نشانه شناسی سینمای معنا گرا قسمت چهارم
(قسمت چهارم )
فرشتگان
حضور فرشتگان د رفیلم های سینمایی و بویژه سینمای معناگرا و استعلایی , موضوع بسیار جالبی است که می خواهیم در این مقاله به آن بپردازیم . اما پیش از آن که این موجودات متافیزیکی را در مقام شخصیت های سینمایی, با رویکرد های دراماتیک شان در فیلم ها, مورد بررسی قرار دهیم لازم است ابتدا در معتبر ترین منابع منعکس کننده حقیقت وجود آنها , یعنی د رکتاب های آسمانی دست به تحقیق و پژوهش بزنیم. بدین ترتیب در مورد آنها اطلاعات بیشتر ی فراهم می آید و سپس به کمک این اطلاعات ,,ماهیت و فلفسه وجودی آنها د رآفرینش تبیین می شود.این بدان خاطر است که به نظر صاحب این قلم , منشاء فرشتگان را نمی توان به هیچ روی به دنیای هنر یا اسطوره و یا شاخه های دیگری از فرهنگ بشری نظیر فلسفه و حتی علم نسبت داد . حضور و نمود آن آنها در اساطیر و یا آثار گوناگون هنری اعم از داستان , افسانه , شعر , نقاشی و مجسمه ومعماری بیش از آن که بخواهد به ما بگوید که فرشته کیست به ما می گوید که هنرمند خالق این آثار هنری با ور, کیش ,یا دینی خدا پرستانه داشته است و فرشته(بیش از هر چیز) بازتاب حقایق مطر ح در آن دین ویا کیش است . به همین ترتیب متفکرین و مفسرانی را نیز می توان یافت که برای برخی از رویکرد ها ی "فرشتگی " ,تاویلی علمی ,قائل شده اند که در این مقاله به این قبیل تاویل ها نیز تا آن جا که د رحوصله ی بحث می گنجد, خواهیم پرداخت.
جالب ترین , جنبه ی فرشتگی وابستگی آن به مفهوم و کیفیت خارق العاده ای است که ما آن را متا فیزیک می نامیم . متافیزیک واقعا چیست ؟ و ارتباط فرشتگان با آن به مثابه یک" کل" چگونه است ؟ ما در مورد متافیزیک, بهتر است, بگوییم چیزهای می دانیم یا بهتر است بگوییم ( در مورد متافیزیک) هیچ چیز نمی دانیم ؟می گویند لنین جایی گفته است که متافیزیک هرگز نمی تواند د رعلم موضوعی برای بحث باشد چرا که ما محاط شده به دنیای فیزیک هستیم و چنین بحثی اصلا موضوعیت ندارد و درست مثل آن است که محققی در زیر آب بخواهد در مورد ماهیت هوا دست به تحقیق بزند( تعبیر از نگارنده است ) . این تعبیر با وجود توجیهی که از منظر ماتریالیستی دارد و طبعا با نگاه یک ایدالسیت , سازگار نیست, اما راه گشای سوال بسیار جالب دیگری است و آن این است که آیا "متافیزیک" ,منظور جهان متافیزیک یا جهان محیط به ماشین عظیم آفرینش, که ماشینی است با مختصات فیزیکی , بروز" تحققی" یا "حدوثی" بر عالم ماده,دارد یا می تواند داشته باشد ؟ جواب قطعی به این سوال آسان نیست اما شاید بتوان گفت که این وجه "تحققی" آن قدر که از آن "سو" به این "سو" از نظر عقلی "شدنی " است, از این "سو" به آن "سو", "شدنی "نیست. زیرا که ما اولا برای خروج ا ز عالم فیزیک تجهیز نشده ایم و برای سیر در عالم فیزیک هم ,در قدم های نحستین , با دشواری های فراوان روبرو هستیم .
پس بدین ترتیب و بی آن که بخواهیم بحث را طولانی کرده و و جه کلامی آنرا افزایش داده و خدای ناخواسته به سفسطه و مغلطه و صغری کبری چیدن های بی مورد بیفتیم, بهتر است بگوییم و یا فرض کنیم که کتاب های آسمانی نخستین و ملموس ترین مدارک و یا نشانه های حدوث متافیزیک د رعالم فیزیک می باشند البته دست کم از منظر دین و یا فلسفه ی دین .
در قسمت اول از سلسله مقالات نشانه شناسی سینمای معناگرا, از نشانه شناسیِ تاثیرات غیب بر ماده از منظر کتاب آسمانی سخن به میان آوردیم و به آیه هایی از قران مجید و از آن جمله به آیه شریفه 183 سوره بقره, استناد کردیم.اما همان طور که گفته شد نشانه شناسی حضور فرشتگان در عالم ماده از منظر کتاب های آسمانی از جالب ترین و فوق العاده ترین مباحثی است که هم به لحاظ نظر ی و هم به لحاظ نشانه شناسی می تواند مورد بررسی اربابان نقد و تجزیه تحلیل آثار هنری بویژه آثار وفیلم های معناگرا قرار بگیرد. این که نمود های سینمایی حضور فرشتگان در فیلم های سینمایی معناگرا تا چه اندازه از منظر نشانه شناسی منطبق با وجه" تحققی" و "آسمانی" آن است , نیز با ید در جای خود و با دقت نظر بسیار مورد بررسی قرار بگیرد و با توجه به شاخصه های خود فیلم ویا اثر مورد موشکافی قرار بگیرد .
برای درک درست مفهوم فرشتگان ,باید آنان را از نظر ماهیت و نوع, و نیزاز منظر رویکرد ها و یا ماموریت های شان مورد بررسی قرار بدهیم.
1- ماهیت و انواع فرشتگان
آیا آفرینش فرشتگان مقدم بر آفرینش آسمان و زمین بوده است ؟این که د رروز بازپسین هشت فرشته عرش(دستگاه فرمانروایی و یا جهانداری) پروردگار را حمل خواهند کرد شاید دلالت بر این حقیقت کندکه باید آفرینش آنها مقدم بر آفرینش آسمان و زمین باشد تا آنان بتوانند سازوکار های آفرینش آسمان و زمین را در آخرت به هم بزنند و در آفرینشِ زمین و آسمان دیگر و بهشتی که وسعت آن به اندازه آسمان و زمین است, نقش خود را ایفا نمایند.در ذیل به بخش هایی ازنهج البلاغه ی حضرت علی علیه السلام که مربوط به خطبه ای د رمورد آفرینش آسمان ها و زمین است , با ترجمه مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی اشاره می شود و بخصوص بخش پی نوشت این فصل را که توسط آن آیت الله فرزانه بعنوان ضمیمه آمده است عینا نقل می کنیم.
آن گاه ما بین آسمانهای عالی را از هم گشود و خلال آنها را پر کرد از انواع ملائکه که بعضی فقط د رسجودند که رکوع نکنند و بعضی د ررکوعند که بر پا نایستند و بعضی د رصف ایستاده و ا زموضع خود بیرون نروند و بعضی د رتسبیحند که خسته نشنوند , آنها د رخوابی که چشم را بپوشاند و سهو عقلی و سستی بدن و غفلت و فراموشی فرانگیرد,قسم دیگر امین های وحی و ترجمان بطرف انبیائند و آمد و رفت کنندگان برای فرمان و او امر او می باشند, دسته دیگر پاسبانان برای بندگان و پرده داران در های بهشت(و دورخ) هستند ,دسته ای دیگر قدم های شان د رپست ترین طبقات زمین ثابت است و سر وگردن شان از بالاترین آسمانها د رگذشته و ارکان وجودشان از اقطار جهان بیرون است , و شانه های آنها با پایه های عرش متناسب است , و در برابر عرش از هیبت چشم ها فروخوابانده و در زیر آن خود را ببالها د رهم پیچیده ومیان آن ها و کسانی که در مرتبه ی پایین تراز آنها هستند حجاب های عزت و پرده های قدرت زده شده , پرودگارشان را در اندیشه بصورتی تصویر ننمایند , وبر او اصاف مخلوقات را روا ندارند, و او رابمکانی محدود ننمایند, و برا و اصاف مخلوقات را روا ندارند, و او بمکانی محدودننمایند,و بمثل و نظیر او را مورد اشاره قرار ندهند.
پی نوشت
(از مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی)
1- پس از تما م شدن اصول خلقت جهان و براه افتادن انواع ملائکه و قوای مدیره را که مامور تکمیل و تدبیر هستند بیان می نمایند.
آثا ر گوناگون و کار های حکیمانه که د ر طبیعت ظاهر است که همه مخالف خاصیت اولیه عنا صر می باشد مانند جذب ماده بر خلاف میل طبیعی و تقسیم وتحلیل و تبدیل, همه دلالت بوجود چنین کار پردازانی سیارات, دارند و چون آثار حکیمانه است پس ادراک و شعور دارند و آنها را چهار قسم بیان نموده اول ملائکه ای ای که در سجودند بعضی در رکوعند بعضی قائمند بعضی د رتسبیحند.
دوم امین های وحی و ملائکه افاضی علومند.
سوم حافظین بندگان و الهام کنندگان بمصالح و پرده داران و بازکنندگان در های بهشت به روی مردم مستعدند.
چهارم حمله عرشند که محیط بمقام اقطار و نافذ در همه جهات و رابط کلی و حافظ نظامات و حدود عمومی اند.
فر شتگان در داستان آفرینش نقش پر اهمیتی را ایفا می کنند , این نقش از منظر کتاب آسمانی ما مسلمانان تا بدان پایه پر اهمیت است که ایمان به فرشتگان تا مرتبه ی ایمان به روز بازپسین, مهم قلمداد شده است. به همین ترتیب در کتاب آسمانی می خوانیم که فرشتگان موجوداتی هستند که بعضا دو بال ( پروازدر فضای سه بعدی) و سه بال( پرواز در جهان چهار بعدی یا سفر د ر بعد زمان ) و با ل های های دیگری هستند که امکان سیر د ر عالم های فرا مادی و حتی عالم ذرات(جهان کوانتومی) و امواج را برای آنان میسر می سازد. آیا فرشتگان با توجه به این توانایی ها ی خارق العاده و فرامادی شان, مسافرت شگفتی آفرین و پر معجره ی معراج پیامبر گرامی اسلام را, در یک زمان بسیار کوتاهِ (زمینی) امکان پذیر کرده اند؟جبرییل که د رکتاب آسمانی به او روح الاامین نیز گفته شده است , در فاصله ای بسیار نردیک به پیامبر گرامی اسلام نردیک شده است و پیامبر او را به وضوح دیده است : و لقد راء به الفق المبین . این که فرشته ای در مقام موجودی فرامادی بتواند د رچشم بشری (رسول گرامی اسلام) دیده شود از منظر نشانه شناسیِ نمودِ تاثیرات غیب بر ماده و نیز معناگرایی سینمایی بسیار حائز اهمیت می باشد. اما مهمترین اطلاعی که قران در مورد ماهیت فرشتگان به خوانندگان خود می دهد , برائت آنان از صفت و یا خصلت جنسیت می باشد . و به همین خاطر(شاید) تمام فیلم هایی که در آن ها فرشتگان, با جنسیتی مردانه و زنانه نمود سینمایی و معناگرایانه یافته اند , خواسته و ناخواسته مرتکب جعل معنا شده باشند(مگر آن که استحاله ی فرشته د ر آدمی پیش از ظهور او د ر هیئت آدمی اعم ازمرد و یا زن در اثر دیده شود) , قران به ما می گوید که فرشتگان برای اجرای برخی ماموریت های زمینی شان در شکل آدمی برمخاطب (میزبان) خود ظاهر شده اند و خداوند در پاسخ به مشرکانی که پیامبر اسلام را برای عدم نشان دادن فرشته تحت فشار قرار می دادند می فرماید که اگر ما می خواستیم فرشته ای را به آنان بنماییم قطعا او را در چهره ای انسانی می نمایاندیم.
به نظر می رسد برای درک بهتری از انواع فرشتگان بایدبه سراغ وجه ماهوی آنها برویم گو این که بحث ماهیت فرشتگان با بحث مربوط به انواع آنها قرابت دارد و طبقه بندی ها یی که از سوی صاحب این قلم در این مقاله مورد استفاده قرار گرفته, بیشتر برای تسیهیل درامر نگارش و آسان سازی درک موضوع برای خوانندگان محترم و اربابان نقدو تحلیل ِ حوزه های معنوی ِسینما صورت گرفته است.
ماهیت فرشتگان:
گفتیم که ما هیت فرشتگان ماهیتی "فرا مادی" است اما این ماهیت بعکس بسیاری از وجوه جهان ماده به طور مطلق محاط شده به جهانِ "متافیزیک" به منزله ی یک "کل" نیست , در غیر این صورت ,فرشتگان د رهیئت آدمی نمی توانستند به زمین بیایند و حتی زییایی چهره ی آنان منحرفین معاصر با حضرت لوط را تحت تاثیر قراردهد به همین ترتیب تعاملِ تقابلی و یا "دیالکتیکی" میان آنها با عالم ماده, پیش نمی آمد.
قران مجید اسناد درخشانی از ماهیت متافیزکی ومعجره آفرین فرشتگان را در معرض شناخت ما مسلمانان قرار می دهد. به اعتقاد صاحب این قلم سوره قیامت د رقران را می توان بعنوان مدرک علمی بزرگی که حدوث امری متافیزیکی را در کره زمین و در حدود 14قرن پیش به اثبات می رساند به هردادگاه صالحه ویا مرجع با صلاحیت دیگری ارائه کرد . دریغ و صد دریغ که این حقایق بزرگ وابسته به سرچشمه های زلال وحی و لاهوت آنگونه که با ید مورد تعمق قرار نمی گیرد و هنرمندان سینماگر این مرز وبوم بویژه آنان که د رحوزه های سینمای دینی و معناگرا, طبع می آزمایند حتی از وجود آنها بی خبرند . د رغیر این صورت چپ و راست شاهد آثار ی نبودیم که در آنها ,در عالم برزخ ,دائی و خاله و خاله زاده, گویی که د رآن جا بنگاه کار گشایی راه انداخته باشند, نشسته و انتظار می کشند که یکی از قوم خویشان شان, به سبک "جو بلاک" با چشمهای زاغ و موهای افشان از راه برسد و با یک عالم کرامات و چشمه کار های جادویی و عجق وجق , دوباره به عالم خاک برگشته و با دوست دخترش راهی سفری زیارتی شود. هیهات که برخی از محققین صورا دانشگاهی متجدد نما ی ما هم با آن قیافه های ظاهرا بی غش و مخلص اما د رعمل خر رنگ کن ,در این میان آتش بیار معرکه شده وبرای آن که از این نمد(گوست و گوست بازی) کلاهی برای خودشان بدوزند د ربرنامه های صورا عرفانی و دینی تلویزیون صریحا و با جعل روایات دروغین اعلام می کنند که کسی که شهید می شود یک بار دیگر برمی گردد و این بار شهید نمی شود و به همین ترتیب کسی که به مرگ طبیعی از دنیا برود( البته اگر مومن باشد)یک بار دیگر برمی گرددو این بار شهید می شود.
به سوره قیامت و بحث ماهیت فرشتگان برمی گردیم , این سوره با سوگند های پروردگار و ارائه ی تصاویر و یا نشانه های کیهانی وقوع قیامت نظیرِ به محاق تاریکی فروشدن ماه و جمع شدن خورشید و ماه آغاز می شود و بعد به موقعیت های ذهنی و روانی محشور شدگان می پردازد و در حالی که تنها وتنها پروردگار را نهایی ترین مرجع رسیدگی به اعمال انسانها معرفی می کند ,به خواننده سوره این مطلب مهم را یاد آوری می شود که انسان ها دقیقا از ریشه های کنش های خود و این که این که این کنش ها, خوب ویا تبه کارانه هستند ,آگاه می باشند . در اوج این گفتار ها ی خبردهنده و نیز پند آموزانه بنا به محتوای آیه های بعد , خوانند ه به طور همزمان متوجه چند مسئله می شود .اول (حضور) فرشته ای که آیه ها را برای پیامبر اکرم می خواند. دوم , فرشته تاثیر محتوایی و روحانی (آیه های ) وحی(شده) را بر پیامبر و نیز آثار تلاش های(دِماغی ) پیامبر اکرم را برای حفظ آیه ها , در می یابد و نگرانی آن حضرت را از این که شاید در جریان واگویه های بعدی به کاتبین وحی ,(ایشان) دچار فراموشی شود را احساس می کند.این هما ن موقعیتی است که پیش تر از آن بعنوان "دیالکتیک میان "متافیزیک" و "فیزیک" نام بردم) فرشته حالا با تجهیز توانایی های پیچیده ی "شبه مادی", تعامل به خرج می دهد و آیه ای را برای آن وجود نازنین قرائت می کند که در آن یک دنیا معنا وجود دارد و صاحب این قلم هیچ نمی توانم در مورد مفهوم آن بنویسم مگر آن که عین آیه را در این جا تکرار کنم : لا تحرک بهی لسانک لتعجل به . آن علینا جمع و قران . فاذا قراناه فاتبع قران . ثم ان علینا بیان. با عجله زبان ات را برای ( خواندن آن چه می گویم) تکان مده. وقتی قران خوانده شد از آن تبعیت کن .جمع آوری و به صورتِ کتابِ (جامع ) یعنی قرآن در آوردن آن به عهده ی ماست. بیانِ ( بعدی ) آن(نیز) به عهده ماست.
بله این است نمونه ی بارز تحقق متافیزیک در دنیا ی فیزیک . جالب این جاست که که وجود مبارک پیامبراسلام(محمد امین) آن امانتدار بزرگ وحی در هنگام واگویه گفتار های فرشته, این بخش را حذف و سانسور نمی کند و جالب تر آن که سوره در ادامه به طرح مباحث قبلی باز می گردد.کلا بل تحبون العاجله و تذرون الاخره ...الی آخر.
2- رویکرد های فرشتگان
برای ورود به بحث رویکرد های فرشتگان که شاید از پیچیده ترین و زیبا ترین و اساسا پر رمز و راز ترین موضوعاتی باشد که د رمحدوده ی نشانه شناسی سینمای معناگرا می توان به آ ن پرداخت بهتر است باز هم به خطبه ی علی علیه السلام مراجعه کنیم و حقایق آن را که بی تردید برگرفته از سرچشمه های پر نورو فیاض وحی قرانی می باشد مورد بررسی های دقیق فلسفی و علمی قرار دهیم.سجود کنندگانی که رکوع نکنند ورکوع کنندگانی بر پا نیاستند و د رصف ایستادگانی که از موضع خود بیرون نروندو آنها که د رتسبیحند که خسته نشوند. این رویکرد ها که توسط فرهیخته ترین موحد و قران شناس تاریخ یعنی علی ابن ابیطالب معرفی شده اند به ما چه می گویند. بزعم مرحوم آیت الله طالقانی اینان قوای مدیره و ماموران تکمیل و تدبیر ند. این گروه به تعبیر ایشان قوانین بی شماری هستند که از خود د ر اجرای وظائفی که عهده دار آن هستند هیچ اختیاری ندارند , مجموعه ای بی کران از کنش های مقدر و جهت دار به فرمان پروردگار به آدم سجده کردند قوانینی چون جاذبه عمومی , نسبیت عمومی , حرکت های سیارات , جریان خون , فوتو سنتز , حرکت امواج الکترومگنتیک , نور و.....آیا این قوانین رویکرد های فرشتگی دارند ؟ آیا بدون سجده این قوانین در برابر آدم , انسان می توانست به تما م پیشرفت هایی که امروزه به آنها دست یافته , دست بیابد؟ اگر فی المثل جاذبه ی عمومی د رمقام یک قانون یا یک فرشته, برای تنها چند لحظه, از تسبیح مقدری که بدان مامور شده دست بکشد چه بر سر کره زمین و ساکنان آن خواهد آمد تصور توقف و یا تمرد چند لحظه ای یکی از این قوانینِ پر شمار(بی شمار) به معنای توقف تما م سازوکارهای هستی است این است که در کتاب آسمانی به روشنی اعلام شده است که قوای مدیره و گرداننده سازوکارهای هستی طوعا و کرا مسئولیت های مقدر خود را عهده دار شده اند و برای یک لحظه هم ا ز انجام آن چه به آن مامورند طفره نرفته و شانه خالی نمی کنند.
کتاب آسمانی و نیز خطبه ی حضرت علیه السلام دلالت بر حضور فرشتگان و عملکردهای خاص آنان د ر روز حشر و وقایع وابسته به آن و بویژه د ر دوزخ و بهشت دارد.اساسا روز حشر به تعبیر کتاب آسمانی روز شمارش و طبقه بندی آدمیان و پردازش های پر رمز و رازی است که امکان برقراری عدالت و عقوبت و پاداش ها را در مراحل بعدی امکان پذیر می سازند.خوانند گان محترم می توانند د ر سوره های پایانی قران مجید و بویژه در سوره هایی نظیر واقعه و صافات اخبار رویکردهای فرشتگان را به روشنی مورد مطالعه قرار دهند.اما به نظر صاحب این قلم , کشف راز و رمز های وابسته به سوره مدثر تا آن جا که مربوط به فرشتگان نوزده گانه نگهبان دوزخ ( مسئولان اجرای مقررات خاص دوزخ ), مدخل فوق العاده تکان دهند ه ای را برای خواننده و بویژه برای آندسته از هنرمندانی قرا ر می دهد که می خواهند به رویکرد های فرشتگان اشراف یافته و از آنها در مقام شخصیت های دراماتیک د رخلق فیلم های معناگرا بهره ببرند. مفسران بزرگ و بخصوص آندسته از محققینی که د ر ارتباط با معجزات عددی قران مجید کار کرده اند به این نتیجه رسیده اند که عدد نوزده به صورت نمادین مظهر رحمانیت پروردگار می باشد و خداوند بلند مرتبه ,این صفت را برای خود فرض و یا به عبارتی واجب کرده است و این رحمانیت ناظر بر بسیاری از سازکارهایی است که هم د راین دنیا و هم د رآخرت بر مقدرات انسان اثر می گذارد اما به نظر می رسد این رحمانیت عام د ردوزخ مفهوم خود را از دست داده و فرشتگان نوزده گانه جلوی این موهبت را خواهند گرفت .بدین ترتیب و بعنوان مثال می توان گفت هیچ افراط و تفریط, عارضه , بیماری , میلِ شدید , و یا شهوتی نیست که د ردوزخ به سبب رحمانیت پرودگار جلوی آن گرفته شود اگر در روی کره زمین همه ی آدمها اعم ا ز خوب و بد , متقی و تبه کار , مشرک و موحد, جاهل و فاضل , کودک و کهنسال , زن و مرد , دلیر و ترسو, خائن و وفادار, راستگو و دروغگو , عادل و ستمکار , صادق و ریا کار به طور عام از رحمانیت خداوند بهره می برند و فی المثل وقتی بیمار می شوند قوانین شفا و بهبودی در مقام نوعی فرشته به کمک آنها می آیند , دراین دنیا , شرابخوار ترین افراد به دلیل نیاز به خواب یا استراحت یا حتی بیهوشی به هر حال از خوردن مشروب دست می کشند و پر خور ترین افراد عاقبت در اثر افراط در خوردن غذا دچار تهوع و دلزدگی می شوند , اما شعله های آتش این قبیل کنش ها و تمایلاتِ افراطی د ر دوزخ با هیچ ترمزی که منشاء آن رحمانیت پرودگار باشد دچار ایست و توقف نمی شود اگر سرطان و ایدز و دیگر بیماری های لاعلاج د رکره خاک عاقبت با رحمت مرگ د روجود انسان از تخریب و آزار جسم آدمی بازمی مانند اما در دوزخ هرگز وهرگز برای این آتش ها و انرژی های پر رنج و آزار , خاموش کنند ای نیست به طوری که دوزخیان آرزوی مرگ می کنند و فرشتگان نوزده گانه آنرا بعنوان نوعی رحمت پایدار از آنها دریغ می کنند و این محکومان ابدی دوزخ فریادهای شان حتی برای یک روز توقف عذاب به پاسخ گذاشته می شود.در این جا ممکن است این سوال مطرح شو د که اگر مرگ رحمت است چرا در بهشت تحقق پیدا نمی کند و جای خود را به کیفیتات و جذبه های ابدی می دهد. پاسخ شاید این باشد که بهشت محل برقراری تعادل در مفهوم عالی و کاملا کیفی کلمه است مرگ ,در این وضعیت که می توان آنرا "تعادل مطلق" نام نهاد , اسا سا بعنوان نوعی پایان و به تعبیر ی دیگر ترمز , مفهوم خود را از دست می دهد زورقی که به آرامی در دل دریایی آرام و با نیروی باد در حرکت است , برای چه توقف کند؟
به آیه های ذیل از سوره مدثر توجه کنید:
بسم الله الرحمن الرحیم
ذرنی و من خلقت و له وحیدا . و جعلت له مالا ممدودا . و بنین شهودا. و مهدت له تمهیدا. ثم یطمع ان ازید .کلا انه کان لایاتنا عنید. سارهقه صعودا.انه فکر و قدر . و قتل کیف قدر .ثم قتل کیف قدر . ثم نظر . ثم عبس و بسر . ثم ادبر و استکبر. فقال ان هذا الا سحر یوثر . ان هذا الا قول البشر. ساصلیه سقر . و ما ادراک ما سقر . لا تبقی و لا تذر .لواحته لببشر .علیها تسعه عشر. و ما جعلنا اصحاب النار الا ملائکه و ما جعلنا عدتهم الا فتنه للذین کفرو لیستقین الذین اوتو الکتاب و المومئنون و یزداد الذین آمنو ایمانا ولا یرتاب الذین اوتو الکتاب و یقول الذین فی قلوبهم مرض و الکافرون ماذا اراد الله به هذا مثلا کذالک یضل الله من یشاء ویهدی من یشاء و ما یعلم جنود ربک الا هو و ما هی الا ذکری للبشر.
مرا با آن که (او را)تنها آفریدم تنها بگذار.و دارایی بسیار به او بخشیدم. و پسرانی آماده( به خدمت, دادم).باز (هم) طمع دارد که بیفزایم.ولی نه , زیرا او دشمن آیات ما بود. به زودی او را به بالا رفتن از گردنه (عذاب) وادار می کنم.آری ( آن دشمن حق) اندیشید و سنجید.کشته باد چگونه ( او) سنجید.(آری ) کشته باد ا چگونه ( او) سنجید؟. آن گاه نظر انداخت .سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید. آن گاه پشت گردانید و تکبر ورزید. و گفت "این قران" جزسحری که "به برخی" آموخته اند نیست. این غیر از سخن بشر نیست. زود ا که او را به سقر در آورم. و توچه دانی که سقر چیست ؟نه باقی می گذارد و نه رها می کند.پوستها را سیا ه می گرداند.و بر آن "دوزخ" نوزده " فرشته نگهبان" است.و ما موکلان آتش, را جز فرشتگان نگردانیدیم , و شماره ی آنها را جز آزمایشی برای کسانی که کافر شده اند قرار ندادیم, تا آنان که اهل کتابند یقین به هم رسانند , و ایمان کسانی که ایمان آورده اند افزون گردد,ونیز مومنان به شک نیفتند, و کسانی که د ردل های شان بیماری است و کافران بگویند: "خدا از این وصف کردن, چه چیزی را اراده کرده است؟ "این گونه , خدا هر که را بخواهد بیراه می گذارد و هر که را بخواهد هدایت می کند , و (شماره ) سپاهیان پرودگارت را جز او نمی داند, و این (آیات)جز تذکاری برای بشر نیست.
در آیه ی آخرین , نکته بسیار پر اهمیت دیگری نیز وجود دارد که عبارت است از شماره یا تعداد نا مشخص سپاهیان پروردگار که چنانچه از آنها نیز تعبیر فرشته شود , آنگاه این تعداد نا مشخص در برابر نگهبانان نوزده گانه قرار می گیرد که اشاره به این حقیقت کلی دارد که قوای مدیره دیگری نیزد ردوزخ و در بهشت مامور ند و رویکرد های خاص خود را دارند که بحث در مورد این جنبه هستی شناسانه و رویکردهای ماورایی از آن جا که د رمحدوده متشابهات کتاب آسمانی است از بضائت صاحب این قلم خارج بوده و انشاالله با مساعی پا برجایان دین و قران شناسان بزرگ در جای خود مورد بررسی و پژوهش قرار خواهند گرفت.
بدین ترتیب و همان طور که قبلا گفته شد د رمورد فرشتگان و رویکرد شان د رفیلم های معناگرا باید دید این رویکردها تا چه اندازه از منظر" تحققی" و نیز از نگاه اعتباری و دینی وبویژه نمایشی, درست و به جا استفاده شده اند .ما در این مقاله برای آن که نشان بدهیم تا چه حد ممکن است حضور فرشتگان د رفیلم ها تحت تاثیرنوع نگاه و شناخت دینی و فلسفی کارگردان متفاوت از یکدیگر از کار درآیند , از سینمای غرب, فیلم زیر آسمان برلین اثر ویم بندرس و از سینمای ایران, فیلم روز فرشته اثر بهروز افخمی را انتخاب کرده ایم و در ذیل به کالبد شکافی لایه های معناگرایانه این دو اثر خواهیم پرداخت
زیر آسمان برلین, اثر ویم وندرس جز نخستین فیلم هایی به حساب می آید که د رآن فرشتگان د رمقام یا د ر هیئت شخصیت انسانی ظاهر می شوند و رویکردهای آنان وجوه دوگانه ای پیدا می کند که از یک سو کاملا متافیزیکی و یا بهتر است بگوییم غیر ملموس است و از سویی دیگر د ر حوزه مادیت , وجه ملموس و نمود بیرونی می یابد.پیش تر بگو ییم که وقتی امروز به فیلم وندرس نگاه می کنیم آنرا تکاند هنده آن گونه که نحستین بار د ردهه گذشته دیدیم نمی یابیم . این بدان سبب است که رویکردهای دراماتیک فرشتگان د راین فیلم از آن زمان تا کنو ن بارها مورد گرته برداری قرار گرفته و فیلم از یک منظر , بنیانگزار معنا گرایی,بخصوص از منظر طرح رویکرد های خاص خود به فرشتگان می باشد و بنابراین دنبال روی های خلاق و پر شمار بعدی تا اندازه ای وجه اصیل کار وندرس را تحت الشعاع قرار داده است و این عارضه ای است که تما شای بسیار ی از آثار برجسته تاریخ سینما را برای آنان که برای نخستین بار و بخصوص بدون پیش زمینه های قبلی تماشا می کنند , مشکل می سازد.
1- طرح وتوطئه
داستان فیلم ماجرای هبوط دو فرشته در شهر برلین است . این دو فرشته مرد ,زمانی به برلین می آیند که یک کارگردان آمریکایی که نقش او را پیتر فالک (ستوان کلمبو) بازی می کند در برلین سرگرم ساختن فیلمی می باشد که به گونه ای به وقایع زمان جنگ دوم جهانی مرتبط می باشد و به همین ترتیب شخصیت زن دیگری وجود دارد که د ریک سیرک عملیا ت بند بازی انجام می دهد .این زن دچارافسردگی عاطفی و فلسفی شده است.یکی از این دو فرشته , که گویا از ساحت متافیزیکی خود خیلی راضی به نظر نمی رسد در اثر نزدیک شدن به زندگی زن بندباز ,به او گرایش عاطفی پیدا می کند و این موجب می شود که وی از ساحت فرشتگی خود خارج شده و بعنوان یک عاشق و شیدای زن بند باز به دنبال او بگردد و عاقبت به معشوق رسیده وعشق را د رمفهوم زمینی تجربه کند.جهانِ نشانه شناسی وندرس را تا آن جا که به طرح و توطئه داستان مربوط می شود , می توان به سه دسته تقسیم کرد . نشانه های شنیداری , نشانه های دیداری , و نشانه های حسی .فرشتگان اندیشه های آدمیان و بویژه اندیشه های متعالی آنان را در می یابند(می شنوند) د ربدیع ترین سکانس این فیلم آنان د ر کتا بخانه ای حاضر می شوند , محلی که د رآن دیگر فرشتگان هم حضور دارند فرشتگان د رحالی که صدای اندیشه های خوانندگان را می شنوند گویی بگونه ای مامور الهام یا پاستدار این اندیشه ها باشند عمل می کنند.در صحنه ی دیگری از فیلم, فرشتگان صدای قرائت قران عبدالبا سط را که یک خانواده مسلمان در حین رانندگی به آن گوش سپرده اند , حتی پس از دور شدن اتوموبیل می شنوند. اما شگفت آور ترین وجه نشانه شناسی شنیداری در فیلم وندرس , د ر اندیشه های درونی کارگردان آمریکایی بروز می کند این کارگردان حتی حضور فرشتگان را حس می کند با آنان گفتگوی ذهنی می کند و حتی با آنها از دید خود دست می دهد .نشانه ها ی دیداری همان چیزی است که د رآغاز سخن د رمورد این فیلم بدان اشاره کردیم فرشتگان با کودکان و بویژه عقب افتادگان ذهنی رابطه دیدار ی برقرار می کنند گویی آنها به روشنی حضور فرشتگان را می بینند.اما در مورد نشانه های حسی بسیار می توان گفت و ما با توجه به ظرفیت بحث تنها به معدودی از آنها اشاره می کنیم .فرشتگان تار یخ گذشته و حال و چه بسا آینده را خوب می شناسند آنا ن به ساعت طلوع و غروب آفتاب توجه نشان می دهند و دنیای روشنفکری و درونی آدمها را خیلی خوب حس می کنند , نویسندگان بویژه نویسندگان بزرگ در ذهن آنان و در ذهن آدمیان نوعی حضور و همسویی یکسان دارند . فرشتگان آدمها را دوست دارند و برخی اوقات مصائب آنان را از پیش می بینند اما برغم داشتن چنین دانشی جلوی برخی از وقایع محتوم و مقدر و بخصوص جلوی خودکشی آدمیان را به رغم داشتن سمپاتی به آنها, نمی توانند بگیرند.
3- کشمکش و شخصیت پردازی
کشمکش د رفیلم زیر آسمان برلین در اثر تمایلی بروز می کند که یکی از فرشتگان نسبت به مادیت و بویژه زندگی مادی در خود احساس می کند . این قهرمان وندرس در یکی از صحنه های نخستین فیلم هنگام گفتگو با فرشته ی دیگری از این تمایل پرده برمی دارد و رنجیدگی خاص خود رااز این که رویکردها اش محدودبه جهان روحانی و ذهنی است را مورد انتقاد قرار می دهد.در جریان پیشرفت وقایع داستان فیلم فرشته در جریان نزدیک شدن به دنیای زن بند باز فرصتی برای لمس و عاشقی می یابد و این فرصت در عمل موجب می شود که وی به ساحت انسانی نزدیک شود و عاقبت در پایان فیلم پس از اظهار عشق به زن بند باز او را د رجریان اجرای تمرین های اش یاری دهد.نشانه های مورد استفاده ی وندرس را در فیلم بال های نیاز می توان به سه دسته تقسیم کرد.نشانه های بیولوژیک, نشانه های همو ژنیولوژیک , و نشانه های درا ماتورژیک. برجسته ترین نمود نشانه ها ی دسته اول و سوم و حتی دوم د ر صحنه ای از فیلم بروز می کند که فرشته د رروی زمین به خواب رفته است و هلی کوپتری از بالا ی سراو یک تن پوش نیمتنه آهنین را که در جنگ های صلیبی بیشتر مورد استفاده شهسواران قرار می گرفت را به پایین پرت می کند و این زره پس از سقوط دست فرشته را مجروح می کند و او برای اولین بار متوجه می شود که از دست اش مایع قرمزی در اثر جراحت بیرون زده , این نشانه بیولوژیک ,بروز رویکردانسانی را به شخصیت, و به تماشاگربه طور همزمان یاد آوری می کند. به همین ترتیب دنیا که تا آن زمان د رچشم او سیا ه وسفید دیده می شد نمود رنگی پیدا می کند. اما از منظر دراماتورژیک و یا هنر نگارش متون نمایشی نماد خون و زره آهنی از این منظر که از یک سو تداعی گر آسیب پذیری و نیز ممانعت از آسیب پذیری ساختارهای بیولوژیک در نوع انسان می باشند بسیار حائز اهمیت می باشد و وجه کنایی آن طبعا سرنوشت آدم ابولبشر را بهشت و داستان هبوط را تا اندازه ای تداعی می کند.فرشته آن گاه برای دستیابی به هدف عاشقانه خود به ارزش ها و نشانه های هوموژنیولوژیک (همانند ساز) روی می آورد .او آن زره آهنی را با لباسی رنگی در یک مغازه دست دوم فروشی تاخت می زند و بدین ترتیب رهسپار خانه یار می شود. در صحنه کاملا نمایشی و دراماتورژیک نهایی فیلم معشوقه بند باز او در هیئت فرشته بر ارتفاعی, هنر نمایی می کند و او در روی زمین با دردست داشتن طناب نقش یک حامی زمینی را برای او بازی می کند وندرس به ما می گوید که آنان د رجریان این تعامل دراماتورژیک نقش های شان را عوض کرده اند . تحلیل واقعی و همه جانبه فیلم وندرس بدون نگاه اسطوره شناختی به فرهنگ غنی آلمان سرزمینی که در آن نویسندگان بزرگی چون گوته و فاست ظهور کرده اند امکان پذیر نیست واین مهم وظیفه ای سترگ است که نیاز به پژوهش و زمان طولانی را اقتضا می کند و این مهم کار محققین بزرگ و صاحب نظران برجسته می باشد و از این منظر صاحب این قلم عذر تقصیر خود را از پیش اعلام می کنم.
روز فرشته
مدتها بود می خواستم در مورد نقشی که بهروز افخمی در سینمای ایران ایفا کرده است و در هم تنیدگی فعالیت های سینمایی او با دنیای سیاست مطلبی بنویسم. به قول محسن مخملباف بیخ دلم می دانستم که دلیل چنین تصمیمی بیشتر سرخوردگی های حرفه ای خودم است تا حرف حساب هایم چون سینمای ایران از بهروز افخمی رند تر بسیار دیده است . ,. پس ظاهرا صورت قضیه این شد که نگارنده به دلیل سرخوردگی های حرفه ام می خواستم دق و دلی خودم را سر بهروز افخمی خالی کنم اما میدان تنگ بود و منهم عددی نبودم ,اگر هم چیزی می نوشتم یا چاپ می کردم اصلا کسی به آن توجه کند پس باید صبر می کرد م و جایگاهی برای خودم دست و پا می کردم و بعدقلم به دست می گرفتم و سیاهه ای می نوشتم , این بود تا این که درگیر های ژورنالیستی و جنجالی افخمی با آقای خاکبازان د ر جرائد سینمایی آغاز شد و من بیانه ها و منطق های هر دو طرف را دنبال کردم و خواندم و دیدم که آقای خاکبازان از جاده انصاف در کوبیدن او خارج شد بنابراین با خودم گفتم دیدی اشتباه می کردی و بدین ترتیب از این فکر منصرف شدم تا آن که یک برنامه تلویزونی دیدم که او گفت صندلی کارگردانی فیلم انحصارا و یا قائم بذات مرجع بخشیدن قدرت به کسی است که روی آن می نشیند و چنین کسی نیاز به آقا بالا سر ی که به او بگوید این کار را بکن و یا این کار را نکن ندارد(دهن کجی به که بود خدا می داند) . من در هنگام تماشا چنان تحت تاثیر قرار گرفتم که به خودم گفتم دیگه دم نزن ببین شجاعت و روحیه چالشگری در او تا چه اندازه نیرومند است و بدین ترتیب ماستم را پیش خود م برای او کیسه کردم تا این که موقعیتی فراهم شد و فیلم روز شیطان را دیدم و آن را نپسندیدم و وبعد سر فیلم شوکران چنان خشمگین و بر افروخته شدم که برای اولین بار آرزو کردم بتوانم روزی نقطه نظر های خودم را در مورد این فیلم با زبانی رسا و سینمایی در فیلمی آشکار کنم که این فرصت پیش آمد اما من از پس آن پاسخ سینمایی آن طور که شایسته بود بر نیامدم و کار به خودسانسوری کشیدالبته در این میان کاندیداتوی او و نماینده مردم شدن اش هم مزید بر علت شد چاره ای نداشتم مگر آن که بازهم دندون سر جیگر بذارم و صبر کنم . این بود تا آن که با قران انس گرفتم , آشنایی بیشتر با کتاب آسمانی قران به من آموخت که خشم خودم را فرو بخورم و از گناه دیگران بگذرم و از جاده انصاف خارج نشوم و از دیگران هتک حرمت نکنم و.بخصوص به محتوای این دو آیه توجه کنم که می فرماید:ولا تصعر خدک للناس و لا تمش فی الارض مرحا ان الله لا یحب کل مختل فخور و آیه بعدی آن و اقصد فی مشیک و اغضض من صوتک ان انکر الا صوات لصوت الحمیر .بدین ترتیب تصمیم گرفتم به جای آن که پیرزنی باشم در ماسوله و سر ارباب قدرتی , لنینی کسی آشغالی بریزم و تنفری را باب کنم با این قلم نه چندان متبحر و توانا چراغی روشن کنم, و برای همین به سراغ روز فرشته رفتم تا در این شب نوزدهم ماه رمضان که می گویند شب قد راست این مجموعه مقالات را به پایان برده باشم . فیلم را با مصیبت زیاد پیدا کردم (البته چند سکانس آن را قبلا در تلویزیون دیده بودم) تا آن را بعنوان فیلم معناگرا نقد کنم . از خدا می خواهم به من توانایی دهد که در جریان نگارش این مقاله از پیش داوری های خودسرانه پرهیز کنم و از جاده انصاف خارج نشوم تا حقیقت در این شب عزیزاماج ضربه های زهر ی وکارساز شمشیرکینه توزانه ی ابن ملجمِ کینه و بخلِ حرفه ای , نشود .
فیلم روز فرشته چگونه ساخته شده است . شهریار بحرانی ظاهرا طرحی داشته اقتباسی و مهاب فیلم امکان ساختن آنرا فراهم می آورد محتوای راشهای آقای بحرانی , شرکا را خوش نمی آید و کار بدون آن که فیلمنامه ی دقیق بعدی نوشته شود به بهروز افخمی سپرده می شود و او با توسل به شیوه ی ایمپرومپتو و یا هما ن بدیهه سازی های متداول و باتمسک به مهارت استادِ این کار , یعنی عزت الله انتظامی در سر لوکیشن هر روز پیش از شروع تصویر داری یا حتی در جریان آن متنی را تنظیم می کند و بدین ترتیب کار ابتدا د ر خارج از کشور و بعد در ایران پایان می پذیر د و نتیجه ی آن فیلمی نسبتا خوب و قابل قبول از کار در می آید که به نظر نگارنده فصل رقص آن بی تردید یکی از فرح آور ترین فصول تاریخ سینمای ایران به شمار می آید که علت آن صرفا هنرنمایی شیرین و طنر آورانه عزت الله انتظامی بازیگر کهنه کار سینمای ایران نیست بلکه کارگردانی بدیع افخمی و تصویر پردازی بسیار زیبای عظیم جوانروح ,مزید بر علت شده است .
اگر نمی دانستم که متن فیلم روز فرشته چگونه تنظیم شده است حالا زمان آن بود که وارد حوزه ی طرح و توطئه اثر بشوم و آنرا مورد نقد معناگرایانه قرار دهم اما از این مهم هم می گذرم زیرا معناگرایی مبتنی بر بدیهه سرایی طبعا آسیب شناسی خاص خود را به همراه می آورد و بزرگترین این آسیب ها پرهیز از عمق است چرا که عمق در آثار معناگرا بیش از آن که وابسته به شیوه کارگردانی و تمهیدات سینمایی و جلوه ها ی ویژه باشد رهین پژوهش و بازنویسی های گوناگون فیلمنامه است و بنابراین نباید انتظار داشت که روز فرشته در حوزه خلق معنا حرف تازه ای فرا تر از شب نشینی د رجنهم و یا دیگر فیلم هایی که تاثیر آنها کاملا در ساختار اثر خود نمایی می کند داشته باشد.همان سکانس فوق العاده رقص نیزرویکرد کاملا غیر معناگرایانه دارد این که بتوان د ربرزخ خوش بود و خندید و رقصید و از پولتیک زدن ها ی دنیایی از پیش تمهید شده , به وراث کیف کرد , بدیهی است که وجه استعلایی و معناگرایانه ای تا انجا که مربوط به فلسفه ارث د راسلام و حتی دیگر ادیان دنیا می شود , ندارد مگر آن که د راین راستا زاویه نگاه خود را بیشتر معطوف به نظریه های برخی از صاحبنظر ان و اسلام شناسانی کنیم که با توجه به دانش شهودی شان حقایقی را در قالب استعاره ویا مثل در کتاب ها و دیگر آثاری که از خود به جا گذاشته اند منعکس کرده اند .به همین ترتیب د رمورد شخصیت پردازی فیلم هم به رغم حضور بازیگرانی خوب و حرفه ای , نه شخصیت های مادی و نه ماورایی طیف شخصیت پردازی قابل تبیینی را پشت سر نمی گذارند و مطلق گرایی خوب ها و بد ها که آفت فیلمفارسی است طبعا در روز فرشته هم مرتبت کلیشه ای خود را باز یابد.در یک کلام می توان گفت فیلم روز فرشته یک فیلمفارسی خوب و حتی بسیار خوب است و لی این بسیار خوب بودن نفی فیلمفارسی بودن آن را نمی کند همان طور که برخی از صمدهای پرویز صیاد این گونه بودند . بدیهی است به همین دلائل روز فرشته به هیچ وجه یک فیلم معناگرا محسوب نمی شود , زیرا هما ن طور که پیشتر گفتم محروم از پژوهش, مبتنی بر بدیهه سازی های قشنگ و دلچسب از جنس بنگاه تئاترآل ,اما باسمه ای , و عاقبت, مشحون از رویکرد ها و گرایشات عمق گریزانه آفریده شده است .به نظر من هر یک از خلع ید های که از کارگردانان در سینمای ایران بهر دلیل محافظه کارانه یا ریاکارانه و نیز برچسب سازی های متداول در پس از انقلاب صورت گرفته است(سینمای پیش از انقلاب هر گناهی داشت هنر دور زدن کارگردان ها را نداشت ) از منظر هنر جنایتی بوده چرا که در این فرایند هنر, هنرمندی نادیده گرفته شده است( به نظر صاحب این قلم, یک کارگردان خردمند که گناه اش این است که کمی بیشتر می خوابد صد البته نسبت به یک کارگردان کا ر نا بلد که گاهگاهی از روی خلوص و و بی ریایی نمازی هم می خواند, مرجح است می گویید نه بروید برداشت ایرانی کارگردان اولی را از رمان داشتن و نداشتن ارنست همینگوی ببینید. ) تازه کارگردان بعدی هم که آمده بخصوص اگر همان فیلمنامه قبلی را مورد استفاده قرار داده , درعمل جزخدمت به خود و اربابان حافظ وعاشق وضع موجودش , هیچ ارزشی را نیفزوده و به زعم همه کارشناسان هزاران ارزش را کشته تا بار دیگری را ناقص به منزل های شخصی و حرفه ای خود برساند (رجوع شود به پوتین سربازان در جنگ سفید رود وعاقبت جنگ هفت ساله ای که بدلیل گرایشات سوسیالیستی رهبرش در ورسیون تلویزیونی یک ساله درز گرفته می شود. ) .به نظر من معناگرایی فیلم روز فرشته ,روز خلع ید از شهریار بحرانی , فیلمسازی که بعدها با مریم مقدس خردِ معناگرایانه و سلوک دینی خود را کاملا و بدور ازهر شائبه ای به ما ایرانیان و مسیحیان بسیاری در سراسر دنیا نشان داد, امحاء شد در غیر این صورت ما امروز شاهد فیلمی بمراتب متفاوت تر و عمیق تر از "روز فرشته" بودیم اما همه اینها به معنای نفی این حقیقت نیست که دیکته ی ننوشته غلط ندارد و سینمای معناگرای ایران مانند سینمای پیشر فته دیگر کشور ها نیاز به تجربه ها ی جسورانه و در عین حال تماشاگر پسندی مانند روز فرشته دارد تا بدین ترتیب بروز خلاقیت های پیشرفته تر و عمیق تر بخصوص در حوزه سینمای معناگرا با پشتوانه آنها تحقق و نمود با ارزش تر و جهانی تر ی پیدا کند.به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است خوشحالم که مقاله ی چهارم درشبی پایان می گیرد که درآن فرشتگان تا بامداد موج برکات و فیوضات خود را نثار ما آدمیان خاکی می کنند. انا انزلنا فی لیله القد ر و ما ادراک ما لیله القدر لیله القدرو خیر من الف شهر تنزلل ملائک و الروح فیها باذن ربک من کل امر سلام هی حتی مطلع الفجر.
هذا من فضل ربی
فرخ انصاری
بیست و یکم رمضان
مصادف با سوم آبان ماه
1384