام می آید که به این اصل و برداشت بزرگ اشاره نکنم که چناچه ما معناگرایی ازمنظر جنسبت را بعنوان یک گفتمان دینی درونمایه سوره آل عمران بشماریم , خواه ناخواه احساس می کنیم که کتاب آسمانی ما آندسته از دین ها و یا مذاهبی راکه نوعا د رهندوستان و یا کشورهای آسیای جنوب شرقی و بر محور پرستش مفهوم جنسیت شکل گرفته اند یه چالش می کشد و بر اعتبار آنها خط بطلان می کشد.
آیه بعد 41 داستان را بدین صورت ادامه می دهد(قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ) گفت : پرودگارا برای من نشانه ای قرار ده . فرمود: نشانه ات این است که سه روز با مردم جز به اشاره سخن نگویی و پرودگارت را بسیار یاد کن و شبانگاه و بامدادان (او را) تسبیح گوی.در مقاله نشانه شناسی سینمای معناگرا که در مورد اهمیت دانش سمیولوژی (زبان علائم و نمادها ) د ر پرداخت داستان هاو فیلم های معناگرا سخن به میان آوردیم و جا دارد که مقدمه آن مقاله دست کم در ارتباط با درخواست زکریا دست کم در این جا تکرار شود .این که پیامبر خداوند که خود به سرچشمه ی وحی وصل می باشد از خداوند درخواست نشانه ای می کند از منظر نشانه شناسی تاثیرغیب بر جهان مادی بسیار حائز اهمیت است و نشان می دهد خداوند از نیاز های روحی و عقلی بندگان خود کاملا آگاه است و از این منظر در مواقع لازم آنان را کمک نشانه های گوناگون د ر مسیر های خداجویانه و حتی غیر خدا جویانه شان یاری می دهد.اما نشانه ی که خداوند برای زکریا قرا ر می دهد در واقع او را ازنفوذ رسانه نشانه شناسانه دیگر به نام زبان محروم می کند , این بدین سبب است که نفوذ نشانه ها زبانی و استفاده ی فراوان و همه روزه انسان از این جهان نشانه های کلامی بخش زیادی از توانایی های روحی و ذهنی ما را به خود اختصاص می دهد و روح برای درک نشانه های والا تر و دسترس به اعماق اقیانوس و یا جها ن معنوی نیاز به سکوت و رهای از بند های مادی فراوانی را دارد و به زبان دیگر نوعی روزه و ریاضت صاحب چنین روح و چنین نیاز (بر قراری رابطه با جهان ها ی معنوی و متافیزیکی ) ی باید سبک و از قید بسیاری از بند های مادی رها باشد. محل و یا لوکیشن این روزه هم بسیار پر معنا می نماید . سجده گاه حضرت زکریا و از نظر زمانی هم روی تماس با خداوند بعنوا ن صاحب غیب و تمامیت غیب تاکید شد ه است .گویی که در بالا ی این سکانس نوشته اند داخلی /صبح زود/ شب / محراب و بعد در توصیف صحنه نوشته شد ه است زکریا د رمحراب د ر زیر نور سحرگاهی مشاهد ه می شود صدای نوعی موسیقی روحانی با صدای مرغ سحر در هم تنیدگی پیدامی کند آنگاه دوربین از از پشت حرکت خود را به سوی زکریا د رحالی که زانو زده است آغاز می کند و بعد در خلال این حرکت الگو های نوری چندین بار بدلیل زاویه تابش خورشید و بعد نور آبی شب تغییر می کند .این ها البته بیشتر مصادیق تصویر ی هستند اما هنرمند صدا گذار ویا موسیقی دان و حتی گردانندگان میکس باندها صوتی نیز اگر به اعماق این آیه بیندیشند قطعا را ه ها ی خلاق و یا ملودی ها و هارمونی های خاص خود را دراین اقیانوس معنا صید خواهند کرد.