معتضد: شما درسینمای ایران سال ها ست حضوردارید اما بهردلیل آدم مطرحی نیستید چرا؟

 

انصاری: بله! فکر می کنم عضو خانواده سینمای ایران نیستم البته گاهگاهی احساس  یک عضوطرد شده را دارم. اما باید این را هم  بگویم که  این طرد شدگی؛ علت اش بیرونی نیست،بلکه  درونی است. به عبارت ساده تر؛ نمی توانم شخص یا سازمان یا سیاست خاصی را مسئول این جداافتادگی معرفی کنم. من صاحب ذهن یا  شخصیتی هستم که بخش اعظمی از آن، محصول کار آفرینش خداوند است   و من تنها آنها را با خود یدک می کشم والبته چوبشو روهم  زیاد خوردم بقول مرحوم احمد شاملو: میوه بر شاخه شدم سنگپاره د رکف کودک طلسم معجزتی مگر نجات دهد از کمند خویش تنم چونان که دست تطاول به خود گشاده منم.

 

معتضد: فکر می کنید ذهن و شخصیت شما منشاء خیر وبرکتی هم برای سینمای ایران بوده است؟

 

انصاری: بله من خدمت زیادی به برخی شخصیت ها و روانه های سینمایی ایران کرده ام – منهای همکاری با فیلمخانه ملی ایران د ر طول سال های 65تا 70که با ساختن مستند سینمای ایران ازتولد تاتولد دوباره و افتتاح  مجدد کانون فیلم تهران به پایان رسید – می توانم به  ساعت ها تدریس در سر کلاس هایی که کارگردان ها وبازیگران  و دیگر دست اندرکاران مطرح سینمای  این مرز بو م؛ در آنها بعنوان انشجوحضور داشته اند؛ اشاره کنم.

 

معتضد: فکر می کنید اگر ازاین دانشجویان سابق و دست اندرکاران حرفه ای فعلی سینمای ایران بپرسند که شما د رپیشرفت شان سهیم بود ه اید یا نه؟ چه جوابی می دهند؟

 

انصاری: تعداد کمی از آنها می گویند" استفاده هایی" کرده اند اما اکثرشان و بخصوص"  موفق ها "فکر کنم پاسخ شان  منفی باشد. این بخصوص در مورد "خیلی موفق ها" صادق تر هم هست؛ زیرا آنها در همان هنگام دانشجویی هم معتقد بودندیعنی از حرفها سوالات و نگاه های شان بر می آمد  که من چیزی برا ی آموختن در خورجین اطلاعات آکادمیک خود برای شان  ندارم.

 

معتضد: می توانید  چند تن از این "سوپر موفق ها" نام ببرید؟

 

انصاری: ترجیح می دهم از آنها نام نبرم اما این رابرای شما بگویم که من هم برای آنها و موفقیت های  شان تره هم خورد نمی کنم. با این وجود اگر گاهگاهی تحت تاثیر قرارم داده باشند؛منظورم این است که د رفیلمی یا اثری یا مصاحبه ای    حرف حساب و حقی زده باشند؛ به ستایش شان نشسته ام. بعضی وقتا هم تقیه کرده ام و چیزی به زبان نیاورده ام. گاهی هم مجبور شده ام که  واکنشی داشته باشم بعنوان مثال در کتا ب چشمه های معنوی (که د روبلاگم انعکاس یافته)  کار و هنربرخی از این سوپر مشهور ها  را کوبیده ام.

 

معتضد: فکرمی کنید امروز بتوانید با آنان رقابت کنید

 

انصاری: در شرائط برابر بله؛ در زمینه فیلمنامه نویسی با همه فیلمنامه نویسان جهان دوست دارم رقابت کنم. دوست دارم در این مسابقه ها داورانی که حقوق بگیر دولت نباشند و خودشان را با ضوابط تصویب و تایید جمهوری اسلامی تطبیق نداده باشند کار من و دیگران را مورد داوری قراردهند. برای من باخت در این مسابقه ها به اندازه ی پیروزی پر اهمیت است. با خودم می گویم چه خوب می شود که من و سوپر موفق ها مسابقه فیلمنامه نویسی بدهیم و بعد شخصیت بزرگی چون بهرام بیضایی بگوید تو نمره نیاوردی. او دست هرکسی را که بالا ببرد من می پرم وصورتش  را می بوسم. پیروزی که جای خود دارد.

 

معتضد: در حوزه های دیگر مثل بازیگری و کارگردانی نیز حاضرید رقابت کنید.

 

انصاری: حتما به شرط این که نه آنها پول بگیرند نه من یا همان پولی(وامکاناتی) را که آنان می گیرند به من هم بدهند.

 

معتضد: آندسته از دست اندکاران سینمای ایران که با شما همکاری کرده اند و ضرورتاهم سر کلاس های درس شما نبود ه اند؛ آیا فکر می کنید برای شما اعتباری بعنوان یک فیلمساز یا صاحب نظر سینمایی قائل باشند.

 

انصاری: پاسخ تان مثبت است.

 

معتضد: می توانید از برخی از حامیان هنر خود درصنعت سینمای ایران نام ببرید.

 

انصاری: ترجیح می دهم ا زآنها نیزنام نبرم. من البته در فیلم تاریخ سینمای ایران منظورم مستند بلند و سی و پنج میلی متری سینمای ایران از تولد تا تولد دوباره است که آن را برا ی فیلم خانه ملی ایران و در طول سال های شصت و هفت تا هفتاد ساختم به هنر بسیاری از هنرمندان سینمای ایرا ن پرداختم بی آن که حتی با آنها یک کلمه هم حرف زده باشم  آنها امروز هم نمی دانند که پیش از فیلم "ناصر الدین شاه اکتور سینما" فیلمی در مورد هنرشان توسط من ساخته شده است. البته با تنی چند ا زآنان مصاحبه هایی انجام دادم و آنان رادر  جریان تحقیقاتم قرار دادم وحتی فیلمنامه را در اختیارشان قرار دادم تا در مورد آن اظهار نظر کنند مثلا آقای محمد رضا اصلانی و آقای خسرو سینایی و علی ژکان اما با دیگران سلام وعلیکی نداشته ام. بدنیست  این را نیز اضافه کنم  که اکثر کسانی که بامن در فیلم هایی که ساخته ام همکاری داشته اند بعید است مهارت های مرا در امور افرینشی و هنری تولید فیلم؛ نادیده بگیرند ولو این که بعد ا زساختن آن پروژه بنا به دلائلی ازهم فاصله گرفته باشیم.

 

معتضد: اساسا شما در چه حوزه هایی از هنرسینما فعال بود ه اید؟

 

انصاری: من در عرصه پژوهش؛ ترجمه؛ تدریس (فیلمنامه نویسی به زبان انگلیسی و فارسی؛ کارگردانی؛ فیلم مستند؛ بازیگری وتولید فیلم)؛ کارگردانی(مستند و داستانی)؛؛ بازیگری(تئاتر و سینما) و روایتگری؛ موسیقی فیلم و ترانه سرایی و خوانندگی؛ تدوین و صداگذاری؛ مدیریت تولید و تهیه کنندگی؛ افتتاح کانون های فیلم(تهران ومعناگرا) و گردانندگی بحث های سینمایی و نیز نگارش نقد فیلم فعال بود ه ام.

 

معتضد: شما  مدتی است در بیناد سینمایی فارابی شاغل شده اید در مورد این دوره از زندگی تان بگویید.

 

انصاری: برای پاسخ به این سوال باید به شما بگویم که من خواب کار کردن د ربنیاد سینمایی فارابی را هم نمی دیدم؛ ماجرا این گونه شروع شد که من پدرم را در سال 1381از دست دادم پدرم چند روز پیش از آن که فوت کند د رپارک قیطریه پس از شیندن داستان فیلمنامه" گوشت " که آن را برای خارج از کشورو به زبان انگلیسی نوشتم؛ به من گفت:فرخ سال های بی کاری توروزی سپری خواهد شدو تو روزی از جا برخواهی خواست(د رآن زمان مدتها بود که کار نکرده بودم) او آنگاه مثالی ازتاریخ آورد و گفت سردار سپه (منظورش رضا شاه بود)در شصت و دوسالگی کودتا کرد و روزی که از ایران تعبید شد توانسته بود د رایران تغییرات و تحولات (مثبت ومنفی) زیادی بوجود آورد. من بعد از فوت پدرم با این فکر افتادم که یک فیلم داستانی دیجیتال بسازم بنابراین فیلمنامه" زن سمی" را به نگارش در آورد م و مرحوم مادرم خانم دکتر عفت نوابی نژاد وقتی متوجه بار دینی و بهداشتی فیلمنامه شد (زن سمی فیلمی داستانی  در مورد بیماری ایدز است) چند میلیون تومان قرض کرد و به من داد ومن با مصیبت زیاد و به کمک دوستانی بسیار خوب و دشمنانی بسیار خطرناک که در گروهم جا خوش کرد ه بودند؛ تصویر برداری  این فیلم را د ر دیماه 1382 به پایان بردم اما برای تدوین آن و مراحل بعدی کار  همچنان با دشواری های زیادی روبرو بودم تا آن که درسالگرد فوت پدرم؛ مادرم شرائطی فراهم آورد  که من بتوانم  با آقای  عبدالله اسفندیاری پیرامون سرنوشت فیلمی که ساخته بودم مشورت هایی بکنم. من آقای  اسفندیاری را ازقبل می شناختم اما دوستی ای با او نداشتم بنابراین درجریان چند ملاقات حضوری توانستم اعتماد او را به خودم جلب کنم تا جایی که او از من بعنوان پژوهشگر دعوت کرد تا  د رحوزه معناگرای بنیاد که به تازگی تاسیس شده بود همکاری کنم. بدین ترتیب من به بنیاد آمد م و اولین طرحی که دادم تاسیس "کانون فیلم معناگرا" بود که بامساعی آقای اسفندیاری و زحمت فراوان دوستم آقای  رضا محمدی این برنامه به نتیجه رسید و کانون فیلم معناگرا عملا نمایش ها و همایش های خود رادرسینما فرهنگ آغاز کرد و من هم کارم گردانندگی بحث های سینمایی بود. اما در سال 1385 عبدالله اسفندیاری ترجیح داد که من دیگر د رحوزه کار نکنم و د رکانون هم نباشم بنابراین با اقدامات و مکاتباتی که او با آقای رضا بالا صورت داد من به واحد اطلاع رسانی بنیاد سینمایی فارابی منتقل شدم تا در آن جا بعنوان محقق کارکنم.

 

معتضد: درطول همکاری با حوزه معناگرا دست آورد های دیگری هم داشتید؟

 

انصاری: بله در شورا ها ی تصویب و بررسی فیلمنامه شرکت می کردم ونظر می دادم اما نظر های من بسیار اتفاق می افتادکه به دلیل خاستگاه های هنری وفلسفی و بخصوص  دینی ام؛  با نظرات آقای عبدالله اسفندیاری همسو نبود او البته  بار ها در این ارتباط به من تذکر  داد که من گوش نکرد م و کار خودم را  کرد م. بالاخره کاسه صبرش لبریزشد و عطایم را به لقایم بخشید. همزمان و قبل از محرومیت ا زکار درحوزه معناگرا؛ شورا ی دیگری نیز با طراحی و برنامه های راهبردی  آقای مجید  رضا بالا تشکیل شد؛ بنام شورای تولید فیلمنامه که  در آن جاهم تا روز خلع ید م؛ به عنوان کارشناس و  فیلمنامه نویس فعال بودم.

 

معتضد:بعنوان کارشناس ازکارهایی که کرد ه اید منظورم نظر هایی که داده اید راضی هستید یعنی دفاع می کنید.

 

انصاری: صد درصد البته منهای جاهایی که اشتباه کرده ام و خودم هم متقاعد شده ام که اشتباه کرد ه ام.اساسا من فکر کنم که عضویت در شوراهایی از این دست بخصوص  "شوراهای تصویب فیلمنامه"، نیاز به شجاعت دارد و بزکله تکان بده نمی خواهد  ومن هم طبعا دوست ندارم مصلحت گرایی کنم و حرفم رانزم یا ببینم دیگران چه موضعی می گیرند و من هم همان موضع را بگیرم. آزاد اندیشی و حقیقت طلبی شرط لازم شرکت در این قبیل شورا هاست و مصلحت گرایی بخصوص مصلحت گرایی های سیاسی و عقیدتی،شخصی وسلیقه ای، مقراض خطرناک هدف های فرهنگی ناظر بر این گونه شورا هاست.این راهم بگویم که منهای یک اثر از حمید امجد و یک اثر از محمد رضا اصلانی اثری که بتوانم دربست آن را تایید کنم د ر حوزه معناگرا و در شورای تولید فیلمنامه نخواندم اما درد بزرگم همیشه این بوده که می توانستم با فیلمنامه نویس ها  گفتگو کنم و گفتمان کارشناسی متقابلی را تدارک ببینم  که همواره ازمن دریغ می شد، یکی دوباری با نویسندگان به طور خصوصی و کاملا غیر رسمی  حرف زدم و آنها از بحث هایی که من می کردم راضی به نظر می رسیدندو گاهی هم تعجب می کردند که چرا من را در حوزه یا بخش فرهنگی به بازی نمی گیرند.

 

معتضد: خودتان چی؟ درحوزه چیزی نوشتید منظورم فیلمنامه یا مقاله است.

 

انصاری:بله اتفاقا درزمینه نگارش فیلمنامه بسیارفعال بودم تاجایی که داد اعضای شورا و حتی خود آقای اسفندیاری هم در می آمد. فیلمنامه های معناگرای "زکریا"؛ "با خویشتن می رقصد"(که عنوان این مصاحبه مدیون یکی از سکانس های مهم برگرفته از قرآن؛ آن است)؛ "سحرگا ه سبز" و "تله پاتی" و طرح های "چوپان اجیاد"؛ "سینما جهنم" و " آواز های بی صدا"و" ساعت مناره ها" " خرگوش سیاه " "پرچین واطلسی " محصول این دوران هستند به همین ترتیب مقاله "نشانه شناشی سینمای معناگرا" و کتاب "چشمه های معنوی" و ترجمه کتاب "در میان گلوله ها" اثر مایکل بلیس در مورد جان وو کارگردان شهیر چینی / آمریکایی به نگارش در آورده و یا ترجمه کرد م.

 

معتضد: فکرکنم موقع آن شده است که وارد دنیای فیلم های شما شویم و آنها را کالبدشکافی کنیم دوست دارید ازکدام فیلم شروع کنیم.

 

انصاری: قاعدتا با ید از فیلم هایی که در زمان دانشجویی در آمریکا ساختم شروع کنیم. اما این فیلم ها را درجریان  جابجایی ها و سفرهایی که کرده ام از دست داده ام وهیچ نسخه ای ازانها وجود ندارد بنابراین می توانیم از فیلم عاشق کوچک شروع کنیم.